عاشورا تجلی عقلِ علوی در برابر جهلِ اموی
حجتالاسلام دکتر حسین سروش / دینپژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله شاید زمان آن فرا رسیده باشد که از «عاشورای موزهای» فاصله بگیریم و به «عاشورای کنشگر» نزدیک شویم.
ابا عبدالله در بیان خود فرمودند که برای اجرا و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر حرکت میکنند. انسان در بدو امر فکر میکنند امر به معروف یعنی تذکر دادن به حجاب در خیابان! اما اگر به نهجالبلاغه رجوع کنیم، میبینیم که حضرت علی (ع) در خطبه ۲۱۶ میفرمایند: «و هیچ کس- گرچه منزلتش در حق عظیم باشد، و فضیلتش در دین بر دیگران پیشى داشته باشد، چنان نیست که در اداى حقّى که خدا بر او واجب کرده محتاج به کمک نباشد، و هیچ کس- گر چه او را کوچک شمارند، و در دیده حقیر بینند- کمتر از آن نیست که در اداى حق به دیگران کمک کند و یا از سوى دیگران کمک شود.»
پس امر به معروف در یک نگاه وسیعتر به این معناست که همگان باید برای ادای حق الهی در جامعه هوشیار و حاضر باشند. از همین رو باید در این نکته تأمل کرد که وقتی امام حسین (ع) میفرماید من بیهوده این حرکت را انجام نمیدهم بلکه «خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فی اُمَّةِ جَدّی» آیا ساختار و رویه فاسد را هدف گرفته است یا تنها به رفتار فردی مردم توجه دارد؟ اینجا مشخص میگردد که برای درک و فهم عاشورا باید از لایه احساس و عاطفه عبور کرده و نگاهی عقلانی به آن انداخت.
امام بر اساس عقلِ محاسباتی (بررسیِ شرایط زمانه) و عقلِ ارزشی (تعهد به حقیقت) تصمیم گرفت. در واقع عاشورا نتیجه «بهکارگیریِ عقلِ علوی» در برابر «جهلِ اموی» بود. امام حسین (ع) نیامد که خودکشی کند، آمد تا با یک کنشِ سیاسیِ دقیق، «حقیقت» را از چنگِ «تحریف» بیرون بکشد.
حال این پرسش اساسی مطرح است که امروز وظیفه ما در قبال عاشورا چیست؟ و کاربرد کربلا در جامعه امروز چیست؟ امروز باید بررسی شود که ما در سازمانها و جوامعمان چقدر با «انحراف» مواجهیم؟ مثلاً آیا در سازمانهایمان، با «استبدادِ رأی» یا با «انتصاباتِ فامیلی» مواجهیم؟ آیا امروز شهامتِ نقدِ ساختارِ غلط را داریم؟ عاشورا برای این نیست که فقط برایش اشک بریزیم؛ عاشورا برای این است که وقتی دیدیم در سازمان، در جامعه یا در محیطِ دوستانهمان، «عدالت» ذبح میشود، ساکت نمانیم. زیرا انسانِ حقیقتجو در برابر باطل کوتاه نمیآید.
عاشورا یک «رویدادِ زنده» است. اگر امروز کسی در مقابلِ انحرافاتِ ساختاریِ جامعهاش (از دروغهای اداری تا نابرابریهای اجتماعی) سکوت کرده و فقط به عزاداریِ سنتی بسنده کند، آیا واقعاً پیروِ قیام حسینی است؟ یا تنها برای یک «تاریخِ دفنشده» گریه میکند؟ عاشورا را نه در تقویم، بلکه باید در «رفتارهایِ اصلاحگرانه» خود جستوجو کرد. حسین (ع) نخواست که مردم فقط «سوگوار» باشند؛ او خواست که همه شهروندان «آزادگانِ عدالتخواه» باشند.
عاشورا به ما میآموزد که در مواجهه با بیعدالتی اجتماعی، کنش باید عقلانی، مدنی و قانونی باشد. یعنی اعتراض و پیگیریِ حق بهگونهای باشد که هم کرامت انسانی حفظ شود و هم نظم عمومی و حقوق دیگران آسیب نبیند. در نگاه اسلامی، عدالت یک اصل بنیادین است و قرآن مؤمنان را به ایستادگی در برابر ظلم فرا میخواند، اما این ایستادگی باید با دانایی، انصاف و پرهیز از افراط همراه باشد: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ»ای اهل ایمان، به عدالت برخیزید و برای خدا شهادت دهید، هرچند به زیان خودتان باشد (نساء، ۱۳۵). این آیه نشان میدهد که مقابله با بیعدالتی، صرفاً احساساتی و هیجانی نیست؛ بلکه نیازمند پایبندی به حق، حتی در شرایط دشوار است. همچنین قرآن راه اصلاح را بر پایه گفتوگو، خیرخواهی و پرهیز از فساد ترسیم میکند: «وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ» (قصص، ۷۷). این نگاه، هر نوع کنش اجتماعی را از خشونت، تحقیر و حذف دیگری دور میکند. بر این اساس، بهترین واکنش به بیعدالتی اجتماعی، مطالبهگری آگاهانه، روشهای مدنی، گفتوگو، شفافیت، رعایت قانون و پرهیز از اقدام غیرقانونی است؛ زیرا هدف عاشورا، تنها اعتراض نیست، بلکه اصلاح جامعه و نزدیک شدن به عدالت است.