نگاهی به ریشه مواضع تفرقهانگیز حیدری-نعمتی

نوشتار زیر به قلم دکتر فرهنگ ارشاد همشهری نیریزی و استاد تمام (پروفسور) جامعه شناسی و عضو پیشین هیئت علمی دانشگاه اهواز و همچنین سردبیر مجله انجمن جامعهشناسی ایران در سال ۱۳۸۴ نگاشته و در هفتهنامه عصر نیریز به شماره ۱۳۶ به تاریخ ۲ بهمن به چاپ رسید که میخوانید:
در شمارههایی که طی دو سه ماه گذشته به دستم رسیده، مطالبی خواندنی و قابل تأمل دربارهی استهبان و شخصیتهای تاریخی-فرهنگی این شهر همسایه، همتاریخ و همفرهنگ شهر ما درج نموده بودید که جای خرسندی و سپاسگزاری است. رسانههای جمعی و به ویژه نشریههای محلی، چون عصر نیریز، که رابطهی نزدیک و مستقیمی با مردم محلی دارند، میتوانند در تقویت یگانگی اجتماعی و توسعه فرهنگی در بین مردم محلی نقش بسزایی داشته باشند. ترویج مردمسالاری و عقلانیت در جامعه، چیزی نیست که با شعار و بخشنامه و دستور «از سطوح بالا» در جامعه صورت گیرد، بلکه نیروهای اجتماعی محلی - همچون نشریههای محلی - هستند که میتوانند طرح مردمسالاری و جامعهی مدنی را «از سطوح پایین» ترویج دهند و این خود، جریانی از توسعهی پایدار فرهنگی خواهد بود.
از زمانی که دوران کودکی و نوجوانی خود را در نیریز میگذراندم، گاهی شاهد موضعگیریهای غیر علمی، تعصبآمیز و تفرقهبرانگیز دربارهی مناسبات بین مردم زحمتکش و نجیب دو شهر استهبان و نیریز بودم. حتی گاهی هم نمودهای این موضعگیریِ فقط زیانمند را به صورت نُقل تلخ محافل عامه به تجربه مشاهده میکردم. هر چند قضیهی مزبور چندان هم پیچیده و نگرانکننده نبود و رنگ بسیار دقیقی از مواضع تفرقهآمیز حیدری-نعمتی داشت؛ امیدوارم که هماکنون آن موضع به زوال گراییده باشد. به ویژه این که مناسبات بین مردم نیریز و استهبان، تا آن جا که تاریخ گواهی میدهد، هرگز شامل اختلافی چشمگیر و جدی نبوده است. ولی از آن جا که کمرنگترین خوی تفرقهآمیزی، ولو به صورت بالقوه، همواره عاملی زیانبار و تهدیدکننده برای امنیت و سلامت زندگی اجتماعی بوده، باید در شناسایی و محو آن کوشید. تفرقهگرایی سنتی موسوم به «حیدری-نعمتی»، موضوعی تلخ و ناگوار در تاریخ ما بوده و تاکنون از آن آسیب زیاد دیدهایم. به هر صورت، کار شایسته شما برای نویسندهی این سطور بهانهای شد تا اشارهای جامعهشناختی دربارهی منازعهها و رقابتهای تاریخیِ حیدری-نعمتی برای خوانندگان محترم داشته باشم. همانطور که اشاره شد، این امر، قضیهای تاریخی در جامعهی ماست و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده. با افکار عمومی هم، نه میتوان و نه شایسته است که مبارزه کنیم؛ بلکه وظیفه رسانههای جمعی، بخصوص نشریهی وزینی، چون عصر نیریز است که در جهت هدایت افکار عمومی، تعهد و رسالتی را که بر عهده دارند، به صورتی مناسب ادا کنند.
اختلاف حیدری-نعمتی بین شهرهای مجاور، یا دو محله در یک شهر و یا بین دو قوم یا منطقه، در جامعهی ما پیشینه و دیرینه دارد که گاهی هم بسیار شدید بوده است. به طور مختصر یادآوری میکنیم که اختلاف «حیدری-نعمتی» به طور عمده به دوران حکومت صفویه برمیگردد، که جمعی طرفدار «شیخ قطبالدین حیدر» (از مشایخ صوفیه) و گروهی کثیر به طرفداری از «شاه نعمت اله ولی» با یکدیگر مجادله و منازعه داشتند. در دایره المعارف فارسی مصاحب آمده است که ریشهی اختلاف و منازعه بین آنها، چندان هم شناخته شده نیست، بلکه تعصبات و رقابتهای هیجانی، تنور این منازعات را گرم نگه میداشته است. میدانیم که «شاه نعمت اله ولی»، مراد فرقهای از صوفیه، درقرن هشتم و همزمان حافظ میزیسته که یکی دو قرن پیش از اقتدار صفویه است و قطب الدین حیدر، که شهر تربت حیدریه به نام اوست، یکی دو سده پیش از صفویه میزیسته است. بنابراین، تشکل طرفداران و مریدان آنها، ریشهی تاریخی قبل از صفویه دارد، ولی در شرایط فرهنگی- اجتماعی دوران صفویه اختلاف آنها در سطح جامعه ظهور کرد. از قرار معلوم، پادشاهان صفوی مخالفت آنها را به منزلهی نوعی سرگرمی برای خود میدیدند، و گفته میشود شاه عباس از مشاهدهی نزاع و مجادلهی آنها لذت میبرده است. کانون تجمع حیدریها، به صورت نمادی در شهر تربت حیدریه بود و اهالی این شهر با مردم کرمان که بیشتر طرفدار «شاه نعمت اله ولی» بودند، با یکدیگر مخالفت و منازعهی نمادین داشتند. این اختلاف حیدری-نعمتی، به صورت مخالفتی سنتی-هیجانی، در بسیاری شهرهای ایران ادامه یافته و به ویژه در ماه محرم و در سوگواری عاشورای حسینی، مخالفتها و رقابتهای آنها به صورتهای ناخوشایندی، که با اصل تفکر بزرگداشت خاطرهی آزادگی امام سوم (ع) مناسبتی ندارد، بالا میگرفته و حتی پس از فرو خفتن موقتی این کشاکشها، رویدادها و خاطرات آن در بین عوام مردم بازگو میشده و دربارهی چند و، چون این کشمکشها و نزاعها، دستهای از این طرفداری میکرده و گروهی از آن؛ و این اختلاف در سطح عامه اشاعه یافته (البته با شدت کمتر) و در جامعهی ما نهادی شده است. برای نمونه، پیشینهی منازعات حیدری-نعمتی در شیراز، رویدادهای تاریخی-جامعهشناختی قابل مطالعهای بوده که هم در فارسنامه ناصری و هم زنده یاد استاد عبدالحسین زرینکوب از آن بحث کردهاند.
همانطور که گفته شد، بروز اختلافات حیدری- نعمتی بین دو شهر یک منطقه یا دو محلهی یک شهر و به طور کلی بین دو گروه اجتماعی عمده، حوزهای گسترده و تاریخی داشته و گاهی مورد سوء استفاده فرصتطلبان و اقتدارجویان قرار گرفته است. یادآوری و تکرار این نکته شاید لازم باشد که هر چند این الگوی نهادیِ منازعه و اختلاف سنتی، دامنه گسترده و عمومی داشته باشد، ولی معمولاً از پایه، دلیل قانعکننده و عقلایی نداشته است. این گونه منازعهها با جنگهای الگویی شاهنامه فردوسی که هویت حماسی، ملی و حکمتآموز دارند، به کلی و از پایه متفاوت هستند و با مبانی خردورزی که فردوسی بزرگ، مسؤولانه از آن تجلیل کرد، سازگاری ندارد.
گاهی اختلاف حیدری-نعمتی به صورتی سطحی یا خفیف و ظاهراً بیاهمیت بروز میکند، مانند واگویهها و قصههای کوتاه دروغی موسوم به «لطیفه»، که گروهی در تحقیر گروهی دیگر بیان میکنند. بدیهی است این عمل غیرمعقول، در فاصلهاندازی و اختلاف بین اقوام و خرده فرهنگهای مختلف در جامعهی ما، تأثیری ویرانکننده دارد. این نکتهگوییهای مبتذل را، در حقیقت نباید «لطیفه» نامید. لطیفه (همچون لطیفههای ارزشمند عبیدزاکانی) حاوی نکتهای ظریف و استعاری است که ضمن آن که هدفی معقول را دنبال میکند و باعث تلطیف روحیهی مخاطب میشود، با حرمت انسانهای دیگر مغایرت ندارد. اینها را که بعضی به غلط «لطیفه» یا با بیان سطحیتر «جُک» مینامند، در واقع نکتههای ساختگی، دروغین، ناسنجیده، و تحقیرآمیز است، که از هر زاویه فکری که به آن بنگریم، غیرقابل توجیه است. بنابراین، هر کس یا هر نهادی که در اینباره، بار مسؤولیتی را بر دوش خود احساس میکند و خود را در برابر مردم و باورها و معیارهای خودش متعهد میداند، لازم است موقعیت خود را توجیه نموده و حداقل اگر مبارزه با چنین رفتاری را صلاح یا لازم نمیداند، خود را وارد این جرگهی غیرمعقول و مبتذل نکند.
اشاره شد که اختلاف حیدری-نعمتی، در انسجام و همبستگی زندگی اجتماعی مردم، میتواند تأثیر منفی و ویرانگر داشته باشد و به یقین چنین است. صرف نظر از نکتهی معروف «تفرقه بینداز و حکومت کن»، رواج این خوی و رفتار ناسنجیده و پیامدهای آن، به طور کلی و بنیادی عاملی خنثیکننده و مخرب برای توسعهی فرهنگی و سیاسی است. در روند توسعهی فرهنگی و سیاسی، نه فقط برای نیل به جامعهی مدنی و مردمسالاری (در هر روایت موجهی که باشد)، بلکه برای هر شکل آرمانگرایی یگانگی و همکاری عقلایی مردمی-که پیشزمینهی جامعهی مدنی و مردمسالاری است، این گونه رفتار تفرقهآمیز غیرعقلایی، هر چند هم که مقطعی و گاه به گاه باشد، که به وسیلهی مردم ناآگاه به آن دامن زده میشود و فرصتطلبان و اقتدارطلبان از آن سوء استفاده میکنند، تأثیر تخریبی و معمولاً نهفته داشته و عاملی خنثیکننده و حتی بازدارنده در جریان فرهنگی و سیاسی است. بنابراین، روش مسؤولانه نشریهی وزین عصر نیریز، قابل ستایش است؛ و بر عهدهی هر شخص و هر سازمان مسؤول است که در محو این رفتار نامطلوب که به صورت علف هرز و مزاحم میماند، بکوشد.
بدیهی است روحیه مردم و به ویژه عامه مردم، بسیار لطیف و حساس است. به یاد دارم در همایشی که درباره همگرایی قومی بود، و استادانی، چون آقای دکتر امانالهی و دکتر عبداللهی و دیگران حضور داشتند، پژوهشگران دربارهی اقوام (عشیرهای-طایفهای) مختلف جامعهی ما و رابطهی بین اقوام مقاله نوشته و آن را ارائه میدادند. در آن همایش، یکی از سخنرانها تمام مقالهاش در جهت تجلیل و تکریم عاطفی قوم خودش بود، در حالی که هیچگونه مذمت و بدگویی هم نسبت به اقوام دیگر ارائه نمیداد، ولی بعضی حضار و شنوندگان را که وابستگی قومی متفاوتی داشتند، خسته کرد، سپس برانگیخت و بالاخره به اعتراض کشانید. بنابراین، اگر گردانندگان محترم و اندیشمند نشریهی عصر نیریز، گاهگاه از مردم دیگر منطقه که همجوار مردم نیریز هستند، به طور مستند و منطقی ذکر خیر میکنند، کاری ستودنی و متعهدانه است.
در پایان، بدیهی است که مناسبات بین دو مردم محترم و زحمتکش استهبان و نیریز، مصداق مهمی برای اختلاف حیدری-نعمتی نیست، نویسنده این سطور به دنبال بهانهای بود تا این نکته جامعهشناسی تاریخی را، که به طور کلی در جامعهی ما جای طرح کردن و آگاهانیدن را دارد، به منظور همکاری با نشریهی ارجمند عصر نیریز قلمی نماید. ما با توجه به شرایط اقتصادی-اجتماعی درونی جامعه، و نیز در استقرار هویت بسزا در مقیاس بیرونی و در جامعهی جهانی، راهی جز تقویت عقلانیت و خردورزی نداریم. درست است که عقلگرایی از سوی عرفای بزرگ ما، همچون غزالی، مولوی، حافظ و ...، مورد اعتراض قرار گرفته (که آن هم دلیلی منطقی داشته) و حتی از سوی بعضی مکاتب و صاحبنظران امروزی، عقلگرایی به نقد کشیده شده، ولی شرایط تاریخی زمانهی ما، توجه جدی به عقلانیت، خردورزی و استدلال علمی-منطقی را ایجاب میکند. کوچکترین واکنشی در جهت تقویت اختلاف «حیدری-نعمتی»، غیرعقلایی، غیرعلمی و غیراخلاقی است، و نباید به آن دامن زد.