تعداد بازدید: ۴۵
کد خبر: ۱۹۶۶۸
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۰ - 2024 16 March
نویسنده : بهارستان / عبدالرحمن جامی

نابینائی در شب تاریک چراغی در دست و سبوئی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت:

ای نادان! روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

نابینا بخندید و گفت: این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است، تا به من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.

حال نادان را به از دانا نمی‌داند کسی
گرچه دردانش فزون از بوعلی سینا بوَد

طعن نابینا مزن ای دم ز بینائی زده
زانکه نابینا به کار خویشتن بینا بود

 

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها