آن زمان حاشیهها کمتر بود و اشتیاق برای ورزش بیشتر
محمدجواد دیلمی، متولد ۱۳۴۵ و بزرگشده محله بازار نیریز، از چهرههای باسابقه و خوشنام والیبال شهر است. او ورزش را با بدنسازی آغاز کرد و از حدود ۱۶-۱۷ سالگی به وزنهبرداری علاقهمند شد؛ رشتهای که با تشویقهای محمدرضا شاهمرادی (مرشد) مدتی جدی آن را دنبال کرد و حتی به مسابقات استانی و کشوری هم راه یافت. اما فشارهای این رشته و الزام مصرف داروهای تقویتی باعث شد دوباره به سمت علاقه قدیمیاش یعنی والیبال برگردد.
در گفتوگوی پیش رو، او از سالهای فعالیت، خاطرات، چالشهای امروز والیبال و دغدغههایش درباره نسل جوان میگوید.
چه شد دوباره به سمت والیبال برگشتید؟
زمانی که در وزنهبرداری فعال بودم، والیبال را هم کموبیش دنبال میکردم. اما هرچه در وزنهبرداری پیشرفت میکردم، بیشتر متوجه میشدم که بدون مصرف یکسری دارو، مکمل و آمپول نمیتوان به مدال رسید. این موضوع مرا دلسرد میکرد. با اینکه علاقه زیادی داشتم، بین علاقه و سلامت مانده بودم. همین تردید کمکم باعث شد وزنه را کنار بگذارم و به والیبال برگردم.
در چه سطحی از والیبال بازی کردید؟
در ردههای مختلف بازی کردم؛ از آموزشگاهی تا بزرگسالان و مسابقات استانی. آن زمان هنرستان بودم و تیم هنرستان چند بار به مسابقات استانی رفت. از بین بازیکنها، نفرات برتر برای تیم کشوری انتخاب میشدند که چند بار من هم برگزیده شدم. البته بهدلیل شرایط جنگ، چند سال مسابقات آموزشگاهی برگزار نمیشد.
مربیان شما چه کسانی بودند؟
مربی اصلی من، چه در آموزشگاهها و چه بعدتر در بزرگسالان، آقای حاج رضا مسلمانحقیقی بود.
چه کسانی اولین بازیکنان والیبال نیریز بودند؟
فکر میکنم آقایان مسلمانحقیقی، داوودی، زندهیاد عزیز احمدی و مرتضی شبانی از نخستین والیبالیستهای نیریز بودند.
همدورهایهای شما چه کسانی بودند؟
آقایان حسن مروی، برهان حسینقلیخانی، زندهیاد مهدی ناصری و محمد کیخایی.
در چه تیمهایی بازی میکردید؟
علاوه بر تیم مدارس و آموزشگاهها، در تیم کمیل و چند تیم دیگر که نامشان در خاطرم نمانده بازی میکردم. آن زمان حدود ۷-۸ تیم فعال والیبال در نیریز وجود داشت.
امکانات آن زمان چطور بود؟
امکانات بسیار محدود بود؛ نه سالن مناسب، نه لباس و نه توپ و کفش استاندارد. اما عشق و انگیزه بچهها آنقدر زیاد بود که نبود امکانات مانع نمیشد. بیشتر ما از کودکی مشغول کار بودیم، ولی با وجود خستگی، ساعت ۵ عصر پشت در باشگاه وزنهبرداری مینشستیم تا باز شود. آن زمان حاشیهها کمتر بود و اشتیاق برای ورزش بیشتر.
در چه مسابقات مهمی شرکت کردید؟
چند بار در تیم آموزشگاههای استان حضور داشتم و برای تیم کشوری انتخاب شدم و حتی در اردوها شرکت کردم. اما به دلیل نبود حمایت و شرایط جنگ، خیلی جدی گرفته نمیشد. یک بار هم به خاطر اختلاف چند بازیکن با مربی استان، در حمایت از آنها بازی نکردم؛ تصمیمی که از ناپختگی ما بود.
سابقه مربیگری هم دارید؟
بله، در سطح شهرستان مربیگری کردم. یک دوره مربی نوجوانان نیریز بودم. بعدها همراه آقای حمید سعادت به شیراز رفتیم و سال ۷۰ مدرک مربیگری مینیوالیبال را گرفتیم. آن سال با حضور بازیکنانی مثل مجید دهقان، خواهشی، محمدعلی دیلمی، ابوالقاسمی، سعید دیداری، امید خلقاله و سعید دهقان موفق شدیم مقام دوم استان را کسب کنیم.
در تیم بیشتر در چه پُستی شناخته میشدید؟
عمدتاً بهعنوان اسپکر.
وضعیت امروز والیبال نیریز را چطور میبینید؟
بزرگترین مانع امروز ورزش، مسائل حاشیهای و در کنار آن مشکلات اقتصادی مردم است. جوانی که دغدغه مالی دارد نمیتواند تمام انرژیاش را برای ورزش بگذارد. با اینکه استعدادهای خوبی در نیریز داریم، اما حمایتها کافی نیست.
دلیل دلسردی جوانان از ورزش چیست؟
بیشتر از همه نبود حمایت کافی. وقتی برای سالنها هزینهی بالا گرفته میشود و وقت سالنها همیشه پر است، جوان ناامید میشود. مسئولان باید استعدادها را بشناسند و به آنها بها بدهند؛ حتی یک کمکهزینه کوچک میتواند انگیزهبخش باشد. یک مدیر ورزشی باید تماموقت و در دسترس باشد، نه چندشغله.
چالشهای والیبال در دوره شما چه بود؟
آن زمان جنگ بود و ورزش در اولویت نبود. بودجه کم بود و چند بار مسابقات آموزشگاهی لغو شد؛ موضوعی که آسیب جدی به روند پیشرفت ورزش وارد میکرد.
چرا استعدادهای گذشته ریزش کردهاند؟
استعداد همچنان وجود دارد، اما شوق و انگیزه کمتر شده. فضای مجازی بیتأثیر نیست، اما همهی تقصیر بر گردن آن نیست. باید از پایه روی اخلاق، فرهنگ و آموزش سرمایهگذاری شود و افراد توانمند بهکار گرفته شوند.
اگر جای رئیس اداره ورزش و جوانان بودید چه میکردید؟
اول از همه بودجه مناسب میخواستم. بدون بودجه، بهترین مدیر هم نمیتواند کاری از پیش ببرد. یک رئیس اداره باید متخصص، بااخلاق و دلسوز باشد. ورزشکار برای شرکت در مسابقه باید حداقلی از حق و حقوق داشته باشد و این موضوع قابل انکار نیست.
هنوز با ورزش ارتباط دارید؟
بله، برای حفظ سلامت، در خانه یا بیرون ورزشهای سبک انجام میدهم.
خانوادهتان چطور؟ اهل ورزش هستند؟
بله. یک پسر و یک دختر دارم. پسرم کارشناسی ارشد حقوق دارد و در رشته کیکبوکسینگ فعالیت میکند. دخترم مینا کارشناسی ارشد آسیبهای ورزشی و حرکات اصلاحی دارد. او در تکواندو پیشرفت خوبی داشت، اما برخی حاشیهها باعث دلسردیاش شد. اکنون در رشته تخصصی خود فعال است.
خاطرهای که همیشه در ذهنتان مانده؟
دررفتگی پایم در یکی از مسابقات باعث شد مدتها از والیبال دور شوم و بعدها هم نتوانم به شکل جدی ادامه دهم. این تلخترین خاطره من است.
سخن پایانی؟
یک مربی قبل از هر چیز باید فرهنگ، ادب و تربیت را به ورزشکار بیاموزد. ورزشکار خوب کسی است که شخصیت، معرفت و احترام به بزرگتر، مربی و پیشکسوت را بداند.