تعداد بازدید: ۴۵۹
کد خبر: ۲۶۶۱۱
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۹ - 2026 12 July
ماجراهای من و بی‌بی

ای خو اَ پول برقو بیشتر شد

نویسنده : گلابتون

کولر که خاموش شد بی‌بی

را صدا زدم...

- بی‌بی...

- هااااا؟

- برقا رفت؟

- نع! من خاموش کردم.

- وا! چرا بی‌بی؟ دوازده و نیم ظهر، تو اوج گرما. کولرو چرا خاموش کردین آخه؟

- نشنُفتی همش تو تیلیویزیون میگه تو ساعَتِی اوج گرما وسایل برقی رِ خاموش کنین؟

- بی‌بی جون منظورشون از وسایل برقی جاروبرقی و اتو و ماشین لباسشویی و ظرفشوییه، نه کولر آخه. تورو خدا روشنش کنید، خفه شدیم از گرما.

- نترس، بادمجون بم عافت ندره، اگه شانس منه، تو هیشطوریت نیشه.

شروع کرد با پر چارقد خودش را باد زدن...

- منم چیزیم نشه به خدا بی‌بی شما تو این گرما مریض میشین. حالا از من گفتن.

- اَی لاااااال بیشی تو به حق علی با او سَقِ سیات، حداقل یی خدا نکنِی، دور از جونی، گوش شیطون کری، چی اَ او زبونُت درشه...

- دور از جونتون باشه بی‌بی، ولی باور کنید خدایی نکرده مریض میشین.

- کولرو رِ روشن کنم تو‌ای ماه پولِ برق میدی؟

- من؟

- ها.

- من که پول ندارم بی‌بی، خودتون بهتر از همه می‌دونین که.

بادبزن را داد دستم...

- بیا، نپه ایه بسون من یی چرتی می‌زنم هی جو باد من بزن. تکون نخوریه!

- ولی آخه بی‌بی...

- ولی و مرگ. گلابی بُلَن شم بینم باد نیزنی، کپیدی، وای به حالُت...

****

بی‌بی قرص و شربتش را خورد و دراز کشید.

- وااای، واااای، مُردم گلابی.

- گفتم بی‌بی تو گرما نخواب مریض میشی، دیدی حالا؟ دیدی مریض شدی بی‌بی؟

- مرده‌شورُته بزنن که هی تو چِشُم زدی، وگرنه من هیچ باکیم نبود.

سرش را از زیر پتو بیرون آورد...

- حالا چن شد پول داروا؟

- یک و هفصد بی‌بی...

- چنننن؟

- یک و هفصد بی‌بی. سِرُم و ویزیت و چن تا شربت و قرص شد یک و هفصد بی‌بی.

بی‌بی بلند شد نشست...

-واااای، خاک تو سرُم.‌ای خو اَ پول برقو بیشتر شد.

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها