ساز باید خسته شود نه هنرمند
تلویزیون که نبود، از همان کودکی و زمانی که شبها سرش را کنار رادیو میگذاشت و در برنامه گلها، به ترانههای قدیمی و ایرانی خوانندههایی، چون ایرج، اکبر گلپایگانی، حسین قوامی و... گوش میداد، به موسیقی علاقهمند شد. به خاطر شغل پدرش که کارمند فرمانداری بود، در شیراز زاده و ساکن شیراز شد. در هفده سالگی، برای اولین بار به کلاس موسیقی رفت و شروع به آموختن کمانچه کرد، بعدها، اما کمکم به ویولن علاقهمند شد و به آن روی آورد، به طوری که در سربازی و در خرمآباد هم آموزش آن را رها نکرد و به آن ادامه داد، کسی که تار هم خوب میشناسد...
کرامت ادیبزاده، بازنشسته اداره برق و ۷۲ ساله است. پدر و مادرش هر دو نیریزی و از اهالی کوچه بالا بودند. در سال ۱۳۷۰ و پس از فوت پدر همسرش، به خاطر همسر و خانوادهاش راهی نیریز و در اینجا ساکن شد و تقدیر این بود که در نیریز هنر خود را به دیگران نیز آموزش دهد...
گپ و گفتی با وی تریب دادیم که میخوانید:
اساتید شما چه کسانی بودند؟
استاد اصلی من آقایی به نام ستوده بود. همچنین در دوران خدمت و در خرمآباد نیز یکی دو استاد داشتم که متأسفانه اسم آنها را به خاطر ندارم.
چه موفقیتهایی در زمینه موسیقی کسب کردید؟
از برنامههای ارکستر زیاد خوشم نمیآمد. تنها برای دل خودم میزدم و دوست داشتم هنرم را به دیگران هم آموزش بدهم. در سال ۱۳۵۴ که برای خدمت در اداره برق به بوشهر منتقل شدم، به خاطر آشنایی که با سرپرست فرهنگ و هنر آنجا داشتم، یک مدت به عنوان مربی فرهنگ و هنر مشغول شدم.
از چه زمانی تدریس موسیقی را شروع کردید؟
به نیریز که آمدیم، در زیرزمین خانهمان مشغول زدن ویولن بودم. دو کارگر داشتیم که در طبقه بالای خانه در حال نازککاری و تزئینات بودند. یکی از آنها از پسرم پرسید: صدای موسیقی از رادیو پخش میشود؟ و پسرم جواب داد: نه، پدرم ویولن میزند. آن کارگر وقتی مرا دید شروع کرد به التماس کردن که اگر میشود کلاس بگذارید تا من هم این ساز را یاد بگیرم. من هم قبول کردم و آمدن ایشان همانا و شروع شدن کلاسها همانا...
مدتی بعد از ارشاد با من تماس گرفتند که اگر میشود به آنجا بیایید و در آنجا تدریس کنید و همین باعث شد من کلاسهای موسیقی را شروع کنم.
شاگردان شاخص شما در نیریزچه کسانی بودند؟
در نیریز شاگردان زیادی داشتم منتها نیریزیها زیاد پیگیر نبودند. چند جلسه میآمدند و بعد کلاس را رها میکردند. زود خسته میشدند. فکر میکردند ویولن یک ساز ساده است، اما با تمام این اوصاف باید اعتراف کنم استعداد بچههای نیریز خوب بود و حقیقتاً بعضی از آنها خیلی خوب بودند. از شاگردان شاخصم در نیریز آقای عبدالبیگی و امین رجبی، و همچنین پسری به نام قرهچاهی از اهالی دهچاه بود که استعداد خوبی در این زمینه داشت و خیلی خوب میزد. متأسفانه با رفتن من از نیریز و تعطیلی کلاس، نمیدانم سرنوشت یادگیری ایشان چه شد.
موسیقی چه تأثیری بر زندگی شما داشته است؟
من با موسیقی زندگی میکنم. هر زمان ناراحت میشوم، به سراغ سازم میروم. هر زمان خیلی خوشحال میشوم، به سراغ ساز میروم. حتی در مراحل بحرانی زندگیام این ساز است که میتواند مرا آرام کند. من فکر میکنم موسیقی حقیقتاً غذای روح است.
آیا هنوز هم موسیقی را تدریس میکنید؟
خیر؛ دیگر حوصلهای برای تدریس موسیقی ندارم و از زمان بازنشستگی، یعنی از سال ۱۳۸۶ تاکنون، تدریس موسیقی را کنار گذاشتهام و فقط برای خودم مینوازم.
بیشتر موسیقی سنتی را ترجیح میدهید یا امروزی؟
از نظر من موسیقی سنتی آرامشبخشتر است و ترجیح میدهم از موسیقیهای امروزی مانند جاز و... دوری کنم.
آیا خانوادهتان هم اهل موسیقی هستند؟
خانمم که خیر، ولی پسرم رضا تا حدودی اهل ساز است. او گاهی ویولن و گاهی گیتار میزند.
به نظر شما گرایش موسیقی الان بیشتر است یا در سالهای گذشته؟
مسلماً امروز. امروز شما به خانه هر کسی بروید، یک ساز در آن خانه وجود دارد، از گیتار گرفته تا سه تار، تار و...، اما زمان قدیم بدین صورت نبود. آن زمان مردم دید خوبی نسبت به موسیقی نداشتند و اگر کسی به دنبال آن میرفت، او را دست میانداختند و مطرب خطاب میکردند ولی امروز موسیقی را به دید یک هنر نگاه میکنند. در خیابان دخترها و پسرهای زیادی دیده میشوند که هر کدام یک ساز روی کولشان است و حتی بسیاری از افراد، آنها را تشویق هم میکنند.
به نظر شما موسیقی هنر گرانی محسوب میشود؟
بله. الان کلاسهای موسیقی گران شده. زمانی که من در نیریز کلاس میگذاشتم، هر جلسه کلاس ۲۰۰۰ تومان بیشتر نبود و به کسی آنچنان فشاری وارد نمیشد. از آن طرف الان سازها هم خیلی گران شده. خیلیها دوست دارند ساز بخرند و در کلاسها شرکت کنند، اما وضعیت مالیاشان اجازه نمیدهد.
از نظر شما فضای مجازی چه تأثیری بر موسیقی داشته است؟
من خودم تمایل زیادی به فضای مجازی ندارم، اما فکر میکنم تأثیر نسبتاً خوبی داشته است. آموزشهای موسیقی که در فضای مجازی وجود دارد، میتواند کمک زیادی به افراد مبتدی علاقهمند در این زمینه کند.
توصیه شما به خانوادههایی که بچههایشان دوست دارند وارد دنیای موسیقی شوند چیست؟
اجازه دهند استعداد آنها شکوفا شود. جلوی علاقه آنها را نگیرند و آنها را تشویق کنند، حالا هر سازی که میخواهد باشد. یک ساز میتواند بهترین رفیق برای یک کودک، نوجوان و جوان باشد. البته این را هم باید بگویم که باید دورادور مراقب فرزندشان باشند، چون موسیقی مانند یک شمشیر دولبه است و گاهی بچهها را از مسیر اصلی جدا میکند. به عنوان مثال بسیاری از بچهها پس از یادگرفتن موسیقی، وارد گروههایی میشوند که مسائل اخلاقی زیاد در آن رعایت نمیشود، گروههایی که ممکن است حتی در آن مواد مخدر مصرف شود. باید موسیقی را برای دلشان بزنند و به عنوان یک هنر به آن نگاه کنند.
آیا اگر دوباره جوان شوید موسیقی و ویولن را انتخاب میکنید؟
حتماً. ساز ویولن را دوست دارم و فکر میکنم ساز بسیار خوبی است و حتماً آن را انتخاب میکنم.
صحبت پایانی؟
موسیقی سخت است و بسیاری از افراد در آن دوام نمیآورند، به طوری که اگر ۱۰۰ نفر برای کلاس ثبتنام کنند، ۹۸ نفر عطای آن را به لقایش میبخشند و ممکن است تنها دو نفر آن را ادامه دهند.
خیلیها فکر میکنند موسیقی ساده است و هنر راحتی است، اما این گونه نیست. موسیقی هنری است که باید در آن، ساز را خسته کرد، نه اینکه خود هنرمند خسته شود. یعنی باید آنقدر تمرین داشت، تا ساز خسته شود، اما اکثر هنرجوها بعد از چند جلسه آن را رها میکنند. موسیقی هنری است که باید سالها در آن زحمت کشید تا بتوان سوار کار شد.