تعداد بازدید: ۱۸۵
کد خبر: ۲۵۱۹۱
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2026 03 January
گزارشی به مناسبت روز پدر

نان آوردم، اما پدری نکردم

نان آوردم، اما پدری نکردم یکی کوتاه است و یکی بلند. یکی چاق و یکی لاغر. یکی سفید و دیگری تیره. یکی پولدار و دیگری کم‌بضاعت، همه‌ی آنها با هم متفاوت، اما در مواردی مشترکند... در سفید شدن موها، در چین و چروک اطراف چشم، در نگرانی از آینده فرزندشان و در پدربودن...
نویسنده:
فاطمه زردشتی نی ریزی

راست گفته‌اند قدیمی‌ها که آدم تا خودش پدر و مادر نشود، نمی‌تواند پدر و مادرش را درک کند. مسئولیت سنگینی است پدر بودن... مسئولیتی که سنگینی آن حس نمی‌شود و به چشم نمی‌آید...

پدرانی که اگر چه نمی‌توانند به راحتی احساس‌شان را به فرزندانشان بروز دهند، اما عشق‌شان از دست‌های پینه‌بسته‌شان پیداست...

روز پدر بهانه‌ای شد تا گپ و گفتی با چند پدر نی‌ریزی داشته باشیم و از آنها بپرسیم آیا به نظر خودشان پدر خوبی برای فرزندشان بوده‌اند یا نه؟!

به نظرم باید بیشتر از اینها برایشان تلاش می‌کردم

ر. د اگرچه به شدت از سه فرزندش راضی است، اما عقیده دارد آن طور که باید و شاید پدر خوبی برای بچه‌هایش نبوده است. کارگر بوده و به گفته خودش نتوانسته توقع فرزندانش را به بهترین نحو برآورده کند.

می‌گوید: بچه‌ها از من راضی‌اند و واقعاً از همه لحاظ مرا درک می‌کنند. من تلاش خودم را کردم، اما به نظرم باید بیشتر از اینها برایشان تلاش می‌کردم. سعی کردم همیشه با بچه‌هایم دوست باشم و به خاطر نقش پدری هیچ‌وقت به آنها زور نگویم و سختگیری نکنم. هر زمان هم مشکلی بوده، سعی کرده‌ام با آنها حرف بزنم.

گوشی فاصله بین پدر و مادر و فرزندان را زیاد کرده است

محمود عباسی دو بچه دارد و فکر می‌کند بچه‌هایش صد در صد از او راضی‌اند. تا به حال برای آنها چیزی کم نگذاشته، اما عقیده دارد گوشی فاصله بین نسل‌ها، پدران و مادران و فرزندان را زیادتر کرده است.

می‌گوید: البته این برنامه‌ها و فضای مجازی به خودی خود بد نیست، اما تا حدودی شکاف بین خانواده‌ها را بیشتر می‌کند.

هیچ وقت نفهمیدم کی بزرگ شدند

«فکر می‌کنم پدر خوبی برای فرزندانم نبودم.» این را محمد ۶۹ ساله می‌گوید. او که به گفته خودش بزرگ شدن، خندیدن و قدکشیدن بچه‌هایش را ندیده می‌گوید: پنج فرزند دارم و از بچگیِ بچه‌ها هیچ‌گاه کنارشان نبودم. کویت می‌رفتم و چهل سال آن‌جا کار کردم. هیچ وقت نفهمیدم کی بزرگ شدند. کی حرف زدند. کی راه رفتند. همیشه از لحاظ مالی تأمین بودند. بهترین چیز‌ها را برایشان خریدم، بهترین لباس‌ها، بهترین وسایل، اما نفهمیدم زندگی‌ام چه شد. زمانی هم که کنارشان بودم، هر کدام ازدواج کرده و رفته بودند سر خانه و زندگی خودشان.

نه! من هرچند از لحاظ مالی آنها را تأمین کردم، اما فکر می‌کنم پدر خوبی برایشان نبودم.

سخت است یک نفر به چهار نفر محبت کند

ر. ب ۴۹ ساله دارای سه فرزند است. عقیده دارد به خاطر مشکلات زندگی، بیماری روحی همسر و... پدر خوبی برای بچه‌هایش نبوده است.

می‌گوید: سخت است یک نفر به چهار نفر محبت کند و این در حالی است که خودش هم از لحاظ روحی به توجه نیاز داشته باشد.

می‌گوید: سعی کردم هم برای بچه‌هایم پدر باشم و هم مادر، اما اعتراف می‌کنم نشده و حتی نتوانسته‌ام پدر خوبی هم باشم. البته سعی می‌کنم رفتار دوستانه‌ای با بچه‌هایم داشته باشم ولی خب گاهی واقعاً برطرف کردن نیاز‌های آنها چه از لحاظ عاطفی و چه از لحاظ مادی با این وضعیت نابسامان اقتصادی سخت است.

او می‌گوید: کنترل‌کردن بچه‌های امروزی با این گوشی‌ها و تکنولوژی‌های جدید سخت است، از این رو من سعی می‌کنم همواره اطلاعاتم را به روز کنم تا از آنها عقب نمانم، هرچند این کار بسیار سختی است.

همبازی‌شان شدم تا خلأ گوشی را حس نکنند

رضا صانعی مغازه خرازی دارد و دارای دو فرزند سیزده و هشت است. از بچه‌هایش راضی است و سعی کرده تا آنجا که می‌تواند پدر خوبی برای آنها باشد. تکنولوژی‌های امروزی نظیر گوشی و فضای مجازی را از عوامل کمرنگ شدن نقش والدین در مقابل بچه‌ها می‌داند و می‌گوید: برای استفاده بچه‌ها از گوشی محدودیت گذاشته‌ام، اما خودم تا آن‌جا که توانسته‌ام سعی کرده‌ام وقتم را در خانه با آنها پر کنم و همبازی‌شان باشم تا خلأ گوشی را حس نکنند.

تا پدر پیرم زنده بود او را کول می‌کردم و نزد دکتر می‌بردم

علی خواجه‌زاده ۶۳ ساله خدا را گواه می‌گیرد که تا پدر پیرش زنده بوده او را کول می‌گرفته، نزد دکتر می‌برده و دوا و درمان می‌کرده است.

دارای پنج فرزند است و می‌گوید: همه بچه‌ها از من راضی‌اند و من هم از آنها رضا یت کامل دارم. چون در حق پدرم کوتاهی نکردم، به خواست خدا بچه‌هایم هم هیچ کوتاهی در حق من نمی‌کنند. حتی یک بار هم برای کوچک‌ترین چیز اعتراض نکرده‌اند. من که فکر می‌کنم پدر خوبی برای آنها بوده‌ام...

به بچه‌هایم کتک می‌زدم و دلم به درد می‌آید

آقای «ن»، اما اعتراف می‌کند پدر خوبی برای بچه‌هایش نبوده. ۶۰ سال دارد و وقتی به کتک‌هایی که بچه‌هایش از او خورده‌اند فکر می‌کند، دلش به درد می‌آید...

از آن پدر‌های سختگیری بوده که بچه‌هایش حق اظهارنظر نداشته‌اند...‌

می‌گوید: الان که فکر می‌کنم، می‌بینم اشتباه کردم. باید کمی با آنها مهربان‌تر بودم. البته خدا عادل و آگاه است قلباً دوست‌شان داشتم و برایشان جان می‌دادم و سعی می‌کردم چیزی کم نگذارم، اما فکر می‌کردم اگر کتک بخورند بهتر تربیت می‌شوند. اشتباه می‌کردم. البته آنها الان هم بچه‌های بدی نیستند، اما امیدوارم مرا ببخشند.

بچه‌های امروز حرف و نظر ما را قبول ندارند!

م. ر ۵۷ ساله، دارای چهار فرزند و کشاورز است. به گفته‌ی خودش بیش از توانش هم برای بچه‌هایش زحمت کشیده.

بچه‌های امروزی را حرف‌گوش‌کن نمی‌داند و می‌گوید: بچه‌های امروز حرف‌ها و نظرات ما را قبول ندارند و کار خودشان را می‌کنند. می‌گویند شما‌ها قدیمی و از دنیا عقب هستید و چیزی نمی‌دانید. نمی‌دانند اگر ما درس زیادی نخوانده‌ایم ولی به اندازه مو‌های سرمان تجربه کسب کرده‌ایم. گوشی برای شنیدن نصیحت ندارند.

می‌گوید: درست است که زمانه پیشرفت کرده و ما از لحاظ علم و سواد و تکنولوژی از بچه‌ها واقعاً عقب هستیم و سر از کار‌های آنها در نمی‌آوریم، ولی هیچ چیز تجربه نمی‌شود. ما برای این تجربه‌ها سختی کشیده‌ایم.

عامل اصلی شرمندگی پدران پیش بچه‌هایشان، اقتصاد خراب و مسئولین هستند

م. یکی از رانندگان تاکسی است که فکر می‌کند او هم آنطور که باید و شاید پدر خوبی برای بچه‌هایش نبوده است. از صبح تا شب پشت فرمان بوده و دنده عوض می‌کرده، اما اغلب در مورد خواسته‌های بچه‌هایش شرمنده بوده.

می‌گوید: خیلی تلاش کردم و می‌کنم، اما آن‌طور که دوست دارم نمی‌شود، البته فکر می‌کنم این مشکل از من و سایر پدر‌ها نیست. عامل اصلی شرمندگی پدران پیش بچه‌هایشان، اقتصاد خراب و مسئولین هستند. خدا گواه است ما هر چه می‌دویم، دخل‌مان با خرج‌مان جور در نمی‌آید. امیدواریم بچه‌ها این را درک کنند. البته بچه‌ها هم مقصر نیستند، بچه یک چیزی می‌بیند و دلش می‌خواهد. بچه است دیگر.

ادامه می‌دهد: از آن طرف گوشی‌های امروزی هم بچه‌ها را نسبت به قبل جسورتر کرده. بچه‌های قدیم پایشان را هم جلوی پدرانشان دراز نمی‌کردند، جرئت نداشتند روی حرف پدرانشان حرف بزنند، اما بچه‌های امروزی تا یک حرف می‌زنی، صد تا جواب در آستین دارند.

مادر عامل اصلی رضایت فرزند از پدر است

علی اصغر مرادی ۵۲ ساله و صاحب سه فرزند است. عقیده دارد بچه‌هایش باید بگویند تا به حال پدر خوبی برای آنها بوده یا نه.

می‌گوید: آنچه در توانم بوده برایشان فراهم کرده‌ام، البته آنها هم در این شرایط بد اقتصادی مرا درک کرده‌اند.

نقش مادر را عامل اصلی رضایت فرزند از پدر می‌داند و می‌گوید: این مادر‌ها هستند که بچه‌ها را پرتوقع یا کم‌توقع نسبت به پدر بار می‌آورند. خیلی از مادر‌ها از بچه‌ها حمایت می‌کنند و پدر را برای خرید هر چیز تحت فشار می‌گذارند، درحالی که بعضی مادر‌ها بچه‌ها را متقاعد می‌کنند که فعلاً خرید فلان چیز امکان‌پذیر نیست و وجهه پدر را پیش فرزند خراب نمی‌کنند.

می‌گوید: البته گوشی‌ها و تکنولوژی‌های امروزی باعث شده پدر و مادر‌ها واقعاً از بچه‌ها عقب بیفتند و این شرایط اقتصادی است که اجازه نمی‌دهد به بچه‌ها برسند. وقتی یک پدر مجبور است برای فرزندش گوشی چهل پنجاه میلیون تومانی بخرد و خودش به خاطر ضعف اقتصادی گوشی ساده و ارزان قیمت دست بگیرد، چطور می‌تواند خودش را هم‌سطح فرزندش قرار دهد؟

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها