شعر ناب
گفتم بِدَوم تا تو همه فاصلهها را
گفتم بِدَوم تا تو همه فاصلهها را
تا زودتر از واقعه گویم گِلهها را.
چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی
در من اثرِ سختترین زلزلهها را
پُر نقشتر از فرشِ دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصلهها را
ما تلخیِ «نه» گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بلهها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بارِ دگر پر زدن چلچلهها را
یک بار همای عشقِ من از عقل میندیش
بگذار که «دل» حل بکند مسئلهها را

نظر شما