تعداد بازدید: ۸۹
کد خبر: ۱۶۷۱۵
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۲۰:۱۳ - 2023 13 May

هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی؟ گفت خطایی معلوم نکردم و لیکن دیدم که مهابت من در دل ایشان بی‌کران است و بر عهد من اعتماد کلی ندارند. ترسیدم از بیم گزند خویش آهنگ هلاک من کنند. پس قول حکما را کار بستم که گفته‌اند:

از آن کز تو ترسد بترس‌ای حکیم
وگر با چنو صد بر آیی به جنگ

از آن مار بر پای راعی زند
که ترسد سرش را بکوبد به سنگ

نبینی که، چون گربه عاجز شود
برآرد به چنگال چشم پلنگ

گلستان سعدی، باب اول، در سیرت پادشاهان

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها