تعداد بازدید: ۱۸۸
کد خبر: ۲۵۲۷۵
تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰ - 2026 17 January
گپ و گفتی با کوهنوردان باشگاه تارم نی‌ریز:

کوهنوردی آدم را صبور می‌کند

اصلاً کوهنوردی یک چیز دیگر است و با هیچ ورزشی قابل قیاس نیست. دیدن مناظر طبیعی و لذت بردن از طبیعت، صدای خواندن پرنده‌ها در سکوت کوهستان، شُرشُر آب چشمه، افروختن آتش به وقت سرما و قُل‌قُل آب درون قوری... جاذبه‌هایی است که در کنار سختی‌های ورزش کوهنوردی به چشم نمی‌آید. ورزشی که در آن نه خبری از مدال است، نه مقام و نه جایزه... ورزشی که باید تنها به آن عشق داشت...
نویسنده : فاطمه زردشتی نی‌ریزی

کوهنوردی نی‌ریز متشکل از گروه‌های زیاد و سه باشگاه است که تارم در این میان، اولین باشگاهی است که بطور رسمی ثبت شده و فعالیت دارد.

در یکی از روز‌های سرد زمستان با کوهنوردان این باشگاه همراه شدیم تا از علاقه و احساس‌شان نسبت به کوه بپرسیم.

*****

غلامحسین ریحانی ۷۲ سال دارد و سه سال است کوهنوردی می‌کند. از سال‌های ۷۱-۷۰ کوهنوردی می‌کرده و مدتی به دلیل مشکل زانو آن را کنار گذاشته. قله بِل، برم‌فیروز و دراک از قله‌هایی بوده که آقای ریحانی آنها را فتح کرده است.

طبیعت و سلامتی را از عوامل اصلی علاقه‌اش به کوهنوردی می‌داند و از طریق خواهرزاده‌اش محسن شکری با باشگاه تارم آشنا و در اینجا ماندگار شده است.

می‌گوید: در باشگاه کوهنوردی ما همه مثل خواهر و برادر هستند. کسانی که دوست دارند به کوه بیایند، باید همت کنند. ساعت ۴ صبح قید خواب را بزنند تا بتوانند از کوه و طبیعت لذت ببرند.

فریبا عابدی ۴۰ ساله، ۱۵-۱۶ سال است کوهنوردی می‌کند.

اولین بار به پیشنهاد خانم رواجی به باشگاه تارم آمده که برنامه دور قلات داشته‌اند و حتی از شهر‌های دیگر هم در آن شرکت کرده بودند.

نبود وسیله شخصی در صبح‌های زود برای رفتن به کوه را از مشکلات کوهنوردان و خصوصاً خانم‌ها می‌داند و ادامه می‌دهد: البته بسیاری از هم‌گروهی‌ها زحمت می‌کشند و ما را هم می‌رسانند، اما این بزرگترین مشکل خانم‌ها برای کوهنوردی است. کوهنوردی همچنین باعث می‌شود دوستان جدیدی پیدا کنیم و از جمع دوستانه‌مان لذت ببریم.

در مورد خاطراتش می‌گوید: یک روز که برای کوهنوردی به اطراف قشم رفته بودیم، دکتر مریم صادق هم به همراه خانم رنجبر آمده بودند. ایشان در طول مسیر رفت بسیار خسته شده بود، به طوری که دیگر نای راه رفتن نداشت. در زمان بازگشت هرچه به ایشان می‌گفتیم حرکت کند، همانجا نشسته بود و به طور جدی می‌گفت هلی‌کوپتر هلال احمر را بیاورید تا من را به پایین ببرد. من نمی‌آیم!

طاهره شناسا ۴۰ ساله حدود سه سال است به طور حرفه‌ای کوهنوردی می‌کند.

به عقیده او کوه آدم را صبور می‌کند. طبیعت را دوست دارد و سکوت و عظمت کوه را عامل اصلی علاقه‌اش به کوهنوردی می‌داند. کسی که بازگشت از پله‌های سه‌کش همیشه برایش استرس‌زاست.

اشکان حبیبی حدود چهار سال است کوهنوردی می‌کند. کسی که به خاطر اضافه‌وزن بالا، کوهنوردی را در ابتدا انتخاب کرده و بعد با تشویق‌ها و حمایت‌های حسین میرغیاثی مسئول باشگاه تارم، تقریباً به طور حرفه‌ای این رشته را ادامه داده است.‌

می‌گوید: بعد از رژیم باید ورزشی را انتخاب می‌کردم تا وزنم در کنار رژیم ثابت بماند که من کوهنوردی را انتخاب کردم.

دماوند، لاله‌زار، و چندین قله از قله‌های دنا، از کوه‌هایی بوده که او فتح کرده است. کسی که از طریق آقای غلام لطفی با باشگاه تارم آشنا و در آن عضو شده است.

گران بودن وسایل کوهنوردی را از مشکلات این رشته می‌داند و در مورد خاطراتش می‌گوید: در هنگام برگشت از دماوند به شدت زمین خوردم و همه احتمال دادند جایی از بدنم شکسته باشد، اما خدا را شکر مسئله مهمی نبود و رفع شد.

شغل حمید عباسی زنبورداری است. کسی که به خاطر شغلش، عاشق کوه، طبیعت و کوهنوردی است. ۹ سال عضو باشگاه تارم است و تابه حال حدود۹۰ درصد از قله‌های ایران نظیر دماوند، سبلان، برم‌فیروز، لاله‌زار، کوهشاه، هزار و... را فتح کرده است.

از خاطرات کوهنوردی‌اش می‌گوید:

در سال ۱۴۰۰ یا ۱۴۰۱ که به دماوند رفته بودیم قرار بود زیر آبشار یخی برویم که طوفان بسیار بدی اتفاق افتاد و از یک گروه ۱۹ نفری تنها ۵ نفر توانستند زیر آبشار یخی برسند. این صعود آنقدر برای ما سخت بود که ما حتی مرگ را با چشمان خودمان دیدیم.

محسن شکری اگرچه کوهنوردی گروهی را از سال ۸۵ شروع کرده، اما به خاطر شغل پدرش که در بیابان کار می‌کرده، با طبیعت کوه ناآشنا نبوده است.‌

می‌گوید: قبل از اینکه به باشگاه تارم بپیوندم، عضو گروه دیگری بودم که تنها مرد‌ها در آن شرکت داشتند. دوست داشتم با خانمم در گروه شرکت کنم. از این رو گروه تارم را را انتخاب کردم تا بتوانم از تجربیات آقای میرغیاثی هم استفاده کنم.

او هم به یکی از خاطرات تلخش در کوهنوردی اشاره می‌کند و می‌گوید: به قله زردکوه سمت بختیاری که رفته بودیم، وسایلمان کم بود و تا حد مرگ و یخ‌زدگی پیش رفتیم. نه کیسه خواب خوب داشتیم و نه کفش مناسب. خیلی به ما سخت گذشت.

به عقیده آقای شکری در کنار کوهنوردی باید یک ورزش سبک هم انجام داد.

می‌گوید: نباید یک هفته کل بدن خواب باشد و بعد از یک هفته کوهنوردی سنگین انجام داد.

کسانی که می‌خواهند به کوه بیایند باید اول کلاس‌های ابتدایی آموزش کوهنوردی را طی کنند. این آموزش به ما می‌آموزد چگونه قدم برداریم، چه وسایلی با خود ببریم و در سختی‌ها چه کنیم. اگر این مسائل را رعایت کنیم، مسلماً کوه برایمان قشنگ‌تر و ایمن‌تر خواهد بود.

غلام لطفی اهل شکرویه خودش را زاده کوه می‌داند. کسی که نزدیک خانه‌شان سمت چاه‌علی، کوهی به نام دزدو وجود داشته که در بچگی روزی ۱۰-۱۲ بار از آن بالا می‌رفته.‌

می‌گوید: بعد‌ها پیاده‌روی هم زیاد می‌رفتم تا اینکه فهمیدم هم‌چراغی من آقای حسین میرغیاثی که کنار مغازه من مغازه داشت، کوهنورد است. ایشان به من پیشنهاد داد به کوه برویم. ما در ابتدا به جایی به نام باغ بِش رفتیم که بالای جعفرآباد بود. پس از آن دنا، هزار، لاله‌زار، شیرکوه یزد، الوند همدان، دماوند و علم‌کوه از کوه‌هایی بودند که هر کدام از آنها را چند مرتبه فتح کردم.

از خاطراتش چنین می‌گوید:

در سال ۱۴۰۱ در حالی که نیم تنه ما کاملاً در برف بود، صعودی به قله رونج در سپیدان داشتیم که مسیر را اشتباه کردیم و شب مجبور شدیم در یک چاله برفی چادر بزنیم. برف‌روبی که تمام شد و کمپ را که زدیم، زمانی که به داخل چادر رفتم، دیدم کیسه‌خوابم همراهم نیست و آن را در مینی‌بوس جا گذاشته‌ام. آن شب خیلی به من سخت گذشت و مجبور شدم شب تا صبح همانطور در چادر بنشینم. نکته جالب اینکه صبح بعد از طلوع آفتاب، دیدیم فاصله ما تا پناهگاه فقط ۱۰۰ متر بوده است.

توصیه آقای لطفی به مردم این است که در ابتدا بشگرد، کوه‌پیما و سپس کوهنورد شوند، چون کوهنورد با کوه‌پیما بسیار فرق دارد.

او نیز تأکید می‌کند: کسی که می‌خواهد کوهنورد شود باید یک دوره کوتاه سه روزه کوهپیمایی را دیده باشد. باید پزشکی کوهستان، هواشناسی، مسیریابی و اصول گام برداشتن در کوه را بداند و با علم و آگاهی کوهنورد شود، چرا که طبیعت هیچ رحمی ندارد و کوچک‌ترین اشتباه در کوهنوردی، ممکن است منجر به مرگ شود.

در پایان حسین میرغیاثی مربی و سرپرست باشگاه تارم نی‌ریز، تعداد اعضای باشگاه را در زمان صعود‌های برتر که روز‌های جمعه در حال برگزاری است، ۵۵ نفر و در گروه همگانی که دوشنبه‌ها برگزار می‌شود حدود ۲۲۰ نفر عنوان می‌کند.

میرغیاثی که از سال ۸۰ تاکنون کوهنوردی می‌کند و مربی و مدرس فدراسیون نیز است می‌گوید: تا قبل از سال ۹۵ از استان برای باشگاه مجوز یک ساله می‌گرفتیم ولی بعد از سال ۹۵ بنا شد تمام گروه‌ها تبدیل به باشگاه شوند.

او به کسانی که دچار عارضه هستند این ورزش را توصیه نمی‌کند و می‌گوید:

این اشتباه است کسی که دچار افسردگی شدید است به کوهنوردی برود، چون کوهنوردی ورزشی است که حرکات انفرادی زیاد دارد و ممکن است حتی انسان برای چند ساعت نتواند با کسی حرف بزند و مطمئناً در این ساعت‌ها بیشتر به مشکلات خود فکر می‌کند.

هر کس می‌خواهد ورزش را شروع کند، باید از پایه و زیر نظر مربی باشد. اگر غیر از این باشد مطمئن باشید آسیب می‌بیند.

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها