مقاومت و تابآوری در بحران
حجتالاسلام دکتر حسین سروش / دینپژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله یکی از درسهای عاشورا درباره مقاومت، استقامت و تابآوری در بحران است. ابتدا باید روشن شود که منظور از بحران چیست.
بحران فقط این نیست که «مشکل پیش آمده» یا «شرایط سخت شده». بحران یعنی وضعیتی که نظم عادی زندگی به هم میریزد، انسان دچار فشار روانی میشود، تصمیمگیری دشوار میشود، و جامعه با خطر فروپاشی اخلاقی یا سیاسی روبهرو میگردد. اگر قرار باشد کربلا را از این زاویه ببینیم، معلوم میشود که کربلا فقط میدان جنگ نبود؛ میدان بحرانهای تودرتو بود: بحران تشنگی، بحران محاصره، بحران تنهایی، بحران خیانت، بحران تحریف دین، بحران آیندهنامعلوم؛ و درست در چنین صحنهای، مفهوم صبر و تابآوری معنا پیدا میکند.
به همین دلیل باید بحران در کربلا را از منظر روانشناختی و جامعهشناختی تحلیل نمود:
الف) بحران روانی:
در کربلا، انسانها با شدیدترین شکل فشار روانی مواجهاند؛ آینده مبهم است، عدد دشمن بسیار زیاد است، راه برگشت بسته است، خانواده در معرض خطر است، کودکان و زنان حضور دارند، و شهادت، یک احتمال دور نیست؛ یک واقعیت نزدیک است. در این شرایط، مهمترین سؤال این است که چه چیزی انسان را از فروپاشی نجات میدهد؟ پاسخ، فقط «احساسات» نیست. بلکه ترکیبی است از: ایمان، معنا، هدف، و اعتماد به حقانیت راه. این نکته در روانشناسی امروز هم کاملاً پذیرفته شده است که انسان وقتی بتواند به رنج خود معنا بدهد، در برابر بحران مقاومتر میشود. در کربلا، معنا روشن است: حفظ دین، حفظ کرامت، و شهادت در مسیر حق.
ب) بحران اجتماعی:
کربلا فقط بحران فردی نبود؛ بحران اجتماعی هم بود. جامعهای که باید از حق دفاع کند، در لحظه حساس دچار سکوت، ترس، نفاق، مصلحتسنجیِ بیاخلاق، و انفعال شد. کوفه نمونه یک جامعه بحرانزده است؛ جامعهای که ظاهرِ دینداری دارد، اما در عمل، وفاداریِ پایدار ندارد. کوفه و واقعه کربلا نشان دادند که بزرگترین شکستها همیشه از شمشیر دشمن نیست؛ گاهی از بیثباتیِ جامعه خودی است. امروز هم همینطور است. بسیاری از بحرانها فقط از بیرون نمیآیند. بلکه از ضعف اعتماد، نبود شجاعت اخلاقی و عادت به توجیه پدید میآیند.
ج) بحران سیاسی:
در کربلا، یک بحران سیاسی- دینی نیز پدید آمده بود. به این شکل که قدرت، دین را ابزار خود کرده است. خطر اصلی این است که ظلم، لباس دین بپوشد. امام حسین علیهالسلام دقیقاً برای مقابله با این انحراف قیام کرد. یعنی عاشورا فقط جنگ با یک حاکم نبود؛ مقاومت در برابر تبدیل حقیقت به ابزار قدرت بود.
در چنین شرایط بحرانزدهای یکی از ابزارهای مهم مبارزه، صبر و تابآوری است. صبر یعنی ایستادگیِ فعال! یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره صبر این است که آن را مساوی با سکوت، تحملِ هر وضعی، یا کنار آمدن با ظلم میگیرند. در حالی که قرآن، صبر را بسیار فعالتر و عمیقتر مطرح میکند.
قرآن میفرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (آلعمران، ۲۰۰) این آیه سه لایه دارد. اصبروا: خودتان را نگه دارید و پایدار بمانید. صابروا: در برابر دیگران و در میدان اجتماعی استقامت کنید. رابطوا: آمادهباش و مراقبت دائمی داشته باشید. یعنی صبر در قرآن، یک حالت فعّال، اجتماعی و هوشیارانه است.
امام حسین علیهالسلام در مسیری قدم گذاشت که میدانست پایانش به شهادت نزدیک است. اما این آگاهی، او را فلج نکرد. زیرا هدفش فقط نجات جان نبود بلکه حفظ حقیقت بود. در روانشناسی بحران، انسانهایی که فقط به بقای فیزیکی فکر میکنند، زودتر میشکنند. اما انسانهایی که برای زندگی خود معنا دارند، تابآورترند. اگر بخواهیم یک نمونه عالی از تابآوری در بحران معرفی کنیم، حضرت زینب سلاماللهعلیهاست. تابآوری او فقط این نبود که گریه نکرد؛ بلکه در اوج مصیبت فرو نپاشید، نقش خود را از دست نداد، پیام را رساند، و اجازه نداد شکستِ نظامی به شکستِ معنوی تبدیل شود.
خیلی وقتها یک جامعه در میدان عمل شکست میخورد، اما اگر روایتِ درست از آن شکست تولید شود، میتواند به پیروزی تاریخی تبدیل شود. زینب سلاماللهعلیها دقیقاً این کار را کرد. در خطبه زینب، ما با زنی مواجهیم که در اوج مصیبت، از موضع ضعف سخن نمیگوید؛ از موضع اقامه حق سخن میگوید. اینجا تابآوری فقط «تحمل درد» نیست؛ تبدیل درد به پیام است.
این روزها جامعه ما نیز دچار بحرانهای مختلف است و الگوی تابآوری عاشورایی نسخه مناسب احوالات ماست. باید حضور عاشورا را در زندگی خود فعال نموده و علاوه بر ظاهر عزاداری و اشک و نوحه، با الگوی عاشورا این روزهای پر التهاب را به سلامت پشت سر بگذاریم. ان شاءالله
اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً