جاده بی کفایتی
صبح سهشنبه ۴ آذر، حدود ساعت یازده و بیست دقیقه، وقتی آفتاب پاییزی بر سنگلاخهای داغ اطراف جاده قطرویه - سیرجان پهن میشود، صدای آژیر آمبولانسها سکوت بیابان را میشکند. سمندی با ۵ سرنشین، واژگون شده و در دهانه پلی سقوط کرده که حفاظ ندارد.
۳ نفر (یک دختر ۱۰ ساله، یک پسر ۱۲ ساله و زنی حدود ۴۰ ساله) دیگر به دنیا برنمیگردند.
مأموران پلیس راه، امدادگران اورژانس هلالاحمر و رانندگان عبوری، کنار دهانه پلی بدون حفاظ در این مسیر ایستادهاند و چشم از خودرو در هم پیچیده بر نمیدارند؛ مسیری که بارها نامش در پروندههای تصادف تکرار شده. در دهانه این پل، «سقوط» فقط یک کلمه نیست؛ سرنوشت است.
۳ سال و ۴۰ کشته؛ تکههای یک آمار خونین
بر پایه بررسی آرشیو هفتهنامه نیریزان فارس و سایت تحلیلی - خبری هورگان، در ۳ سال گذشته (از ابتدای مرداد ۱۴۰۱ تا آخر مرداد ۱۴۰۴)، بر اثر حوادث ترافیکی ناشی از قسمتهای دوطرفه مسیر نیریز - سیرجان (که هنوز تبدیل به بزرگراه نشده)، ۴۰ نفر کشته و ۵۷۵ نفر مصدوم شدهاند.
مسیری که هنوز تکبانده است و هر انحراف چند سانتیمتری، به دلیل اختلاف ارتفاع زیاد آسفالت میتواند حکم مرگ باشد. راهی که انگار نمیخواهد یا نمیتواند اشتباه راننده را ببخشد.
در میان ازدحام، یکی از مأموران زیر لب میگوید: «اصلاً عجیب نیست؛ این جاده همین شده. هر روز یک خانواده داغدار میشود.»
دو زخمی نیمههوشیار این حادثه، به بیمارستانهای سیرجان منتقل میشوند؛ و این فقط یک تصادف نیست؛ دومین حادثه مرگبار در ۴۸ ساعت قبل از آن است.
جاده بی جانپناه
فرمانده پلیس راه نیریز کنار صحنه ایستاده و خاک جاده هنوز روی کفشهایش نشسته است. با اولین جملهاش مشخص میشود این حادثه برای او غیرمنتظره نیست.
سرهنگ امین اقبالیان نگاهش را از خودرو نمیگیرد و با همان صدای جدی و بیپرده میگوید: «ببینید؛ اختلاف سطح جاده بعضی جاها ۴۰ تا ۵۰ سانتیمتر است؛ در حالی که استاندارد فقط ۲ سانت است. راننده فقط چند سانت منحرف شود، ماشین پرت میشود پایین. همین اتفاق هم برای این خانم افتاده است.»
با دست به کناره پل اشاره میکند؛ جایی که خاکریز و حفاظ وجود ندارد: «این پل جانپناه ندارد، حفاظ ندارد و ما ۵۰ درصد سهم این حادثه را به راهداری میدهیم؛ شکی هم در آن نیست.»
او درباره ترافیک سنگین مسیر حرف میزند؛ چیزی که حتی خبرنگار هم انتظارش را ندارد: «امروز در یکی از قوسها ۱۲ تریلی همزمان رخبهرخ بودند؛ عرض جاده ۶ متر است و سرعتها هم ۱۰۰ کیلومتر. اینها بار گلگهرو فولاد است. جاده مشکان، جاده روستایی است؛ اما به شاهراه ۶۰ تنی تبدیل شده است.»
همانجا هشدار تندش را میدهد: «اگر صنایع پای کار نیایند، در شورای ترافیک پیشنهاد میدهم عبور کامیون از جاده مشکان ممنوع شود و از راه سیرجان به یزد بروند.»
وعده یک و نیم ساله
وقتی با نماینده تماس میگیریم، از خلع ید پیمانکار قبلی گردنه چاهسبز (شرکت سیویل تونل) خبر میدهد.»
فرهاد طهماسبی اضافه میکند: «پیمانکار جدید تجهیز کارگاه کرده و دستگاههای قویتری آورده. آنها گفتهاند ۱۰ تا ۱۲ کیلومتر باند دوم گردنه چاهسبز را تا سال آینده تمام میکنند و برای جابهجایی پایههای برق هم منتظر فولاد نمیمانند و خودشان انجام میدهند.»
درباره جاده بعد از قطرویه ادامه میدهد: «۱۰ کیلومتر آماده افتتاح است و ۱۰ کیلومتر مناقصهاش برگزار شده و همان شرکت سیویلتونل مسئول اجرای آن شده؛ البته این بخش مسیر صاف و بدون گردنه است و انتظار میرود سریعتر پیش برود. برای ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر بعد هم در حال آمادهسازی اسناد هستند.».
اما مهمترین بخش، وعده وزارت راه است: «به ما گفتهاند تا پایان سال آینده کل مسیر نیریز تا سیرجان دوبانده میشود.»
حکمرانی تریلرهای فولاد و گلگهر
در اداره راهداری، علیاصغر روستایی تنها چند هفته است که مسئولیت را به دوش گرفته؛ ولی دقیق و جزئی توضیح میدهد: «حدود ۳۵ کیلومتر این مسیر اختلاف سطح خطرناک دارد که برطرف کردن آن، فراتر از امکانات و اعتبارات شهرستان است.»
بعد، به یکی از دلایل کندی کار اشاره و ماجرای تلخی را روایت میکند: «یک شب دستگاه گذاشتیم کنار جاده، صبح شد و دیدیم دینام و باتریاش باز کرده و بردهاند. حتی یک شب با نگهبان ما درگیر شدهاند.»
میگوید این میزان فاصله از شهر، قدرت شهرستان را برای اصلاح مسیر بسیار کم کرده است.
اما اصل حرفش درباره ترافیک گلگهر است: «۸۰ تا ۹۰ درصد باری که از این مسیر رد میشود، مربوط به گلگهرو فولاد است. این جاده برای کامیون طراحی نشده؛ عرض جاده مشکان ۶ متر بیشتر نیست؛ اما تبدیل شده به شاهراه تریلیهای سنگین وزن.»
روستایی درباره نقاط هشداردهندهای که تبدیل به نقطه حادثه شده است، میگوید: «ویبره گذاشتیم که هشدار دهد؛ گندله گلگهر رویش ریخته. گندلهها مثل بلبرینگ عمل میکنند؛ ماشینی که روی آن ترمز کند، سر میخورد و پایین میرود.»
او به برنامه فوری برای نجات جاده اشاره میکند: «میخواهیم پیمانکار محلی بیاوریم و با اجاره چند کامیون از فولاد، حفاظ خاکی پلها را اجرا کنیم.»
و جملهای که بارها تکرار شد: «جاده باید بخشنده باشد تا اگر راننده اشتباه کرد و منحرف شد، بتواند خودش را بالا بکشد و برگردد؛ اما الان نیست و اختلاف سطح زیاد است. حتی اگر مسیر دوبانده و بزرگراهی شود، این مشکل همچنان برقرار است و باید برطرف شود.»
پروژهای لاکپشتی که به سیرجان نمیرسد
در فرمانداری، مراد هدایت تصویری اداریتر و پروژهمحور ارائه میکند.
او از گرههای چندساله گردنه چاهسبز میگوید: «پیمانکار قبلی خلع ید شد و پیمانکار جدید تجهیز کارگاه و کار را شروع کرده است. ۱۳ کیلومتر گردنه است که بیشتر زیرساختها کار شده؛ مشکل اصلی، پایههای برق است که معطل فولاد مانده است.»
درباره ادامه مسیر اضافه میکند: «۱۰ کیلومتر بعد از قطرویه آماده است، فاز بعدی پروژه در حال پیشرفت است و بقیه قطعات هم در حوزه استان کرمان در دست اجراست. این طرح یک پروژه ملی است و باید همزمان در چند قطعه پیش برود تا نتیجه مطلوب حاصل شود.»
این در حالی است که گفته میشود سرعت تکمیل بزرگراه از سمت پیمانکار سیرجان و در محدوده استان کرمان، بسیار بیشتر بوده و به حدود ۲۰ کیلومتر رسیده است.
جاده بخشنده یا قاتل؟
حادثه سهشنبه در چند جمله خلاصه میشود، اما پشت آن مشکلات زیادی نهفته است.
سرهنگ اقبالیان حتی محل انحراف را هم دقیق میگوید: «۵۰ متر قبل از پل؛ اگر حفاظ خاکی بود، شاید اینطور نمیشد.»
در همه گفتگوها، یک نقطه مشترک وجود دارد: بار گلگهر و فولاد ستون فقرات ترافیک محور است؛ اما در ایمنسازی مسیر نقش پررنگی ندارند. پلیس میگوید باید مشارکت کنند، راهداری میگوید باید کمک مالی کنند. نماینده میگوید استان کرمان جلوتر است؛ چون صنایع همکاری کردهاند.
این حقیقت انکارناپذیر است: جادهای که اقتصاد صنایع را به هم وصل میکند، خودش از سرمایهگذاری آنها بیبهره مانده است.
تصویر امروز محور نیریز- قطرویه- سیرجان، تصویری دوگانه است:
در یک سو: ۴۰ کشته،۵۷۵ مجروح، ۳۵ کیلومتر اختلاف سطح، پلهای بدون حفاظ، تریلیهای دهها تنی با سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر، تهدید نگهبان و سرقت تجهیزات راهداری و در سوی دیگر: آغاز دوباره کار گردنه چاهسبز با پیمانکار جدید، ۱۰ کیلومتر باند دوم بعد از قطرویه آماده افتتاح، وعده تکمیل دوباندهسازی تا پایان سال آینده، طرح اضطراری حفاظسازی پلها در روزهای آینده، سختگیری پلیس و توقیف روزانه دهها خودرو با دستور دادستان.
این جاده هنوز تصمیم نگرفته «بخشنده» شود یا «قاتل» بماند.
اما مردم نیریز، مشکان، قطرویه و عبوریهای هرروز، همچنان با این پرسش از کنار قوسها میگذرند: حادثه بعدی کی خواهد بود؟ و آیا تا آن زمان، حفاظی، خاکریزی یا باند دومی در این مسیر احداث خواهد شد؟



