تعداد بازدید: ۱۶۱
کد خبر: ۲۰۱۵۷
تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۲۲:۰۰ - 2024 18 May
ماجراهای تبعه موجاز
نویسنده : نجیب

از زمانی که این سماواری‌ها (قهوه‌خانَه‌ها) راه افتاده، زیندَگانی ما در این وُلسوالی زیادَه تغییر کرده.

خدا پیدر این مردومان نَی‌ریز را بیامرزد که چَشم و هم چَشمی مَی‌کونند و تا یَکی کاری راه انداخت و برایش گرفتَه کرد، در همَه سَرَک‌ها (خیابانها) و کوچَه پس کوچَه‌ها آن کار را راه انداخته مَی‌کونند.

از جملَه همین سماواری‌ها که دُکان آن مَثال سوپرمارکیت همَه جا دیدَه مَی‌شود. خود سوپرمارکیت‌ها هم الآن قهوَه اورژانسی سرو مَی‌کونند و تحویل موشتری مَی‌دهند.

باور کونید بیسیار اعتیاد شیرینی است و اگر یَک روز تلخی آن را چَشیده نکونم، حَوصله سخن گفتن با زولَیخا را هم ندارم؛ چَه بَرسد بَ کندَه‌کاری.

اصلاً از روزی که بَ آنجا روان مَی‌شوم، دوستان زیادی پَیدا کرده‌ام و همان اعتیاد کوفتی و مصرف زهر ماری را هم کَنار گوذاشته‌ام.

تازه کار کندَه‌کاری هم هر روز بَ من مَی‌رسد و هر کس کاری داشتَه باشد، همان جا بَ من سَفارش مَی‌دهد و در نَوبت کندَه‌کاری مَی‌رود.

حتی درد معده با تَوصیه یَکی از همین دوستان حل بَشد و یَک چیزی بَ نام دَوای کوفته که از جیبش در آورد و همان مَوقع بَ من بَداد، باعث شد تا از این رو بَ آن رو شوم.

بحث روز و انواع میز‌های گرد هر روز نُقل مَحفَل است و بیچاره قهوَه‌چی مجبور است همَه آن‌ها را گوش دهد و درد و دل همَه را شَنیده کوند.

بَ قول یَکی از دوستان، پاتوق سالمی است و خلاف سنگین آن یَک نخ سِگرِت (سیگار) است.

فقط امید دارم اربابانَ این وَلایت جَلوی همین یَک دانَه شور و نیشاط اجتماعی را هم گرفتَه نکونند.

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها