با یک زنگ ورزش در هفته نمیتوان کار زیادی انجام داد
نرجس نصرتآبادی در محله بازار نیریز به دنیا آمد. در سال ۱۳۷۴ در رشته تربیت بدنی مرکز تربیت معلم نسیبه پذیرفته شد. بعدها نیز در سال ۱۳۸۲ تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ناپیوسته در دانشگاه شیراز ادامه داد.
اکنون نزدیک به ۳۰ سال از فعالیت او به عنوان دبیر تربیت بدنی در آموزش و پرورش نیریز میگذرد؛ معلمی که همچنان با انگیزه در حوزه ورزش دانشآموزی فعالیت میکند.
گفتوگویی با او انجام دادهایم که میخوانید.
*****
از معلمان ورزش کدام را به یاد دارید؟
در دوران دبستان و احتمالاً راهنمایی خانم سلیمی معلم ورزش ما بودند. در اول و دوم دبیرستان خانم موسوی و در سال چهارم دبیرستان خانم راهنمایی معلم ورزش من بودند که بعدها افتخار همکار شدن با ایشان را نیز داشتم.
از روزهای نخست کار برایمان بگویید.
در آن زمان دوره تربیت معلم در مقطع فوقدیپلم برگزار میشد و ما بلافاصله پس از فارغالتحصیلی وارد کار میشدیم. از همان ابتدا به دلیل تولد فرزندم یک سال مرخصی بدون حقوق گرفتم. در سال ۱۳۷۷ فعالیت خود را در بخش آبادهطشک و در دبیرستان الزهرای روستای کوشکک آغاز کردم.
حیاط مدرسه کاملاً شنی بود و تنها بخشی از زمین والیبال آسفالت غیراستانداردی داشت که دانشآموزان باید در همانجا نرمش میکردند و بازی میکردند. با وجود این شرایط، بچهها با اشتیاق فراوان ورزش میکردند.
یکی از همکارانم به نام خانم سبکرو نیز در بخش آبادهطشک معلم ورزش بود. در جلسهای که داشتیم تصمیم گرفتیم بین تیمهای دانشآموزی مسابقهای برگزار کنیم. مینیبوس روستا را گرفتیم و بچهها را از کوشکک به آباده بردیم تا در مدرسه آنجا که حیاط آسفالت داشت مسابقه بدهند.
در آن مسابقه نه تجهیزات داشتیم و نه حتی شماره برای بازیکنان. تنها وسیله ما یک سوت بود. خودم هم مربی بودم و هم داور. با کمک خانم سبکرو بازی را برگزار کردیم که البته تیم ما مسابقه را واگذار کرد، اما هیجان و شادی دانشآموزان آن روز واقعاً فراموشنشدنی بود.
حدود دو سال در مدرسه کوشکک تدریس کردم تا اینکه انتقالیام به نیریز و مدرسه کاشانی انجام شد. بعد از آن نیز در مدارسی مانند دین و دانش، والفجر، زینبیه، عصمتیه و فاطمیه معلم بودم.
پس از حدود ۲۰ سال خدمت، چهار ساعت تدریس در مدارس ابتدایی نیز به برنامه کاری ما اضافه شد. کار با دانشآموزان ابتدایی تجربه جالبی بود. در ابتدا با همان جدیت همیشگی وارد کلاس میشدم و برای بچهها توضیح میدادم که چگونه باید ورزش کنند، اما میدیدم بعد از ده دقیقه گوش دادن، هر کدام به سمتی میدوند و بازی میکنند. هرچه سوت میزدم کسی توجه نمیکرد. بعدها فهمیدم دانشآموزان این سن فقط حدود ده دقیقه تمرکز دارند و بعد باید آزاد باشند و بازی کنند.
آیا در زمینه مربیگری یا داوری هم فعالیت دارید؟
بله. در رشتههای مختلف شش کارت مربیگری و داوری دارم؛ از جمله کارت مربیگری و داوری والیبال، کارت مربیگری و داوری دو و میدانی و همچنین کارت مربیگری تنیس روی میز و بسکتبال.
در سالهای ابتدایی کار، حدود دو تا سه سال در سالن شهدای نیریز کلاس والیبال برگزار میکردم، اما بعدها به دلیل مسئولیتهای خانوادگی و مادری آن را تعطیل کردم.
در این سالها پیشنهادهایی برای معاونت و مدیریت مدارس و حتی ریاست هیئت والیبال و آمادگی جسمانی به من داده شد، اما آنها را نپذیرفتم. اعتقادم این بود که اگر مسئولیتی را میپذیرم باید بتوانم آن را به بهترین شکل انجام دهم و با توجه به مسئولیتهای دیگر ترجیح دادم این پیشنهادها را قبول نکنم.
امکانات ورزشی امروز دانشآموزان را چگونه میبینید؟
بدون شک امکانات نسبت به گذشته بهتر شده، اما هنوز هم مشکلاتی وجود دارد. مهمترین مشکل، کمبود سالنهای سرپوشیده است. هرچند در شهرهای کوچک نسبت به شهرهای بزرگ شرایط برای استفاده دختران از سالنها بهتر است، اما باز هم تعداد این سالنها کم است.
از طرفی کوچک بودن حیاط مدارس و غیراستاندارد بودن کفپوشها از دیگر مشکلات ماست. تجهیزات ورزشی مدارس نیز اغلب فرسوده و ناکافی هستند. توپهای قدیمی و بیکیفیت باعث میشود هنگام تمرین والیبال دست دانشآموزان درد بگیرد؛ در حالی که با تجهیزات مناسب این مشکلات کمتر خواهد بود.
چرا برخی دانشآموزان درس ورزش را جدی نمیگیرند؟
به نظر من بخش زیادی از این مسئله به نگرش خانوادهها برمیگردد. برخی خانوادهها هنوز ورزش را اتلاف وقت میدانند و ترجیح میدهند فرزندانشان فقط روی درس و کنکور تمرکز کنند. از سوی دیگر برخی دانشآموزان به دلیل کمرویی، چاقی، مشکلات جسمی یا ترس از تمسخر تمایل کمتری به شرکت در فعالیتهای ورزشی دارند.
به نظر شما چرا گاهی زنگ ورزش در مدارس جدی گرفته نمیشود؟
در مدارس فقط هفتهای دو ساعت زنگ ورزش داریم که عملاً حدود یک ساعت و نیم میشود. در این زمان کوتاه معلم باید هم آموزش بدهد و هم شرایطی فراهم کند که همه دانشآموزان با تواناییهای متفاوت بتوانند فعالیت کنند.
دانشآموزانی که در کلاسهای بیرون شرکت میکنند انتظار دارند سطح آموزش در مدرسه هم همانگونه باشد، در حالی که ما فقط یک جلسه در هفته فرصت داریم. اگر ساعت ورزش حداقل دو برابر شود، قطعاً میتوان آموزش بهتری ارائه داد.
اگر دوباره به گذشته برگردید، باز هم دبیری ورزش را انتخاب میکنید؟
قطعاً همین مسیر را انتخاب میکنم. این رشته را بسیار دوست دارم. هر زمان وارد مدرسه میشدم انگار همسن دانشآموزان میشدم و دنیای بیرون را فراموش میکردم.
آیا تیمهای دانشآموزی شما مقام هم کسب کردهاند؟
بله، تقریباً هر سال در مدارسی که تدریس میکردم تیمهای ما مقام داشتند. معمولاً در مسابقات اول یا دوم میشدیم و در نهایت سوم. حتی تیمهای منتخب مدارس را نیز به مسابقات استانی بردیم. برای مثال سال گذشته تیم منتخب دانشآموزان متوسطه دوم موفق شد مقام دوم مسابقات والیبال استان را کسب کند.
وضعیت ورزش دانشآموزی در نیریز را چگونه ارزیابی میکنید؟
امروزه کلاسهای ورزشی مختلفی در سطح شهر وجود دارد و دانشآموزان میتوانند استعدادهای خود را شناسایی کنند. مثلاً چند سال پیش کلاسهای رزمی چندان فعال نبود، اما امروز این رشتهها هم رونق گرفته.
با این حال هنوز در دوره ابتدایی با کمبود معلم متخصص تربیتبدنی روبهرو هستیم. البته برنامههایی در حال اجراست؛ برای مثال سال گذشته طرح شهید همت و امسال طرح «مدرسه حیات» اجرا شد که در آن به آموزگاران آموزش داده میشود چگونه با دانشآموزان ورزش کار کنند.
بزرگترین مشکل ورزش مدارس چیست؟
کمبود دبیر تخصصی در برخی مدارس ابتدایی، استفاده از روشهای سنتی در برخی کلاسها، بیتوجهی به تفاوتهای فردی دانشآموزان و گاهی لغو شدن زنگ ورزش به دلیل امتحانات از جمله مشکلات است. در برخی مدارس نیز دروس نظری اولویت بیشتری پیدا میکنند.
اگر رئیس آموزش و پرورش بودید برای زنگ ورزش چه میکردید؟
اول از همه ساعت زنگ ورزش را افزایش میدادم. با یک جلسه در هفته نمیتوان کار زیادی انجام داد. دوم اینکه مدارس را به سالنهای ورزشی مجهز میکردم. در بسیاری از کشورهای پیشرفته هر مدرسه سالن ورزشی اختصاصی دارد.
سوم اینکه حتماً دبیران متخصص تربیت بدنی را استخدام میکردم. کسی که حتی یک واحد عملی ورزش نگذرانده، چگونه میتواند این درس را آموزش دهد؟ همچنین آموزش و پرورش میتواند خانوادهها را با فرهنگسازی به اهمیت ورزش آگاه کند.
آیا هنوز هم ورزش میکنید؟
بله. در حال حاضر والیبال و یوگا را دنبال میکنم. فکر میکنم جدا شدن از ورزش برایم بسیار سخت باشد. گاهی دانشآموزانی به من مراجعه میکنند و میگویند مادرشان شاگرد من بوده است. باور نمیکنم که اکنون سی سال از شروع خدمتم گذشته باشد. امیدوارم بعد از بازنشستگی تدریس یوگا را ادامه بدهم.
چند فرزند دارید؟ آیا آنها هم اهل ورزش هستند؟
دو پسر دارم. پسر بزرگم سروش لطفی ۲۹ ساله است و در شنا فعالیت داشته و حتی کارت غریقنجات هم دارد. مدتی فوتبال هم بازی میکرد و اکنون مشغول کار است. پسر دومم آریا ۱۹ سال دارد. او ورزشهای گروهی را کمتر دوست دارد. چند سال تنیس روی میز کار کرد و اکنون به باشگاه میرود و بدنسازی انجام میدهد.
تلخترین و شیرینترین خاطرات؟
تلخترین خاطراتم زمانی بود که تیمم مسابقه را واگذار میکرد. حتی سوم شدن هم برایم سخت بود و اگر میباختیم تا چند روز ناراحت میشدم، هرچند به دانشآموزان میگفتم برد و باخت مهم نیست.
توصیه شما به دانشآموزان چیست؟
ورزش فقط مسابقه نیست و موفقیت یک شبه به دست نمیآید. با تمرین مداوم و باور داشتن به تواناییهای خود میتوان پیشرفت کرد. توصیه میکنم دانشآموزان از ورزشهای گروهی دوری نکنند، چون این ورزشها از نظر اجتماعی بسیار ارزشمند هستند.
به خانوادهها هم توصیه میکنم فرزندانشان را به ورزش تشویق کنند. ورزش علاوه بر سلامت جسم، بر روحیه، تمرکز و نشاط نیز تأثیر زیادی دارد؛ و سخن پایانی؟
از ابتدای شروع کارم، کارشناسان تربیت بدنی آموزش و پرورش از جمله آقایان علیرضا جوکار، حسن مروی، حسن سلطانی و کارشناس فعلی آقای هادی دهقان زحمات زیادی در حوزه ورزش مدارس کشیدهاند که جا دارد از آنها قدردانی کنم.
هدف ما معلمان ورزش این است که دانشآموزان، ورزش را نه فقط به عنوان یک واحد درسی، بلکه به عنوان یک سبک زندگی سالم انتخاب کنند.