تعداد بازدید: ۱۲۱
کد خبر: ۲۶۳۹۹
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۱ - 2026 14 June

چرا هنوز باید از عاشورا شروع کرد؟

محرم حجت‌الاسلام دکتر حسین سروش / دین‌پژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله

وقتی از عاشورا سخن می‌گوییم، معمولاً ذهن ما سریع می‌رود به مصیبت، حماسه، گریه، و فداکاری؛ و البته همه اینها درست است. اما اگر بخواهیم عاشورا را فقط در سطح عاطفی بفهمیم، بخش بزرگی از حقیقت آن را از دست داده‌ایم. عاشورا فقط یک حادثه‌ی احساسی نیست؛ یک رخداد معرفتی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی است. امام حسین علیه‌السلام در کربلا فقط شهید نشد؛ بلکه منطقِ دینِ اصیل را در برابر تحریف دین قرار داد.

سؤال این است که چه چیزی در جامعه اسلامی آن زمان تغییر کرده بود؟ دین چه نسبتی با حکومت، عدالت و هدایت دارد؟ امامت چرا در این ماجرا کلیدی است؟ و امروز ما از این واقعه چه می‌فهمیم؟

ابتدا باید دانست که در نگاه قرآنی، دین فقط مجموعه‌ای از مراسم و احکام فردی نیست. دین یعنی نظام هدایت انسان؛ یعنی راهنمایی انسان به سوی حق، عدالت، تزکیه و قرب الهی. پس دین فقط نماز و روزه‌ی فردی نیست؛ سبک زندگیِ حق‌محور است.

حکومت دینی یعنی قدرت سیاسی باید خادم هدایت، عدالت و کرامت انسان باشد، نه ابزار سلطه زر و زور. در منطق اسلام، حکومت برای اقامه حق است، نه صرفاً مدیریت قبیله، ثروت یا ترس. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه ۱۳۱ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «خدایا تو می‌دانی آنچه از ما سر زد، برای رقابت در قدرت و به‌دست آوردن دنیا نبود؛ بلکه برای بازگرداندن نشانه‌های دین و اصلاح در شهر‌ها بود.» این خطبه برای فهم عاشورا خیلی مهم است، چون نشان می‌دهد قدرت در منطق اهل‌بیت، هدف نیست؛ ابزار احیای حق است. در عاشورا، این نگاه فقط یک گزاره نظری نیست؛ بلکه یک واقعیت تاریخی است: حق در برابر باطل ایستاد، حتی اگر از نظر ظاهری در اقلیت بود.

امامت نیز در شیعه فقط یک عنوان افتخاری نیست؛ مرجع هدایت پس از پیامبر (ص) است. امام یعنی کسی که دین را درست تفسیر می‌کند، جامعه را به حق هدایت می‌کند، در برابر تحریف می‌ایستد، و حجت خدا بر مردم است. امامت یعنی پیشوایی در مسیر هدایت، نه صرفاً ریاست سیاسی.

با بیان این مقدمات معلوم می‌گردد که سؤال این نیست که چرا امام حسین علیه‌السلام قیام کرد؛ سؤال این است که چطور جامعه‌ای که پیامبر را دیده بود، به جایی رسید که فرزند پیامبر را کشت؟ این یعنی انحراف فقط با «کفر آشکار» شروع نمی‌شود؛ گاهی از تدریج، عادت، مصلحت‌اندیشی و سکوت آغاز می‌شود. در واقع اگر عدالت‌خواهی جای خود را به حفظ قدرت بدهد، اگر تقوا جای خود را به تظاهر بدهد، اگر دین‌داری فقط به مراسم تقلیل پیدا کند، اگر امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شود، در واقع دین به‌تدریج تغییر می‌کند، هرچند ظواهر باقی بماند. امام حسین علیه‌السلام در وصیت‌نامه و آغاز حرکت خود فرمود: «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلاَ بَطِرًا وَلاَ مُفْسِدًا وَلاَ ظَالِمًا، وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی. (بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹)» یعنی من برای فساد و ظلم خروج نکردم، بلکه برای اصلاح در امت جدم قیام کردم. این «اصلاح» دقیقاً یعنی مقابله با تغییر ماهیت دین. امام حسین علیه‌السلام در برابر حکومت اموی، فقط با یک حاکم سیاسی مخالف نبود؛ بلکه با تبدیل خلافت به سلطنت، و دین به ابزار سلطه مخالف بود. بسیاری از مردم به سبب دنیا، فریب می‌خورند. در عاشورا، این فریب در اوج خود بود. البته بسیاری فهمیده بودند، اما هزینه ایستادن را نمی‌پذیرفتند.

در نتیجه امروز اگر عاشورا را فقط برای عزاداریِ احساسی بخواهیم و نه برای فهم دین و جامعه، بخش مهمی از پیامش را از دست داده‌ایم. فهم عاشورا یعنی توانایی تشخیص حق از باطل در زمانه خودمان.

برخی کاربرد‌های عملی عاشورا برای امروز عبارتند از:

۱. سنجش دین‌داری با عدالت

اگر دینداری از عدالت جدا شود، تبدیل به پوسته می‌شود.

۲. حساسیت نسبت به تحریف

بزرگ‌ترین خطر برای دین، همیشه دشمن بیرونی نیست؛ گاهی تحریف داخلی است؛ وقتی نام دین می‌ماند ولی روح دین می‌رود.

۳. مسئولیت خواص

عالم دینی، استاد، خطیب، مسئول، یا فرد بانفوذ اگر در برابر انحراف سکوت کند، به‌نوعی در انحراف شریک می‌شود.

۴. نسبت دین و جامعه

عاشورا به ما یاد می‌دهد که دین فقط برای فرد و آخرت شخصی نیست؛ دین نسبت مستقیم با جامعه، قدرت، عدالت و حق عمومی دارد.

چرا هنوز باید از عاشورا شروع کرد؟

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها