شعر ناب
سبب چریدن مرغی با مرغی که جنس او نبود
زندهیاد غلامرضا آراستهراد
حکیمی گوید در بیابان زاغی را با لکلکی همراه دیدم. در عجب شدم که زاغ را با لکلک چه نسبت است.
چون شدم نزدیک من حیران و دنگ
خود بدیم هر دوان بودند لنگ
یکی از نشانیهای آدم از ازل این است که ملایک بر او سجده کردند. یعنی این که در آدم چیزی از جنس خود دیدند. ابلیس که گفت من شاه و رئیس هستم و تکبر کرد، در آدم وجه مشترک نیافت.
ابلیس غیری را سجده میکند که آن غیر، آدم نیست.
یک نشانِ آدم آن بود از ازل
که ملایک سرنهندش از محل
یک نشان دیگر آنک آن بلیس
ننهدش سر که منم شاه و رئیس
پس اگر ابلیس هم ساجد شدی
او نبودی آدم او غیری بدی

نظر شما