تعداد بازدید: ۸۹
کد خبر: ۲۵۶۴۵
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰ - 2026 07 March
در بزرگداشت شب‌های قدر و شهادت حضرت علی(ع)

امیرالمؤمنین و حق مردم

امیرالمؤمنین و حق مردم حجت‌الاسلام دکتر حسین سروش دین‌پژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله

هر کسی که با نهج‌البلاغه آشنا باشد این نکته را می‌یابد که در کلمات امیرالمؤمنین اهتمام زیادی به حقوق مردم وجود دارد. نویسنده این یادداشت نمی‌تواند درباره همه کتاب‌ها و آثار در میان ملل مختلف اظهار نظری داشته باشد، ولی می‌تواند نسبت به آثار و متونی که در قلمرو فرهنگ اسلامی تألیف شده، با اطمینان خاطر بگوید که هیچ کتابی در میان آثار کهن و اصیل اسلامی یافت نمی‌شود که مانند نهج‌البلاغه نسبت به حقوق مردم اهتمام داشته باشد.

با استناد به بیانات امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه می‌توان چند نکته را در این‌باره به دست آورد:

نکته اول این‌که مردم در یک نظام اجتماعی و سیاسی ذی‌حق هستند.

نکته دوم این‌که حقوق، بین حکمرانان و زمامداران با مردم متقابل است.

نکته سوم این‌که این حقوق، حقوق عامی است که همه شهروندان و مردم را در بر می‌گیرد.

نکته چهارم این‌که این حقوق جنبه طولی دارد؛ از یک سو برای زمامداران و از سوی دیگر برای مردم، با یک تفاوت که از یک طرف مشروط است، و از طرف دیگر مطلق است.

آنچه از نهج‌البلاغه دریافت می‌شود این است که امیرالمؤمنین (ع) مکرر به مردم یادآور می‌شوند که شما حقی دارید. نکته مهم این است که کسی حق مردم را به مردم متذکر می‌شود که خودش در رأس قدرت قرار دارد. آری، کسانی‌که در حاشیه قدرت هستند و در موقعیت ضعف قرار دارند، قهراً از حقوق خود و مردم فراوان سخن می‌گویند و دفاع می‌کنند. اما کسی‌که خودش صاحب حق نیست، بلکه حق بر گردن اوست، صاحب حق را ارشاد کند و آگاهی بدهد که تو حقی داری! به جز علی بن ابی‌طالب یافت نمی‌شود. با این دیدگاه، یعنی حضرت، خودش مردم را به مطالبه‌گری تشویق و تحریک می‌کند. در واقع خودش را در معرض مسئولیت قرار می‌دهد. در معرض اعتراض و اشکال و خواستن قرار می‌دهد. این تفاوت بین امیرالمؤمنین علی (ع) است با همه کسانی که حقوق انسان‌ها و حقوق شهروندان را مطرح می‌کنند. امیرالمؤمنین (ع) نه در زمان غصب خلافت، بلکه در زمانی‌که خود در رأس قدرت قرار دارد به مردم آگاهی می‌دهد که شما این حقوق را دارید و این حقوق را مطالبه کنید و من در قبال حقوقِ شما، دارای مسئولیت هستم.

امیرالمؤمنین در ضمن خطبه‌ای فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ/ اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى. (نهج‌البلاغه، خطبه ۳۴)»

مخاطب عموم مردم هستند. نه فقط طرفداران حضرت یا خصوص شیعیان و نه حتی خصوص مسلمان‌ها؛ همه مردم مخاطب هستند. حضرت می‌فرماید شما برعهده منِ علی حقی دارید، و من هم برعهده شما حقی دارم. باز سخن یک سخن کلی نیست که حضرت بفرمایند شما حقی برعهده زمامداران دارید. نه شما حقی برعهده من دارید! منِ امیرالمؤمنین! منِ علی‌بن ابیطالب! با همه آن امتیازاتی که در شخصیت امیرالمؤمنین علی (ع) وجود دارد. شما حقی به گردن منِ علی دارید. ادبیات حضرت قابل توجه است! خود را در معرض حق مردم دیدن و به مردم آگاهی دادن، مسئله کمی نیست.

اما حق مردم کدام است؟ «فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا، اما حق شما بر من این است که خیر خواه شما باشم، و غنیمت شما را به نحو کامل به شما بپردازم، و شما را تعلیم دهم تا جاهل نمانید، و مؤدب به آداب نمایم تا بیاموزید.» حق شما برعهده من، یعنی وظیفه من در برابر شما این است که باید خیرخواه شما باشم. اموال بیت‌المال را تمام و کمال در میان شما تقسیم کنم. سومین حق شما این است که به شما آموزش و آگاهی بدهم تا از جهل نجات پیدا کنید. تأمین علم و آگاهی در جامعه برعهده حاکمان و مسئولان است. حاکمان نیز از حقی برخوردارند. «و، اما حقى که من بر شما دارم وفا به بیعتى است که با من نموده‏اید، و خیر خواهى نسبت به من در حضور و غیاب».

نکته مهم و قابل توجه این است؛ حالا که حق طرفینی است و هم حاکمان بر مردم حق دارند، هم مردم بر حاکمان حق دارند؛ آیا این دو حق در عرض یکدیگر هستند یا در طول همدیگر؟ اگر حق عرضی باشد، هریک از طرفین باید حق دیگری را رعایت کند. تقدمی در ادای حق وجود ندارد.

یکی از نکات شگفت‌انگیز در نهج‌البلاغه و بیانات امیرالمؤمنین (ع) این است که حق مردم و حاکم در عرض هم نیستند. بلکه ابتدا مردم باید حق‌شان را بگیرند. سپس اگر زمامداران حق آنها را دادند نوبت به آن می‌رسد که مردم هم حق حاکمان را ادا کنند؛ و الا حاکمان حقی ندارند. پس در اینجا تقدم و تأخر وجود دارد. حاکمان نمی‌توانند حقی مطالبه کنند، مگر در شرایطی که حق مردم را ادا کرده باشند.

در نتیجه این حق از یک سو مطلق است؛ ولی از سوی مقابل مشروط است. حاکمان حق دارند، و مردم هم مسئولیت دارند. اما حق حاکمان مشروط به این است که اگر حق مردم را ادا کردند، مردم نیز حق آنها را ادا می‌کنند. کلام حضرت این است: «بدانید حقّ شما بر من است که چیزى را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم، و کارى بى‏مشورت شما مگر در احکام الهى انجام ندهم، و هیچ حقّى از شما را از موضعش به تأخیر نیندازم، و تا آن را به جایش نرسانم باز نایستم، و این که همه شما نسبت به حق نزد من مساوى باشید. چون رفتارم با شما این گونه شد نعمت خداوند بر شما تمام مى‏شود، و بر شما واجب است از من اطاعت نمایید. (نهج‌البلاغه، نامه ۵۰)»

در انتها باید توجه داشت که مسئله حقوق مردم در یک نظام اجتماعی و سیاسی، در جنبه‌های مختلف زندگی دینی هم اثر گذار است. یک تأثیر آن این است که اگر این حقوق رعایت شد، زمینه تقویت دینداری در مردم است. می‌گویند ببینید این نظام اسلامی است! چقدر به حقوق مردم توجه و اهتمام دارد! این را دلیل بر اعتبار دین می‌گیرند. اما اگر رعایت نشد، دلیل بی‌اعتباری دین می‌دانند. می‌گویند این دین است که آمده اسباب و زمینه‌هایی فراهم کرده که حاکمان حق را یک طرفه به نفع خودشان تفسیر کنند، و از حقوق ما به بهانه این‌که به خدا جواب می‌دهیم، فرار کنند.

امیرالمؤمنین و حق مردم

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها