تعداد بازدید: ۸۶
کد خبر: ۲۶۳۳۲
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 06 June
خاطرات و خطرات

خاطره‌ای از کلاس هفتم دبیرستان احمد

نویسنده : محمدعلی پیشاهنگ

(سیکل اول: کلاس‌های هفتم، هشتم و نهم)

سال تحصیلی ۱۳۳۲-۱۳۳۳ خورشیدی

دبیر زبان انگلیسی ما آقای سید محمد سبحانی بود. از همان ابتدای سال شروع کرد به نوشتن اسامی دانش‌آموزان روی تابلو با حروف انگلیسی. هنگامی که نوبت به اینجانب رسید، زنگ تعطیلی آخر زده شد. ایشان گفت: اسامی بقیه را در جلسه دیگر می‌نویسم.

روز دیگر در ساعت موعود به کلاس تشریف آورد. من بلند شدم و گفتم: آقا! نوبت من است که اسمم را بنویسی.

او هم گفت: می‌خواهم اسمت را روی سنگ بنویسند.

منظورشان آن بود که نگارنده جان به جان آفرین تسلیم کنم و رودی سنگ قبر نامم را بنویسند.

تا این زمان، وقت آن نرسیده که اسم مرا روی سنگ مزارم بنویسند و در آرامستان محله خاموشان قرار دهند.

خلاصه از نوشتن نام بقیه هم خودداری کرد.

در آن سال نخستین مقاله را نوشتم و در روزنامه‌ی پارس با اسم مستعار چاپ کردم. مقاله در وصف یکی از دبیران بود که چگونه تدریس و چگونه با دانش‌آموزان رفتار می‌کند.

مسئولان دبیرستان و دبیران فهمیده بودند که مقاله کار صاحب این قلم است. اما چون با نام مستعار بود چیزی نگفتند. ولی بعد‌ها که در کوچه و خیابان به من برخورد می‌کردند می‌گفتند: برخی از دانش‌آموزان برای معلمشان در روزنامه مقاله می‌نویسند و چاپ می‌کنند.

/ ادامه دارد

خاطره‌ای از کلاس هفتم دبیرستان احمد

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها