تعداد بازدید: ۲۱۴
کد خبر: ۲۵۲۹۱
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰ - 2026 17 January
یادگاران

گزارشی از بازسازی پله‌های سِکِش در زمستان ۲۰ سال پیش

گزارشی از بازسازی پله‌های سِکِش در زمستان ۲۰ سال پیش درست ۲۰ سال پیش در چنین روز‌هایی مردمانی از عاشقان کوه و طبیعت نی‌ریز «پله‌های سِکِش» کوه قبله را طی چندین هفته و با کاری توانفرسا و همت عالی تعمیر و بازسازی کردند.

این پله‌ها در مسیر اصلی چشمه‌های «اربو» و «تارم» و «تارو» در جنوب شهر نی‌ریز و در غرب آبشار فصلی تارم ساخته شده تا کوهنوردان و باغداران کوه و «بَش‌گردان» بتوانند از یک صخره صعب‌العبور بالا بروند به چشمه اربو و همچنین بالا تارم (بالای آبشار فصلی تارم) و سینه‌ی «بیسوون» برسند. بیسوون همان جایی است که همیشه تا آخرین روز‌ها سفیدپوش برف باقی می‌ماند و درختانِ رزِ دیم چند صد ساله‌ی آن هنوز هم محصول می‌دهند و همچنان در آن ارتفاعات شیره انگور می‌پزند.

همان زمان در آخرین روز‌های دی‌ماه سال ۱۳۸۴ (۲۰ سال پیش) با بر و بچه‌های هفته‌نامه عصر نی‌ریز به محل پله‌ها رفتیم و با بانیان تعمیر پله‌ها گفت‌و‌گو کردیم. سرپرست گروه شادروان محمدرضا کارسوز بود. مرد کوه و طبیعت و ورزش. یادش زنده باد.

در زیر گزیده‌ای از گفت‌و‌گو‌ها را آورده‌ایم.

محمدرضا کارسوز ابتدا شروع می‌کند:

«تاریخچه ساخت پله‌ها معلوم نیست؛ ولی از آن جا که نقل قول شده، می‌گویند متعلق به دوران قاجار است و توسط خود دولت ساخته شده. بعد از آن هم حدود ۶۰ الی ۷۰ سال پیش توسط مالکین املاک کوه و خانواده‌ای به نام کوهرو بازسازی شده است. از همان ابتدا این پله‌ها با چوب وُهْلْ (سرو کوهی) و سنگ ساخته شده بود و، چون چوب وهل بسیار محکم است، این چوب‌ها دچار شکستگی نشده بود؛ ضمن این که سازندگان قدیمی آن، سنگ را تراشیده بودند و چوب‌ها را کار گذاشته بودند. اما چندی بود که پله‌ها رفته رفته و به علت بی‌توجهی تخریب شده و رفت و آمد از این مسیر مشکل بود. به علاوه، چون زیر پله‌ها، پرتگاه هست، احتمال داشت حادثه بدی رخ بدهد؛ به همین خاطر با عده‌ای از دوستان که علاقه‌مند به ورزش و بخصوص کوه بودند، تصمیم گرفتیم پله‌ها را بازسازی کنیم. البته من از جهاد کشاورزی که بخشی از هزینه‌ها را متقبل شد، تشکر می‌کنم. لازم است تشکر ویژه‌ای هم داشته باشم از دوستان خوبم که تلاش زیادی داشتند. در واقع این کار با پول قابل حل نبود و فقط عشق به طبیعت بود که ما را تشویق می‌کرد.» کارسوز یک به یک نام این عاشقان طبیعت را عنوان کرد: «قاسم زردشت، محمدقادر زردشت، جواد مبین، علی زردشت، اکبر زردشت، غلامعباس زردشت، غلامحسین زردشت، حمید همایونی، علی صغیر، قربان زردشت، غلامرضا عبدالعلی‌نژاد، رضا فرتاش، حسن زردشت، اصغر زردشت، محسن زردشت، جواد زردشت، مسلم فردوسی، فرزاد کارسوز و مهدی پاکنژاد. کلاً ۱۹ یا ۲۰ نفر دخیل بودند.»

او اضافه کرد: «آوردن مصالح به این نقطه بسیار سخت بود. آب، شن، ماسه، سیمان و آهن به سختی و به وسیله‌ی قاطر و الاغ به زیر کوه حمل می‌شد و از زیر کوه مصالح و وسایل را بالا می‌آوردیم. واقعاً سخت بود. علاوه بر این ۱۹ نفر که ثابت بودیم، چند کارگر ساختمانی هم کار می‌کردند که نزدیک به ۷۰ الی ۸۰ روز کاری به ازاء هر نفر می‌شد.»

کارسوز در مورد مشخصات پله‌ها گفت: «این پله‌ها در اصل آهن ناودانی ۱۲ است که دوبله ساخته شده و بین آنها با ملات و سیمان محکم شده. به علاوه دستگیره‌هایی بر روی هر پله نصب شده تا به راحتی قابل رفت و آمد باشد. ما فقط توقعی که داریم این است که جوانانی که از مسیر این پله‌ها عبور می‌کنند، هم از پله‌ها محافظت کنند و هم طبیعت بالای کوه را حفظ کنند، چون این طبیعت امانتی است که در اختیار ماست و ما باید از آن محافظت کنیم. بعضی جا‌ها ملک خصوصی است که روی این املاک کار شده و زحمت کشیده شده و درست نیست که تخریب شود.»

کارسوز اعلام کرد که کارشان هنوز تمام نشده و قرار است کنار پله‌ها نرده‌کشی هم بشود.

آنها بیشترِ روز‌های تعطیل را اینجا آمده و کار کرده‌اند و حتی شب‌ها چادر زده و می‌مانده‌اند. عده‌ای هم کار تهیه‌ی غذا را بر عهده داشته‌اند. همه‌ی این کار‌ها هم در روز‌های سرد پاییز و زمستان امسال (۱۳۸۴ خورشیدی) انجام شده و بالاخره همان طور که قبلاً هم گفتیم، فقط عشق، آنها را اینجا نگه می‌داشته.

گزارش تمام می‌شود. عکس‌ها هم گرفته می‌شود. بعد همگی که حدود ۲۰ نفر می‌شویم به سمت بالای کوه به راه می‌افتیم. از راهی باریک در صخره‌های کوه مسیر را می‌پیماییم. در راه با یک کوره‌ی ساخت زغال هم برخورد می‌کنیم که متعلق به حدود نیم قرن پیش است.

در مسیر به آب چشمه‌ای برمی‌خوریم که به علت سرمای شدیدِ چند روز قبل، یخ زده و هنوز آب نشده. مسیر را ادامه می‌دهیم. نم‌نم باران شروع به بارش کرده و صدای جِل جِل آن بالا رفته. زیر پایمان صخره‌ای عمیق قرار دارد.

به چشمه‌ی «تارو» نزدیک می‌شویم. دو سه سپیدار بلند از دور نشانگر این چشمه است. حالا دیگر به خاطر باران حسابی خیس شده‌ایم. از آب چشمه گلویی تازه می‌کنیم و به یک یورد کوهی در بیسِوُون می‌رویم. حالا دوباره شده‌ایم ۷ نفر. بقیه به شهر بازگشته‌اند. ما هم آتشی در یورد برپا می‌کنیم و دور آن می‌نشینیم. قوری را کنار آتش می‌گذاریم تا چای آماده کنیم. بیرون، هوا رو به یک سردی مََلَس می‌گذارد. باران شدیدتر می‌شود.

نفرات حاضر در عکس:

۱- علی زردشت ۲- غلام‌رضا شعبان‌پور ۳- مسعود (قربان) زردشت ۴- استاد صغیر ۵- محمدرضا نعمت‌پور ۶- اصغر زردشت ۷- اکبر زردشت ۸-علی احسان‌جو ۹- عباس زردشت ۱۰- قاسم زردشت ۱۱- جواد مبین

۱۲- زنده‌یاد محمدرضا کارسوز ۱۳- محمد زردشت ۱۴- محمدقادر (جابر) زردشت

برگرفته از:

عصر نی ریز، ۲ بهمن ۱۳۸۴، شماره ۱۳۶

- سپاس از جناب آقایان فرشید محمدزاده و اکبر شفیعی که در شناسایی نفرات حاضر در عکس ما را یاری کردند.

گزارشی از بازسازی پله‌های سِکِش در زمستان ۲۰ سال پیش

گزارشی از بازسازی پله‌های سِکِش در زمستان ۲۰ سال پیش

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها