تعداد بازدید: ۱۸۰
کد خبر: ۲۶۳۹۰
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۷ - 2026 13 June

گهواره‌های خالی و سفره‌های کوچک

فرزندآوری از فشار معیشت و ترس از آینده تا افزایش مصرف قرص‌های اورژانسی و تقاضا برای سقط
عابد نعمتی
نویسنده:
عابد نعمتی

در شرایطی که سیاست‌های رسمی در سال‌های اخیر بر افزایش جمعیت و تشویق خانواده‌ها به فرزندآوری متمرکز شده، اما بررسی میدانی در سطح جامعه نشان می‌دهد بسیاری از زوج‌های جوان نه‌تنها تمایلی به فرزند دوم و سوم ندارند، بلکه برای داشتن حتی یک فرزند نیز مرددند.

در گفتگو با شهروندان و مسئولان، یک نقطه مشترک مدام تکرار می‌شود: اقتصاد، ناامنی روانی نسبت به آینده و ناتوانی در تأمین هزینه‌های فرزند، تصمیم به فرزندآوری را به یکی از دشوارترین انتخاب‌های زندگی تبدیل کرده و مشخص است که میان سیاست‌های جمعیتی و واقعیت زندگی روزمره مردم، فاصله‌ای جدی وجود دارد.

اقتصاد، نخستین و سنگین‌ترین عامل بازدارنده

تقریباً در همه گفتگوهای مردمی، اولین دلیل برای نداشتن فرزند یا به تعویق انداختن آن، مسائل اقتصادی است. زوج‌های جوان می‌گویند هزینه‌های زندگی به حدی بالا رفته که فرزندآوری برایشان بیشتر شبیه ورود به یک معضل تازه است تا آغاز یک مرحله طبیعی از زندگی.

یکی از زنان جوان در گفتگو با ما می‌گوید: «وقتی زن و شوهر هر دو کار می‌کنند و باز هم آخر ماه کم می‌آورند، چطور می‌شود به بچه‌دار شدن فکر کرد؟ بچه فقط به دنیا آوردن نیست؛ خرج درمان، پوشک، شیر خشک، لباس، مهد و بعد هم مدرسه و هزار هزینه دیگر دارد.»

مرد جوان دیگری که چند سال از ازدواجش گذشته، می‌گوید: «قبلاً می‌گفتند بچه روزی خودش را می‌آورد. الان مردم می‌گویند ما حتی روزی خودمان را هم به سختی درمی‌آوریم. واقعاً خیلی‌ها از پس یک بچه هم برنمی‌آیند.»

شهروند دیگری نیز تأکید می‌کند: «ترس اصلی فقط امروز نیست، آینده است. خانواده‌ها می‌پرسند اگر بچه‌دار شویم، پنج سال دیگر، ده سال دیگر، با این تورم و این وضعیت، چه باید بکنیم؟»

این اظهارات نشان می‌دهد برای بخشی از مردم، فرزندآوری جدای از یک تصمیم عاطفی، یک محاسبه اقتصادی و اجتماعی است؛ محاسبه‌ای که بسیاری از زوج‌ها در آن، به این نتیجه می‌رسند که از عهده‌اش برنمی‌آیند.

وقتی ترس از بارداری پیش از بارداری آغاز می‌شود

بخشی از واقعیت میدانی کاهش تمایل به فرزندآوری را می‌توان در داروخانه‌ها دید؛ جایی که به گفته مسئول فنی یکی از داروخانه‌های نی‌ریز، مراجعه برای دریافت قرص‌های اورژانسی به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.

او در گفتگو با ما توضیح می‌دهد: «آنچه الان بیشتر دیده می‌شود، افزایش مصرف قرص‌های اورژانسی است. این افزایش کاملاً محسوس است و نشان می‌دهد افراد پیش از آنکه اصلاً بارداری تثبیت شود، به‌شدت نگران رخ دادن آن هستند.»

به گفته او، بخش قابل توجهی از زوج‌ها، بارداری ناخواسته را معضلی جدی برای زندگی خود می‌دانند.

مسئول فنی داروخانه همچنین درباره مراجعه برای داروهای مرتبط با سقط نیز می‌گوید: «به‌طور میانگین هفته‌ای سه متقاضی داروهای سقط داریم. البته این داروها از طریق داروخانه به شکل رسمی ارائه نمی‌شود و عرضه آن غیرقانونی است؛ اما مراجعه و پرس‌وجو برای آن وجود دارد.»

او درباره دلایل مطرح‌شده از سوی مراجعه‌کنندگان می‌افزاید: «بیشترشان مشکلات اقتصادی را مطرح می‌کنند. می‌گویند توان نگهداری بچه را نداریم یا شرایط زندگی‌مان به‌گونه‌ای نیست که بتوانیم این مسئولیت را بپذیریم.»

روایت‌های پنهان از بارداری‌های ناخواسته و سقط

در کنار فشار اقتصادی، بارداری ناخواسته نیز یکی از موضوعات تکرارشونده در این گزارش است. برخی زنان و زوج‌ها، به‌ویژه در شرایطی که تمهیدات پیشگیری کافی نبوده یا آگاهی لازم وجود نداشته، با بارداری‌ای مواجه می‌شوند که آمادگی روحی، خانوادگی یا مالی برای پذیرش آن ندارند.

یکی از زنان می‌گوید: «گاهی یک اشتباه یا یک بی‌اطلاعی، زندگی را وارد مرحله‌ای می‌کند که آدم اصلاً برایش آماده نیست. وقتی حمایت نباشد، بعضی‌ها به فکر پایان دادن به بارداری می‌افتند.»

در چنین شرایطی، مسئله فقط تصمیم فردی نیست؛ بلکه شبکه‌ای از عوامل در آن دخیل است: فشار همسر، مخالفت خانواده، ترس از بی‌آبرویی در دوران عقد، مشکلات مالی، بیماری، اختلافات خانوادگی و ناامیدی نسبت به آینده.

روزانه ۱۰۰۰ سقط غیرقانونی، ۷۰ درصد همچنان پنهانی در کشور

نجمه بیدارمغز، کارشناس سلامت مادران شبکه بهداشت و درمان نی‌ریز و مسئول مرکز نفس، با اشاره به برآورد روزانه هزار سقط غیرقانونی در کشور، می‌گوید: «مرکز نَفَس با همکاری بهزیستی، جامعه پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و ظرفیت‌های اجتماعی و مذهبی، توانسته بخشی از این روند را مهار کند.» اما به گفته او، همچنان ۶۰ تا ۷۰ درصد سقط‌های غیرقانونی ادامه دارد.

بیدارمغز توضیح می‌دهد که باید میان سقط قانونی و سقط غیرقانونی تفاوت قائل شد: «سقط قانونی در چارچوب مشخص، با مجوز پزشکی قانونی و در موارد خاص مثل خطر جانی برای مادر یا ناهنجاری‌های شدید جنین انجام می‌شود. اما آنچه امروز محل نگرانی است، سقط‌های غیرقانونی و پنهانی است که خارج از این چارچوب رخ می‌دهد.»

او در ادامه، از تجربه‌های خود در مواجهه با مادران متقاضی سقط سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که در بسیاری از این موارد، مسئله اصلی نه بی‌میلی صرف، بلکه فشار شدید اقتصادی و نبود حمایت کافی است: «واقعیت این است که بخش زیادی از مراجعاتی که ما می‌بینیم، به‌دلیل فقر و ناتوانی در تأمین هزینه‌های بزرگ کردن بچه است. خیلی از مادران می‌گویند اگر از نظر مالی حمایت شوند، حاضرند بارداری را ادامه دهند.»

بیدارمغز در تشریح فعالیت‌های حمایتی انجام‌شده می‌گوید: «در مرکز نفس تلاش می‌شود قبل از هر چیز با مادر گفتگو شود، شرایطش شنیده شود و بعد اگر امکان دارد، برای حل مشکل وارد عمل شویم؛ از کمک مالی گرفته تا مشاوره و کم کردن برخی هزینه‌های درمانی و پزشکی.»

او تأکید می‌کند که در برخی موارد، با همین حمایت‌های اولیه می‌توان از تصمیم به سقط جلوگیری کرد: «گاهی خانواده فقط در بن‌بست مالی قرار دارد. وقتی بخشی از هزینه‌ها تأمین می‌شود یا احساس می‌کنند تنها نیستند، تصمیمشان تغییر می‌کند.»

نجمه بیدارمغز می‌گوید در مواجهه با زنان بارداری که قصد سقط دارند، نخستین گام، شنیدن بدون قضاوت دلایل آنهاست.

به گفته او، بسیاری از این زنان در شرایطی قرار دارند که از هر سو تحت فشارند و اگر کسی فقط نصیحت کند، نتیجه‌ای نمی‌گیرد.

او می‌گوید: «ما اول باید بشنویم که چرا این مادر می‌خواهد سقط کند؛ آیا مشکل مالی دارد؟ آیا همسرش همراهی نمی‌کند؟ آیا از آینده می‌ترسد؟ آیا خانواده تحت فشارش گذاشته‌اند؟ تا علت را نفهمیم، نمی‌توانیم کمک واقعی بکنیم.»

به گفته بیدارمغز، پس از این مرحله است که تلاش برای اقناع و حمایت آغاز می‌شود. او از روش‌هایی سخن می‌گوید که گاه تأثیر عاطفی زیادی بر مادران می‌گذارد:

«در بعضی موارد، وقتی مادر صدای قلب جنین را می‌شنود یا با واقعیت زنده بودن جنین بیشتر مواجه می‌شود، نگاهش تغییر می‌کند. در برخی موارد هم از ظرفیت‌های دینی، عاطفی و انسانی استفاده می‌شود تا فرد فرصت بیشتری برای فکر کردن پیدا کند.»

او البته تأکید می‌کند که این فرایند ساده نیست و همیشه هم به نتیجه نمی‌رسد: «همه پرونده‌ها موفق نیستند. بعضی فشارها آن‌قدر زیاد است که خانواده یا مادر تصمیمش را عوض نمی‌کند. اما در خیلی از موارد، اگر به‌موقع مداخله شود، می‌شود جان یک جنین را نجات داد.»

بازار پنهان داروهای سقط؛ از نی‌ریز تا شیراز

یکی از بخش‌های مهم سخنان بیدارمغز، اشاره به بازار غیررسمی داروهای سقط است؛ بازاری که به گفته او، در شهرهای بزرگ‌تر از جمله شیراز، دسترسی به آن برای برخی افراد دشوار نیست.

او می‌گوید: «داروهای سقط در مسیر رسمی نباید در اختیار افراد قرار بگیرد، اما واقعیت این است که بازار غیررسمی برای آن وجود دارد و برخی افراد راه‌های تهیه آن را پیدا می‌کنند.»

به گفته او، این مسئله نظارت را دشوارتر کرده و خطر را برای زنان افزایش می‌دهد؛ چراکه مصرف خودسرانه یا استفاده از داروهای نامطمئن، می‌تواند عوارض شدید جسمی و حتی تهدید جانی به همراه داشته باشد.

او تأکید می‌کند: «وقتی سقط از مسیر قانونی و درمانی خارج می‌شود، فقط مسئله از بین رفتن جنین نیست؛ جان مادر هم در خطر قرار می‌گیرد.»

نقش آگاهی و پیشگیری

از دل گفتگوها، یک مسئله دیگر هم برجسته می‌شود: ضعف در آگاهی و آموزش پیشگیرانه.

مسئولان فنی داروخانه معتقدند بخشی از مراجعات برای قرص‌های اورژانسی، به نبود آگاهی کافی درباره روش درست پیشگیری و مصرف صحیح این داروها بازمی‌گردد.

اگرچه این داروها در شرایط خاص کاربرد دارند، اما تبدیل شدن آنها به یکی از راه‌های پرتکرار کنترل بارداری، می‌تواند نشانه‌ای از اختلال در آموزش، دسترسی به مشاوره و برنامه‌ریزی زوج‌ها باشد.

از سوی دیگر، بیدارمغز نیز معتقد است اگر زوج‌ها پیش از قرار گرفتن در وضعیت بحرانی، آموزش و حمایت بیشتری دریافت کنند، بسیاری از بارداری‌های ناخواسته و تصمیم‌های پرخطر بعدی قابل پیشگیری است.

فرزندآوری، میان آرزو و اضطرار

برای بخشی از زوج‌های جوان، فرزند دیگر برکت خانه نیست که بی‌هزینه و بی‌نگرانی پذیرفته شود؛ بلکه مسئولیتی است که باید برای آن توان اقتصادی، ثبات روانی، حمایت خانوادگی و امید به آینده وجود داشته باشد.

و شاید دقیق‌ترین جمع‌بندی را یکی از شهروندان در یک جمله ساده بیان کرد: «مسئله این نیست که مردم بچه دوست ندارند؛ مسئله این است که از آینده‌ای که برای بچه‌شان می‌بینند، می‌ترسند.»

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها