مردن چند صد میلیونی
مقصر هزینههای ترحیم کیست؟ صحبت از گرانیها و خمشدن کمر مردم زیر بار هزینهها، حرف تازهای نیست. مردم در تأمین اجارهخانه، خرج مدرسه فرزندان، هزینههای روزمره و حتی نان شب ماندهاند و در این میان، هزینه مرگ و مراسم آن قوز بالای قوز شده است.
با یک حساب سرانگشتی میتوان فهمید که یک مرگِ بهظاهر ساده، این روزها دستکم بالای ۱۵۰ میلیون تومان خرج روی دست بازماندگان میگذارد؛ هزینههایی که بسیاری از خانوادهها را تا سالها درگیر قرض و بدهی میکند.
سنگ قبر، پذیرایی در مسجد، شیرینی، خرما، ظروف یکبارمصرف، هزینه شهرداری و بستن قبر، تزئین عکس و تاج گل، چاپ اعلامیه و بنر، مسجد، سخنران، مداح و البته غذا و تالار؛ فهرستی بلندبالا از مخارجی که به قول یکی از مصاحبهشوندگان «واقعاً پیر آدم را درمیآورد».
«ج» یکی از شهروندانی است که هزینه مراسم مرحومش را حدود ۱۳۷ میلیون تومان عنوان میکند.
او میگوید: «در روز خاکسپاری و مراسم، حدود ۲ میلیون تومان برای مسجد، ۲ میلیون تومان برای سخنران، یکونیم میلیون تومان برای مداح، ۳ میلیون تومان برای گل و قاب عکس مرحوم، ۴۷ میلیون تومان برای سنگ قبر، سنگهای اطراف قبر و مصالح، ۲۵ میلیون تومان برای پذیرایی در مسجد شامل میوه، شیرینی و خرما، ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان برای شهرداری و بستن سنگ قبر، ۵ میلیون تومان برای آگهی و چاپ بنر، ۵۷۵ هزار تومان برای دستکش غسل میت و ۳۲ میلیون تومان هم برای غذا و تالار پرداخت کردیم.»
او ادامه میدهد: «در هفته سوم نیز یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان بابت مداح، یکمیلیون و صد هزار تومان برای کرایه صندلیها و پیکانبار و ۸ میلیون تومان برای مخلفات سفره قبر شامل چلومرغ، حلوا، شلهزرد و بستهبندی کیک و آبمیوه هزینه شد که جمعاً رقم هزینهها به حدود ۱۴۰ میلیون تومان رسید.»
به گفته او، هنوز هزینههای مراسم چهلم پرداخت نشده است: «اگر چهلم هم دستکم ۴۰ میلیون تومان خرج داشته باشد، مجموع هزینه مراسم ما به نزدیک ۱۸۰ میلیون تومان میرسد.»
در سوی دیگر، «و» از شهروندانی است که هزینه مراسم مادرش را بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان برآورد میکند.
او میگوید: «تعداد مهمانها زیاد بود؛ نزدیک به ۳۰۰ نفر. هر دست غذا حدود ۵۰۰ هزار تومان تمام شد، یعنی چیزی حدود ۱۵۰ میلیون تومان فقط هزینه غذا و تالار. تازه مراسم چهلم را هم هنوز برگزار نکردهایم.»
او ادامه میدهد: «۵۵ میلیون تومان برای سنگ قبر و مصالح، ۴۰ میلیون تومان برای میوه، شیرینی، کیک، آبمیوه، حلوا و سایر مخلفات، نزدیک به ۸ میلیون تومان برای سخنران، مسجد و مداح، ۵ میلیون تومان برای عکس و تاج گل و ۲ میلیون تومان برای چاپ آگهی پرداخت کردیم. با این حساب، هزینه مراسممان به حدود ۲۶۰ میلیون تومان و شاید هم بیشتر رسید.»
«ش»، از دیگر شهروندان، هزینه مرگ پدرش را سنگین میداند؛ بهویژه بهدلیل ماندن اقوام از راههای دور.
او میگوید: «وقتی پدرم فوت کرد، اقوام از شهرهای مختلف آمدند و چهار، پنج روز در خانهمان ماندند. هر روز باید برای دستکم ۳۰ نفر ناهار و شام تهیه میکردیم، صبحانه هم بهجای خود.»
به گفته او: «در همین چند روز، فقط بابت ناهار و شام مهمانها و ۱۵۰ دست غذا در روز ترحیم، چیزی بین ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون تومان هزینه شد.»
او اضافه میکند: «۳۵ میلیون تومان هزینه سنگ قبر و مصالح، ۳۵ میلیون تومان میوه و شیرینی و کیک و آبمیوه و حلوا، ۶ میلیون تومان برای سخنران، مسجد و مداح، ۴ میلیون تومان برای عکس و تاج گل، ۲ میلیون تومان کرایه صندلی و یک میلیون تومان هزینه چاپ آگهی هم داشتیم که مجموعاً به حدود ۲۵۰ میلیون تومان و چهبسا بیشتر رسید.»
ش با گلایه میگوید: «برای این هزینهها از هر کس ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان قرض گرفتیم. اگر مراسم را برگزار نکنی، باید جواب حرف مردم را بدهی؛ اگر هم برگزار کنی، میمانی با یک عالمه قرض و بدهی. خودمان تصمیم داشتیم ناهار روز ترحیم ندهیم، اما از حرفهای پشت سر مردم ترسیدیم و مجبور شدیم.»
م، زن ۴۴ ساله هم هزینههای مراسم را سنگین و بیفایده میداند: «یکی از همسایههایمان را مثال میزنم. شوهرش کارگر بود، تصادف کرد و فوت شد. دو بچه کوچک داشت و در خانه اجارهای زندگی میکرد. هیچ چیزی در بساط نداشت، اما مجبور شد برای برگزاری مراسم، از این و آن قرض کند. دستکم ۷۰، ۸۰ میلیون تومان خرج برداشت. هرچه گفتم نکن، قبول نکرد. الان خودش و بچههایش محتاجتر از همیشهاند. قدیمیها بیحکمت نگفتهاند: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.»
در مقابل، محمد ۴۶ ساله معتقد است در این مراسم باید تعارف و رودربایستی را کنار گذاشت.
او میگوید: «مردم هرچه میخواهند بگویند. مادرم که هفت، هشت ماه پیش فوت کرد، خواهرهایم اصرار داشتند ناهار بدهیم، اما قبول نکردم. گفتم برای چه خودمان را زیر بار قرض ببریم؟ با همه اینها، هزینه کفن و دفن، مسجد، سنگ قبر، پذیرایی، هفته سوم و چهلم، نزدیک ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان شد.»
او ادامه میدهد: «من فکر میکنم این کارها هیچ تأثیری ندارد؛ مهم کارهای خوبی است که آدم در زمان حیاتش انجام میدهد.».
اما «ر» ۳۷ ساله، نظری کاملاً متفاوت دارد.
او معتقد است برای مراسم ترحیم باید «سنگ تمام گذاشت» و میگوید: «مگر میشود خرج نکرد؟ مردم چه میگویند؟ به نظر من هرچه آدم پولدارتر باشد، خسیستر میشود. نمونهاش فامیلهای شوهرم؛ با این که وضع مالیشان عالی بود، نه تالار گرفتند، نه صندلی کرایه کردند، ارزانترین سنگ قبر را انتخاب کردند و در مسجد با یک کیک و چای ساده مراسم را جمع کردند. اما کسانی که ندارند، مجبور میشوند قرض کنند تا آبروی مردهشان حفظ شود.»
در پایان، م. زردشت ۶۳ ساله با این تجملگراییها موافق نیست.
او میگوید: «همهاش چشموهمچشمی است. چیزهایی سر قبر میگذارند که خودِ متوفی در زمان زنده بودن آرزوی خوردنش را داشت. همین حالا هم یک مراسم ساده و غیرتجملاتی، بالای صد میلیون تومان هزینه دارد. اگر کسی واقعاً توان مالی دارد، بهتر است آن را به نیازمندان بدهد؛ دعای خیر آنها توشه آخرت است.»