تعداد بازدید: ۱۴۵
کد خبر: ۱۷۳۹۷
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۲ - ۰۷:۴۰ - 2023 16 July
ماجراهای من و بی‌بی
نویسنده : گلابتون

بی بی خریدهایش را گذاشت روی زمین و گفت:

- به نظرُت این چن قلم جنسو چن شده؟

- نمی‌دونم بی‌بی. چن؟

- حالا یَی حدسی بزن.

- نمی‌دونم بی‌بی خب.

- ووووی حالا خَور مرگت یَی چی بوگو.

- نمی‌دونم بی‌بی خب، چی بگم؟ سیصد تومن حتمن.

- سیصد تومن؟ باشه! میدنُت.

هی قوطی روغنو با‌ای مرغو با نیم کیلو پنیر و دو تا هندونه شده پونصد و شص تومن.

- شوخی می‌کنی بی‌بی.

- قیافِی من الان مث آدمی هه که درن شوخی می‌کنن؟

- نه بی‌بی اصلاً.

- میه دیه میشه چی بسونی دختر؟ میه میشه نون بخوری؟ ینی یَی وضی شده که میری درِ کوچه رِ واز میکنی نیگا تو کوچه می‌کنی مییِی تو خونه میشه دویس هزار تومن!

- بله بی‌بی، راس میگین بخدا...
خرید‌ها را برداشتم و پاتند کردم به طرف آشپزخانه که بی‌بی صدایم زد...

- هوووووی، اینارِ کجا می‌بری؟

- می‌برم آشپزخونه دیگه بی‌بی، یه چیزی درس کنیم برا ناهار ظهر.

بی‌بی ابرویی انداخت بالا.

- چی‌چی مثلاً؟

به مرغ توی دستم اشاره کردم.

- مرغ که گرفتین بی‌بی. یه چلو مرغ چیزی بخوریم دیگه.

- گِل مزار بخوری تو نه مرغ! میفمی هی مرغو چن شده؟ دویس تومن.

ینی مرغ نخوری نیشه؟

- چی بگم والا بی‌بی؟ باشه.

میخواین شامی درست کنیم؟

- شامی؟ میفمی گوشت کیلو چنه دختر؟

یر ناحق بخور‌ی نه شامی.

حتماً نون ساندویچی دونِی چار هزار تومنم مِخی.

- کته بخوریم بی‌بی؟

- برنج ندریم. پولم نداشتم بسونم.

- چطوره تیلیت بخوریم بی‌بی.

تیلیت کشک.

می‌دونین چن وقته نخوردیم.

- یَی قوطی کشکی درن میگن سی چل هزار تومن دختر.

با‌ای نونِی بازارم خو نیشه تیلت کنی.

سه چار تام نون محلی ماخا، سبزی و خیارسبز و اینام دیه به کنار.

پس چکار کنیم بی‌بی؟

بلند شد لباس‌هایش را پوشید.

- کجا بی‌بی؟

- من خو میرم خراب میشم خونِی اصغر، توام یی فکری به حال خودُت بکن.

 

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها