شیوه برخورد پیامبر(ص) و علی (ع) با معترضان
حجتالاسلام دکتر حسین سروش دینپژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله یکی از سؤالات مهم درباره سیره و روش پیامبر (ص) بعد از بعثت و مأموریت الهی خویش، برخورد ایشان با مخالفان و دشمنان است. چه این که روش و سیره ایشان الگوی همگان بوده و باید مورد توجه و تقلید قرار بگیرد.
به گفته رهبر معظم انقلاب، پیامبر با پنج گروه مشرکان، یهودیان، قبایل نیمهوحشی، منافقان و مردم ضعیفالایمان به عنوان مخالف روبهرو بود. (خطبه نماز جمعه تهران، ۱۳۸۰/۲/۲۸)
برای تحلیل روش برخورد پیامبر (ص) با این گروههای مختلف، ابتدا اصول و ریشه رفتاری و فکری ایشان را باید شناخت.
پیامبر اسلام (ص) فرمودهاند: إنَّ مِن مَکارِم الأخْلاق أن یَعْفُو الرّجُل عَمَّن ظَلمه / از مکارم اخلاق این است که انسان، از کسی که به وی ستم کرده است بگذرد. سیره پیامبر اسلام، یک نوع کرامت را در صدر کنشها و واکنشهای خود دارد. در همین حدیث میفرمایند، کرامت این است که ببخشی کسی را که به تو ظلم کرده و ... این نشانگر سیره و روش ایشان است؛ لذا به کسانی که مخالف و منتقد بودند، همواره از دید یک فرد کریم و مهربان نگاه میکردند. به همین جهت است که پیامبر (ص) در قرآن به عنوان «رحمه للعالمین» شناخته شده است. یعنی پیامبر (ص) یک رحمت گستردهای دارند که اختصاص به مؤمنان ندارد، بلکه کسانی که مؤمن و مسلمان هم نیستند و کافرند، همه به نوعی از رحمت پیامبر اسلام بهرهمند میشوند.
در قرآن نیز برخورد کریمانه نسبت به دشمنان و مخالفان سفارش شده است. آیه ۱۲۶ سوره نحل میفرماید: «و اگر [ستمگر را]مجازات کردید، پس فقط به مانند ستمی که به شما شده مجازات کنید، و اگر شکیبایی ورزید [و از مجازات کردن بگذرید]این کار برای شکیبایان بهتر است.»
نکته جالب توجه این که در آیه بعد که مخاطب شخص پیامبر (ص) است حتی فراتر رفته و تنها گذشت و بخشش را مطرح کرده است: «و شکیبایی کن، و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست، و بر [گمراهی و ضلالت]آنان [و کارهایی که انجام میدهند]اندوهگین مباش، و از نیرنگی که همواره به کار میگیرند، دلتنگ مشو.» یعنی پیامبر گزینه مقابله به مثل هم برایش مطرح نشده و فقط امر به صبر و شکیبایی شده است.
طبعاً پیامبر (ص) به این امر الهی عمل میکردند.
همین سیره و روش در اقدامات امیرالمؤمنین (ع) و در دوران حکومت پر تنش ایشان دیده میشود. هنوز زمانی از حکومت علی (ع) نگذشته بود که طلحه و زبیر غائله جمل را به راه انداختند. در بصره مرتکب جنایات بسیاری شدند. با این حال وقتی امیرالمؤمنین (ع) خود را به بصره رساند قبل از هرگونه برخوردی، با ایشان به مذاکره پرداخت. به گواه تاریخ این مذاکرات چندین مرتبه تکرار شد. حتی قبل از آن طبق آنچه که شیخ مفید در کتاب الجمل خود آورده، امیرالمؤمنین (ع) از نیت سوء آنها باخبر بود و اطلاعات مربوط به خیانت طلحه و زبیر به ایشان رسیده بود. اما حضرت به هیچ عنوان حاضر نبود ذرهای از مسیر عدالت و کرامت انسانی خارج شود. (شیخ مفید، الجمل، ص ۱۶۶).
نهایت امر به آنجا انجامید که اهل جمل با ارتکاب جنایات بسیار، تنها زمانی که دست به اسلحه شدند و برای حضرت شمشیر کشیدند مورد حمله و مجازات امیرالمؤمنین (ع) قرار گرفتند.
همین شیوه و روش در برخورد با خوارج نهروان هم دیده میشود. حضرت با خوارج نیز تا حد امکان مدارا دارد و تنها زمانی با ایشان برخورد میکند که دست به شمشیر شده و بر علیه جامعه اسلامی اقدام مسلحانه انجام دادند.
در واقع یکی از اصولی که در سیره حضرت دیده میشود، استفاده از شیوه و روش گفتوگو در مواجهه با مخالفان است. این گفتگوی حضرت نیز به گونهای بود که ایشان مستقیماً و بدون واسطه با معترضان روبهرو میشدند.
در آخر میتوان اینطور گفت که با مطالعه تاریخ و بررسی سیره پیامبر (ص) و جانشین برحقش امیرالمؤمنین (ع) به این واقعیت پی خواهیم برد که این پیشوایان دینی نسبت به مخالفان و معارضان، تا حد امکان با مدارا رفتار نموده و کرامت انسانی را حفظ میکردند و پس از آن اگر نیازی به برخورد شدیدتر بود، این برخورد تنها زمانی اتفاق میافتاد که معارضان و مخالفان دست به اسلحه میبردند و اقدام نظامی انجام میدادند. اما اگر به مرز اقدام نظامی نمیرسیدند، حضرات با آنها برخورد مسالمتآمیزی داشتند.