تعداد بازدید: ۱۹۳
کد خبر: ۲۶۲۳۷
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 23 May
مردم مرتب می‌گفتند:

خونین شهر چه شد؟

غلامرضا شعبانپور
نویسنده:
غلامرضا شعبانپور

خوشبختانه با آماده شدن مردم و نیرو‌های نظامی، بیش از ۱۲.۵۰۰ کیلومتر از شهرها، روستا‌ها و مناطق اشغال‌شده در فاصله ۵ مهر ۱۳۶۰ تا سوم خرداد ۱۳۶۱ آزاد شد و به مام وطن برگشت.

شیرین‌ترین و مهیج‌ترین فراز این باز پس‌گیری، روز آزادی خرمشهر بود. این پیروزی بزرگ پس از نبردی ۲۵ روزه که از جبهه میانی خوزستان آغاز و به خرمشهر رسید رقم خورد.

سپهبد شهید علی صیاد شیرازی که عضو قرارگاه کربلا بود در این زمینه گفته است: از عقب جبهه گزارش می‌شد که مردم با اینکه می‌دانند حدود پنج هزار کیلومتر مربع آزاد شده و حدود پنج هزار نفر هم اسیر گرفته‌ایم و عمده استان خوزستان آزاد شده، مرتب تکرار می‌کنند خونین شهر چه شد، یعنی تمام عملیات یک طرف، آزادی خونین شهر هم طرف دیگر.

برای خودمان هم این مطلب مهم بود که به خونین شهر دست پیدا کنیم. می‌دانستیم اگر خونین شهر را نگیریم، دشمن همانطور که در شمال شهر اقدام به حفر سنگر کرد، در محور ارتباطی خونین شهر به شلمچه هم اقدام به حفر سنگر‌های سخت می‌کند و ما دیگر نمی‌توانیم به این سادگی به این هدف [یعنی آزادی خرمشهر] برسیم.

چندین شور عملیاتی با فرماندهان و اعضای ستادمان انجام دادیم. قرارگاه کربلا اداره‌کننده منطقه بود. نتیجه که نگرفته بودیم هیچ، مطالبی که فرماندهان از وضع یگان‌هایشان می‌گفتند نمایان می‌ساخت که باید به سرعت نیرو‌ها را بازسازی کنیم؛ چون توان و رمقی برای واحد‌ها باقی نمانده بود. [..]رفتیم به اتاق جنگ. اعضای ستادمان رفتند. من و فرمانده سپاه تنها شدیم. حالت عجیبی پیدا کرده بودیم. از بس فشار روحی و روانی به ما وارد شده بود [..]در اینجا خداوند یک امداد عظیم نصیب ما دو نفر کرد. برای من این امداد از امداد‌های بسیار بزرگ است که در سراسر مدتی که در جبهه بودم از آن بالاتر را احساس نکردم. در این امداد به یک طرح رسیدیم.» (دهقان، ۲۶۷:۱۳۹۳)

ایشان در ادامه طرح را توضیح می‌دهد:

«آن طرحی که به عنوان جرقه‌ی امید و امداد الهی در ذهن خود احساس کردیم این بود که گفتیم درست است که ما بیست و پنج روز است در حال جنگیم و فرماندهان می‌گویند بریده‌ایم و نیروهایمان باید بازسازی شوند، این را نمی‌توانیم نادیده بگیریم که اگر قرار باشد خونین شهر آزاد شود، الان باید آزاد شود. این را همه می‌دانیم که نیرویش را نداریم که آزادش کنیم ولی حداقل می‌توانیم خونین شهر را محاصره کنیم. یعنی از یک جایی برویم بین خونین شهر و شلمچه. [..]تا در قدم بعدی شهر آزاد شود. محور را انتخاب کردیم. بهترین و سهل‌الوصول‌ترین محور برای چنین حرکتی، جاده خرمشهر به اهواز و شرق آن یعنی رودخانه عرایض بود. باید از رودخانه هم رد می‌شدیم. عمق عملیات چهار پنج کیلومتر بیشتر نبود. نیرو‌ها باید عبور می‌کردند و خودشان را به اروند می‌رساندند و ما اعلام می‌کردیم که خونین شهر را محاصره کرده‌ایم. در حالی که این محاصره کامل نبود. یک بخش از خونین شهر - جنوب شهر- را اروند تشکیل می‌داد که آن طرفش دشمن بود.» (همان: ۲۷۳و۲۷۲)

سپهبد شهید صیاد شیرازی ادامه می‌دهد که طرح را به فرماندهان ابلاغ کردم و عملیات شروع شد، اما نگران بودیم. حدود نماز صبح توی بی سیم داشتند تکبیر می‌گفتند [..]تمام مشکلات پیش روی حل شده بود.

ایشان در ادامه از یاری خداوند می‌گوید و این که شهید حسین خرازی اعلام می‌کند می‌توانیم وارد خرمشهر شویم. «اگر اجازه دهید، از اینجایی که دشمن خط محکمی ندارد، بزنیم به خط دشمن، توی خونین شهر. [..]گفتم بزنید ایشان زد. [..]ساعت هشت صبح بود که گفتند ما زدیم، خوب هم گرفته. عراقی‌ها جلوی ما دست‌ها را بالا برده‌اند ولی تعداد آنها دست ما نیست.» (همان: ۲۷۵)

ایشان ادامه می‌دهد باید احتیاط می‌کردیم به همین خاطر یک هلیکوپتر ۲۱۴ فرستادیم بالا که ببینیم وضعیت چه جور است.

«خلبان فریاد زد تا چشم کار می‌کند توی خیابان‌ها و کوچه‌های خرمشهر عراقی‌ها صف بسته‌اند و دست‌ها را بالا برده‌اند.» (همان)

ایشان کل اسرای این عملیات ۲۵ روزه را که به عملیات بیت‌المقدس مشهور شد، ۱۹.۳۷۰ نفر اعلام می‌کند. (همان: ۲۷۶)

یاد و نام همه شهدا، به ویژه شهدای فتح خرمشهر گرامی و جاودان باد.

شاد و سالم و موفق باشید

منبع:

دهقان، احمد (۱۳۹۳) ناگفته‌های جنگ، خاطرات سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، تهران: انتشارات سوره مهر، چاپ هفدهم.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها