تعداد بازدید: ۵۳
کد خبر: ۱۹۱۰۱
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۴۰۲ - ۰۸:۵۹ - 2024 12 January

رئیس جمهور منتخب
از برخی مناطق  کشور بازدید کرد
و زمانی که به منطقه ما رسید گفت:
شکایت هایتان را صادقانه و آشکارا بیان دارید
و از کسی بیم مدارید
که زمان دلهره سپری گشت .
دوستم حسن گفت:
پس چه شد نان و شیر؟
وچه شد تأمین مسکن؟
و چه شد کسی که داروی رایگان به فقرا می دهد؟
جناب رییس جمهور
که ما چیزی از این همه ندیده ایم !
رییس جمهور با اندوه گفت:
خداوند مرا در آتش اندازد
همه این مصیبت ها در کشور من است؟
فرزندم ! از صداقت تو در آگاه ساختنم سپاسگزارم
آینده ای نیکو خواهی داشت .
سال بعد دوباره دیدارمان نمود
و دوباره گفت:
شکایت هایتان را صادقانه و آشکارا بیان دارید
و از کسی بیم مدارید
که زمان دلهره سپری گشت
کسی شکایتی نبرد
اما من آشکارا بیان داشتم:
پس چه شد نان و شیر؟
و چه شد تأمین مسکن
و چه شد کسی که
 داروی رایگان به فقرا می دهد؟
با عرض معذرت
دوستم حسن چه شد ؟!

شعری از احمد مطر شاعر عراقی

“برگردان:مجید سعدآبادی”

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها