کسی که رشوه میگیرد، خیلی زود دستش رو میشود
/ حداقل نصف ساعات کاری کارمندان بانک مفید است
/ اربابرجوع فقط توقع دارد درست جواب سلامش را بدهی و برای وقتش ارزش قائل شوی
/ چون موتور اداره پست خورجین دارد، بعضی از پیرمرد و پیرزنهایی که ما را میبینند فکر میکنند دوغی هستیم!
/ دوسه ساعت است اینترنت قطع شده و چند اربابرجوع از این طرف و آن طرف و حتی روستاها آمدهاند و دست خالی برگشتهاند
اگر بخواهیم بیپرده بگوییم شغل کارمندی از کارهایی است که اعتراض مردم نسبت به آن کم نیست. اکثر مردم فکر میکنند شغل کارمندی نسبت به شغلهای دیگر آسانتر و دغدغههای کارمندان نسبت به دیگر اقشار کمتر است. به مناسبت روز کارمند در چهارم شهریورماه با چند تن از کارمندان ادارات نیریز گفتگویی انجام دادیم که میخوانید:
طیبه محمدی کارشناس مسئول دفاتر املاک و بازداشتی ثبت نیریز است و حدود ١١ سال سابقه کار دارد.
در مورد برخوردش با اربابرجوع با خنده میگوید: اگر بخواهم خودم به خودم نمره بدهم که به نظرم عالی هستم اما واقعاً تلاش میکنم کار مردم را طوری انجام بدهم که راضی باشند. تا آنجا که میشود سعی میکنم به اربابرجوع هم نگاه نکنم تا به خاطر آشنایی مجبور شوم کارش را زودتر انجام دهم، اما بودهاند آشنایانی که کارشان را در نوبت گذاشتهام و حتی کسانی که درخواست غیرقانونی داشتهاند و توجیهشان کردهام که کارشان غیرقانونی است و از عهدهی ما برنمیآید.
ادامه میدهد: باور کنید ما بیشتر از حد توانمان کار میکنیم، به طوری که حتی گاهی وقت نمیکنیم صبحانه یا یک لیوان آب بخوریم.
در مورد اینکه تا به حال کسی به او پیشنهاد رشوه داده یا نه میگوید: به صورت مستقیم نه ولی خوب بودهاند افرادی که خواستهاند شیرینی بدهند یا پولی پرداخت کنند که ما قبول نکردهایم. مثل چند سال پیش که جای دیگری کار میکردم. پیرمرد خوشبرخوردی به ادارهامان آمد، یک صد تومانی به من داد و گفت حتماً با این پول برای خودت و تمام کارمندان اداره شیرینی بخر! نصفش را هم بده به رئیس! خلاصه با اصرار صد تومانی را گذاشت و رفت!
یکی از کارمندان ثبت احوال که قصد ندارد خودش را معرفی کند، از دست برخی ازمراجعهکنندگانگلایهمند است.
میگوید: بعضی افراد هنوز نیامده میخواهند بروند و گلایه دارند از اینکه آنها را به اتاقهای مختلف میفرستیم، درحالی که اطلاعی از سیستم و امور اداری ندارند و نمیدانند اینها سلسلهمراتب کاری است. مثلاً برای تغییر نام یا نام خانوادگی باید مراحل زیادی طی شود که فرد فکر میکند ما آنها را به یکدیگر پاس میدهیم.
او میگوید: با توجه به دولت الکترونیک، صد در صد کارهای ما راحتتر شده. ما قبلاً به ثبتاسناد کشور دسترسی نداشتیم اما الان به کل اسناد کشور دسترسی داریم.
مهدی لطفی ١٣ سال است که تحویلدار بانک است. او از برخوردهای مردم نسبتاً راضی است و میگوید: در کار ما، همهی مردم به گونهای از بانک طلبکار هستند، به همین خاطر سعی میکنیم کارشان را سریعتر انجام دهیم.
ادامه میدهد: به نظرم حداقل نصف ساعات کاری کارمندان بانک مفید است، درحالی که کارمندان بعضی سازمانها دو ساعت کار مفید هم انجام نمیدهند. من خودم به شخصه در طول ساعات کاری نمیتوانم بیشتر از ١٠ دقیقه با گوشیام کار کنم، چون سرم خیلی شلوغ است.
در مورد اینکه تابه حال خارج از نوبت کار کسی را انجام داده یا نه، میگوید: واقعاً نه؛ یعنی نمیتوانیم این کار را انجام دهیم، چون مراجعین بالای سرمان میایستند و اعتراض میکنند. حتی بوده برادرم هم آمده و او را منتظر نگه داشتهام.
لطفی میگوید: با توجه به سیستم الکترونیکی، کار ما خیلی راحتتر شده. الان مردم میتوانند با همراهبانکها، اکثر کارهای بانکیشان را در خانه انجام دهند.
در مورد خاطراتش میگوید: بعضی از مردم زمانی که به اشتباه به آنها پول زیادی میدهیم، مابقی آن را پس میآورند، که ما خیلی خوشحال میشویم.
عباس ابراهیم اکبرزاده کارشناس ارشد مالیاتی در اداره دارایی و ٨-٢٧ سال سابقهکار دارد.
در مورد برخورد با اربابرجوع میگوید: کسانی که اخلاقشان خوب است، با آنها خوبیم، آنهایی هم که طلبکارند، باز سعی میکنیم با آنها خوب باشیم. به نظرم اربابرجوع فقط توقع دارد درست جواب سلامش را بدهی و برای وقتش ارزش قائل شوی، اگر این کار را انجام دهی، حتی بیرون از اداره هم به تو احترام میگذارد.
در مورد پارتیبازی با خنده میگوید: مگر میشود در کاری اهل پارتیبازی نبود؟ اما جدا از شوخی گاهی سعی میکنیم کار بعضی مراجعهکنندگان را زودتر انجام دهیم، بهطوری که حق بقیه هم ضایع نشود. به عنوان مثال شخصی که از روستا میآید، به خاطر ١٠ دقیقه تأخیر ممکن است مجبور شود یک روز تمام در نیریز بماند و ٣٠٠-٢٠٠ هزار تومان هزینهاش شود. به نظر من این به وجدان کاری افراد برمیگردد که کار این افراد را چند دقیقه زودتر انجام دهند و این شامل پارتیبازی نمیشود.
در مورد اینکه تابه حالبه او پیشنهاد رشوه شده یا نه، میگوید:
پیشنهاد رشوه که در مملکت ما زیاد است، ولی به عقیده من رشوه بیشتر به پستهای بالا برمیگردد و باز هم به وجدان فرد که بخواهد چه نانی سرِ سفرهِ زن و بچهاش بگذارد.
در مورد کار مفید کارمندان در طول روز میگوید: خدایی بعضی از کارمندان صفر یا حداکثر در حد نیم ساعت و بعضیها هر ٨ ساعت کار مفید انجام میدهند. اگر مدیریت یک سازمان نادرست باشد، کارمند هر کاری دوست داشته باشد انجام میدهد.
آقای اکبرزاده در مورد الکترونیکیشدن امور اداری میگوید:
با توجه به قطعی مدام اینترنت، نه؛ خوب نیست. لااقل قبلاً این مکافاتها را نداشتیم. الان دوسه ساعت است اینترنت قطع شده و چند اربابرجوع از این طرف و آن طرف و حتی روستاها آمدهاند و دست خالی برگشتهاند.
حسین گلستانی دو سال است که کارمند درآمد شهرداری است. از نظر او برخورد بعضی مراجعهکنندگان واقعاً خوب نیست.
میگوید: مردم بدبین شدهاند و البته گاهی هم حق دارند. مورد داشتیم طرف فحش داده و با عصبانیت رفته، اما وقتی برگشته و توضیح ما را شنیده، قانع شده.
در مورد پارتی بازی و کار غیرقانونی میگوید:
بارها پیش آمده که در شهرهای همجوار خلاف قانون عمل کردهاند و عوارض خودرو را کمتر گرفتهاند و مردم اعتراض کردهاند اما ما به آنها میگوییم که این کار، یک کار قانونی نیست و ما این کار را انجام نمیدهیم.
او که به قول خودش جزء اولین نفراتی بوده که در نیریز، روی گوشیاش اینستاگرام نصب کرده میگوید: باور کنید با این وجود، اصلاً وقتی نمیماند که با گوشیام کار کنم. شاید صدای گوشی که بلند میشود بتوانم در حد یک دقیقه تنها نگاهی به آن بیندازیم اما به خانه که میروم به تلافی آن تا ساعت ١-١٢ شب دستم به گوشی است.
از خاطراتش که میپرسم میگوید: پیرمردی در دوره تخفیف مراجعه کرد، درحالیکه فیشش مال زمان قبل از تخفیف بود. من او را برای گرفتن تخفیف به واحد نوسازی فرستادم و پیرمرد وقتی برگشت به خاطر یک تخفیف ٢٠ هزار تومانی سرتا پای مرا بوسید!
حامد جمالی ٣ سال است که به عنوان کارشناس جنگل و مراتع در اداره منابع طبیعی مشغول کار است.
در مورد برخورد با مردم میگوید: والا در این مورد که مردم باید نظر بدهند اما همه میگویند خوشبرخورد و خوشرو هستم اما بعضی از مردم ما را درک نمیکنند. اداره منابع طبیعی مانند اداره محیطزیست یک اداره حاکمیتی است و ما خدماترسانی آنچنانی نداریم و در واقع بیشتر مردم طلبکارمان هستند. بسیاری از اوقات افرادی هستند که قسمتهایی از منابعطبیعی را تصرف میکنند و در آن انجیر میکارند و چیزهای دیگر کشت میکنند و وقتی با آنها برخورد میکنیم به مذاقشان خوش نمیآید ولی خوب این جزئی از وظایف ماست و نمیتوانیم وظیفه قانونیامان را انجام ندهیم.
حامد جمالی در مورد ساعات کاریاشان در اداره میگوید: باور کنید کارمندان منابع طبیعی در طول روز هر ٨ ساعت کار مفید انجام میدهند، یعنی به نوعی کار ما روز و شب ندارد و ممکن است هر ساعتی از شبانهروز به مأموریت برویم. بعضی اوقات بوده که کاری پیش آمده و ١١ شب رفتهایم و ٩ صبح برگشتهایم خانه.
او هم از کارمندانی است که چند باری به او پیشنهاد رشوه شده اما به گفتهی خودش قبول نکرده.
میگوید: نمیشود، واحدهای ما یکدیگر را پشتیبانی میکنند و کسی که رشوه میگیرد، خیلی زود دستش رو میشود. به قول معروف ماه هیچوقت پشت ابر نمیماند، جدا از اینکه بچههای این اداره اهل رشوهگیری هم نیستند.
جمالی که در اداره از گوشی سادهاش استفاده میکند، در مورد خاطراتش میگوید:
همین دو هفته پیش برای کمک به منابع طبیعی داراب و خاموش کردن آتش و سرایتنکردن آن به جنگلهای نیریز، به یکی از کوههای داراب رفته بودیم. در یکی از کوهها شکافی وجود داشت و بوته خاری روی آن بود که خیلی شبیه سنگ بود که رئیس اداره به خیال اینکه سنگ است پایش را روی آن گذاشت و تا نیمتنه فرو رفت و البته به خیر گذشت. به نظرم اینها از سختیهای کار کارمندان منابعطبیعی است که از کمترین حقوق برخوردارند.
بهنوش سبحانی کارشناس مسئول تغذیه شهرستان و دارای ١١ سال سابقهکار است. به گفتهی او برخی مراجعهکنندگان بسیار مؤدب و بعضی اصلاً توجیهپذیر نیستند.
وی که اغلب کارش در مورد سبد کالای کودکان زیر ٦ سال و زنان باردار است میگوید: سبدهای کالا محدود است و شامل افراد خاصی میشود اما خیلی افراد توقع دارند سبد کالا را برای آنها تأیید کنیم و حتی گاهی شکایتمان را به فرمانداری هم میبرند اما درخواستشان غیرقانونی است و راه به جایی نمیبرند. حتی خیلی از آشنایان توقع دارند به قول معروف پارتیبازی کنیم و سبد کالا را به آنها بدهیم که من محترمانه ردشان میکنم.
برایم هم فرقی نمیکند اربابرجوع چه کسی باشد، همه را به نوبت رد میکنم. حتی برادر خودم که برای رژیمدرمانی آمد، گفتم بنشین تا نوبتت شود.
در مورد ساعات مفید کاریاش در اداره میگوید: اگر بخواهم منصفانه بگویم از ٧ ساعت کاریام حدود ٥ ساعت کار مفید انجام میدهم.
او هم از کسانی است که الکترونیکیشدن کارها را تأیید میکند، به شرطی که قطعیاینترنت وجود نداشته باشد.
میگوید: الان سامانه یکپارچه بهداشتی به نام سیب راهاندازی شده که میتوانیم با آن به راحتی اطلاعات بیماران و پرسنل را بیرون بیاوریم که این خیلی کارها را راحت کرده است.
در مورد خاطراتش میگوید: یک زمانی که در رژیمدرمانی کار میکردم به پیرزنی گفتم نان خالی نخور، چون قندت بالا میرود، سعی کن نان را با یک چیز دیگر بخوری. مدتی بعد آمد و گفت به همهی توصیههای شما عمل کردهام و قندم بالاتر رفته. جالب اینکه او شیرینی خامهای را با نان خوردهبود!
حجت بیات ١٦ سال سابقه کاری در مخابرات را دارد و اکنون در واحد ٢٠ نت مشغول کار است. به عقیده او چون مخابرات یک اداره خصوصی است باید اربابرجوع را به هر نحو راضی نگه داشت.
آقای بیات هم از کسانی است که به قول خودش، کارش شب و روز ندارد و میگوید: ما چون پاسخگوی ٢٤ ساعته هستیم، هر آن ممکن است به مشترکین وصل شویم و گاهی حتی پیش آمده که ساعت ١٢ شب هم پاسخگوی مشترکین بودهایم.
او که بسیار از الکترونیکی شدن دولت راضی است، میگوید: یک زمانی کارها مکانیکی و سخت بود اما الان کارها راحتتر شده است.
پیشنهاد رشوه در ادارهشان را تأیید میکند و میگوید: اتفاقاً همین چند روز پیش هم یک مورد داشتیم ولی با قاطعیت میگویم که هیچ یک از پرسنل ادارهمان اهل این کارها نیستند.
در مورد استفاده از گوشیاش در محل کار میگوید: مگر میشود کارمند مخابرات بود و از گوشی استفاده نکرد؟ ما بیشترین کارهای روزمرهامان را با گوشی انجام میدهیم. گاهی با یک پیامک کلی از کارمان راه میافتد و وقتهای آزاد تمام سرویسها را با پیامک انجام میدهیم. البته صادقانه بگویم استفاده از گوشی تنها به خاطر مسائل کاری هم نیست!
در مورد خاطراتش میگوید: یک زمانی در روستا بودیم و ٢ شماره و ٢٥٠ مشترک که هر روز ٧٠، ٨٠ نفر میخواستند تماس بگیرند و ما باید وصل میکردیم و هر روز دعوا بود.
محمود احراری شغل جالبی دارد. او کارمند اداره پست، دارای ١٤ سال سابقهکار و نامهرسان است.
در مورد برخورد با مردم میگوید: بعضی مردم رفتارهای بخصوصی دارند ولی ما دیگر عادت کردهایم. محکم درِ کوچهشان را میزنیم میگویند بچهامان بیدار شد، آرام میزنیم، میگویند نشنیدیم چرا نامهامان را برگشت دادید؟
با وجود اینکه از شغلش راضیست میگوید: کار ما وقت نمیشناسد. فرقی نمیکند روزانه ١٠٠ نامه باشد یا ٢٠٠ تا، باید همه آنها را توزیع کنیم. در این فصل تابستان دو سه بار زنبور نیشمان زده و تصادف هم زیاد میکنیم. از ساعت ٨ تا ١٢ مدام با موتور کار میکنیم و مشکل زانو و کمردرد داریم.
ادامه میدهد: در کار ما پارتیبازی وجود ندارد. چون محلههایی که نامه توزیع میکنیم مشخص است اما خوب گاهی بوده که مثلاً نامه اقواممان را برداشتهام و بعد از ساعت اداره به دستشان رساندهام. آقای احراری در مورد رشوه میگوید: در کار ما رشوهدادن جایی ندارد اما خوب گاهی کسانی که گذرنامه یا کارت پایانخدمتشان میرسد، به میل خودشان به ما انعام میدهند.
ادامه میدهد: الان نامههای شخصی کمتر و خریدهای اینترنتی، کارت موتور، کارت سوخت، سیمکارت ایرانسل و همراه اول بیشتر شده است. الان با گوشی نامهرسان یا همان PDA دفتر و امضا از ما برداشته شده و ما با گوشی اداره از مردم امضا میگیرم و بعد اطلاعات را وارد سیستم میکنیم.
در مورد خاطراتش میگوید: چون موتور اداره خورجین دارد، بعضی از پیرمرد و پیرزنهایی که ما را میبینند فکر میکنند دوغی هستیم!
چندین بار هم پیش آمده وقتی نامه یا بستهها را به مشتری دادهایم و گوشی را دادهایم تا امضا کنند، گوشی را روی گوششان را گذاشتهاند و گفتهاند، الو؛ کسی با ما کار دارد؟!






