تعداد بازدید: ۱۳۵
کد خبر: ۲۶۱۲۰
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰ - 2026 09 May
ماجراهای من و بی‌بی

اَی اِغبال من خووو...

نویسنده : گلابتون

- اینا چیه بی‌بی؟

- ینی تو نیفمی اینا چی‌چیه؟ بنه هه خو دیه.

- میفمم بی‌بی، ولی منظورم اینه کجا بوده؟

- کجا بوده؟ دیه ماخاسی کجا باشه؟ پِسَری دلسوزُم درم که برم بنه بییَرن؟ دومادِی دلسوزی درم که برم بنه بییَرَن؟ کجا بوده؟ مش موسی خدا زده رفته کوه یَی خُرده‌ی بنه‌یم بری ما اُورده.

- خو‌ای همه بنه رو میخواین چیکار کنین بی بی؟

- ماخام بیریزم دور.

- وا! راس میگی بی‌بی؟ برا چی خب؟ حیفه!

- حیف منم که تو دس تو تباه شدم. دختر میه خُلم بیریزم دور خو؟ ماخام بکنم ترشی.

- ترشی؟ ترشی چی؟

- ترشی کلم پیچ! دختر تو واقعاً هی طوری هسی یا مسقره بازی در مییَری؟ خو بری چه یَی ذرِی اَ او فُسفُلات استفاه نیکنی؟ آخه با بنه ترشی چی‌چی میریزن؟ خو ترشی بنه میریزن دیه...

- عه! آها! راس میگینا!

بی‌بی سری تکان داد.

- بعد میگن چرا هیشکی نِیّاد گلابی رِِ بُسونه... اَی اِغبال من خووو...

- حالا بگذریم بی‌بی... میگم بی‌بی، میشه یه شیشه از این ترشیام من ببرم برا مامانم. خیلی دوس داره.

- بری ننه‌ت؟ ماخام تیر ناحق بخوره. میه او یی عالم ترشی میریزه یی دفه یاد من می‌کنه؟

- بی‌بی چن روز پیش مامانم براتون سه تا شیشه ترشی نیاورد؟ همون روز که مش موسام اینجا بود، دعوتش کرده بودین برا قرمه‌سبزی.

- من خو هیچی یادوم نیس...

-‌ای وای بی‌بی. همون روزی که به مش موسام اصرار کردین یکی از شیشه‌های ترشی رو ببره.

- من خو هیچی یادوم نی... اَی واااای گفتی مش موسی، ننه یادوت باشه دو سه تا دبه اَ‌ای ترشیام بذریم بری مش موسی.

- ولی بی‌بی، آخه مش موسی این همه ترشی رو میخواد چیکار کنه؟ من میگم یه شیشه کوچیک بدین من ببرم برا مامانم، میگین نه، بعد میخواین دو سه تا دبه بدین مش موسی؟ به دردش میخوره سه چار تا دبه ترشی بنه؟

- نیگا ننه اَصن، دورم که بیریزه من اَ ننه‌ی تو ترشی نیدم.

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها