تعداد بازدید: ۱۴۸
کد خبر: ۱۹۱۵۳
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۰ - 2024 13 January
نویسنده : گلابتون

بی‌بی هراسان و جیغ‌کشان از خواب پرید...

نشستم کنارش...

- چی شده بی‌بی؟

- مغولا حمله کردن!

- چیطو شده؟  

- خوو دیدم مغولا ریختودن تو شهر!

لیوان آبی دادم دستش.

- خب دیگه چی شد؟

- بلا دور، بلا دور، دورِ جونُم، دورِ جونُم، خوو دیدم مُردم!

- عه؟

- عه و مرضض، عه و درد، خَوَر مرگُت، بوگو دور از جونُت...

- دور از جونتون باشه بی‌بی، چیزی نیس. بگیرین بخوابین.

- باخابم؟

- بله دیگه بی‌بی.

- چیطو باخابم؟  

- ینی چی چطور بخوابین؟ سرتون رو بذارین رو بالش بخوابین دیگه.

- دختر، میه من دیه خووو میرم، میه من دیه اَ تو فکر او خووو در میام؟  

- الان میگین چیکار کنیم بی‌بی؟

- میفَمی آغات خدابیامرز ایطو موقا چیکار می‌کرد؟

- نه بی‌بی، چیکار می‌کرد؟

- یَی گوسفندی میسَد، دور سرُم تووو می‌داد، قربونی می‌کرد، بعدُشم می‌داد اونِی که نداشتن گوشت بُسونن.

- خب بی‌بی الان می‌گین من چکار کنم؟

- کاری که آغات می‌کرد، من خو ایطو تو فکرُش در نیام!

- ینی گوسفند قربونی کنم؟

- هاااااااااا؟

- الان؟ ساعت چار صبح بی‌بی؟

- هاااااا!

- بی‌بی؟  

- خیل‌خووو، حالا صُب.

*****
فردا صبح بی‌بی گوشی را داد دستم.

- بیا، شماری اِسمال قصاب ر بیگیر...

شماره را گرفتم و گوشی را دادم دستش...

- اِسمال... سلام، چیطوری؟ بی‌بی‌ام. هاااا! میگم اسمال ماخاسم بینم یَی گوسفن ده پونزه کیلویی چن؟ ... چنننن؟ خو ولُش کن.

یَی ده یازه کیلویی چن؟  ... چنننن؟ خو ایم ولش کن. هف‌هش کیلوییش چن؟ ... واویلا! چار پن کیلویی ندری؟  ... ینی اصن گیر نِیا؟ ...  ولُش کن حالا نپه. گلاب ر میفرسم یَی دو سه کیلو گوشت خوبی بدش تا بییَره.
*****
بی‌بی نگاهی به پلاستیک توی دستم انداخت.

- چن شد؟

- یک و نیم!

- چنننن؟

- یک و نیم بی‌بی جون، یه میلیون و نیم...

- ووووی تُف تو روم، میه چن کیلوئه؟ کیلو چنه میه؟ اشتوا نکرده؟

- نه بی بی دیگه، گوشت کیلو پونصد تومن، اینم سه کیلوئه، شد یک و نیم...

- ووووی، ووووی فشارُم افتید...

کمی مکث کرد.

- برو حالا یَی سینی و کارد و کارتیزکن بیار تا خردوشون کنیم.

*****
نگاهی به بسته‌های گوشت کردم.

- چیکار کنم بی‌بی حالا اینارو؟ برا کی ببرم؟

کمی فکر کرد.  

- میگم گلابی، چن وخته خودومون گوشت گوسفن نخوردیم؟

- نمی‌دونم بی‌بی، دو سه ماهی هس به نظرم.

- با‌ای قیمتو خو تا یَی سال دو سال دیه‌ام گمون نکن بتونیم بسونیم بخوریم. پوشو برو بذار تو یَخچال خودون، اَ هو قدیمم گفتن چراغی که اَ خونه روا هه اَ مسجد حرومه!  

 

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها