گوشت با مزه گرانی
در سالهای اخیر، سفرهی غذایی خانوارهای ایرانی بیش از هر زمان دیگری دستخوش تغییر شده است؛ تا جایی که مرغ نیز همچون گوشت قرمز و ماهی بهتدریج از دسترس بسیاری از مردم خارج شده است. عکس:کیمیا فاتحی
بیثباتی بازار و افزایش مداوم قیمت مواد خوراکی، فشار سنگینی بر بودجهی خانوارها وارد کرده و اینبار نمودِ این فشار در بازار گوشت آشکار شده است. رشد قابلتوجه قیمت گوشت، نگرانیهای فراوانی را در میان خانوادهها برانگیخته و خرید آن را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است. محصولی که زمانی یکی از اجزای ثابت سفرهها بود، امروز به کالایی گرانقیمت و کمدسترس بدل شده؛ وضعیتی که نشان میدهد بار اقتصادی سنگینی بر دوش مردم قرار دارد و لزوم مداخله و برنامهریزی مؤثر برای ساماندهی بازار بیش از پیش احساس میشود.
به جای گوشت، دارو میخرم
افزایش اخیر قیمت گوشت، تنها نمودی از فشارهای اقتصادی است که بر تولیدکنندگان و مصرفکنندگان وارد شده است. امیر شاهسونی، تولیدکننده و قصاب، از جهش ناگهانی قیمتها میگوید:
«قیمت گوشت قرمز تنها طی ده روز گذشته حدود ۸۰ هزار تومان افزایش داشته است. دلیل اصلی این گرانی، رشد شدید قیمت نهادههای دامی است. هزینه علوفه چند برابر شده و بسیاری از دامداریها در سالهای اخیر تعطیل شدهاند. در حال حاضر دام کم شده و هزینههای تولید بهشدت بالا رفته است.»
در سوی دیگر ماجرا، مصرفکنندگان با محدود شدن قدرت خرید خود مواجهاند. عش، بازنشسته، در گلایهای تلخ میگوید:
«هفتهای چهار بار گوشت خوردن را حذف کردهام و حالا بهجایش دارو میخرم. گوشت منبع پروتئین و آهن است؛ وقتی از سفره حذف شود، باید هزینهاش را در مطب و داروخانه پرداخت. بیبرنامگی مسئولان این وضعیت را رقم زده است.»
یکی از دامداران، آقای «م»، موضوع را از زاویهای دیگر توضیح میدهد:
«در مقایسه با هزینه نهاده دام، قیمت گوشت اصلاً گران نشده است. مشکل اصلی، مافیای خرید خوراک دام و رانتهای گسترده است. افرادی هستند که حتی یک رأس دام ندارند، اما علوفه را به نرخ دولتی میگیرند و دو برابر میفروشند. وقتی روی چنین موارد کوچکی نظارت نیست، بقیه امور هم واویلاست. تا زمانی که وجدان کاری نباشد، هیچچیز درست نمیشود.»
خان ز -ر، یکی از خریداران، نیز کاهش توان خرید را در زندگی روزمرهاش حس میکند:
«یکی دو روز پیش فهمیدم قیمتها دوباره بالا رفته. قبلاً هفتهای دو بار گوشت قرمز و دو بار گوشت سفید میخوردیم؛ الان همان تعداد وعده را داریم، اما مقدارش را کم کردهایم. اگر قبلاً هفتهای یک کیلو گوشت میخوردیم، حالا شده ۴۰۰ تا ۶۰۰ گرم. وقتی گوشت در غذا نباشد، کیفیت و طعم غذا هم کم میشود.»
مرتع نیست، علوفه گران است
افزایش بیسابقه قیمت گوشت تنها نتیجه شرایط اقتصادی نیست، بلکه به باور بسیاری از دامداران، ریشه در مدیریت نادرست منابع دارد. عبدالحسین محمودی، از فعالان این حوزه، نقش سیاستگذاری را مهم میداند و میگوید:
«اگر دولت برنامهریزی درستی داشته باشد، میتواند از دامدار حمایت کند تا قیمت گوشت اینقدر بالا نرود. وقتی مراتع را از بین بردهاند و دامدار مجبور است به جای چرا، علوفه بخرد، به ناچار هزینهها افزایش پیدا میکند. دولت باید بهجای کشت هندوانه و محصولات پرمصرفِ آب، روی کشت علوفه دامی سرمایهگذاری کند.»
در سوی دیگر ماجرا، مصرفکنندگان با کاهش قدرت خرید روبهرو شدهاند. ص. ع با حسرت میگوید:
«خدا شاهده نزدیک شش ماه است گوشت نخریدهام و حتی از قیمتش هم خبر ندارم.»
سفره دولت آنقدر بزرگ است که سفره ما را نبیند
یکی از مغازهداران نیز از تغییر ذائقه اجباری مردم سخن میگوید:
«دولت انگار نمیخواهد کاری برای مردم بکند. سفره خودش آنقدر بزرگ است که سفره ما را نمیبیند. این روزها قلم گوسفند، گاو یا شتر بیشتر از خودِ گوشت مشتری دارد؛ چون ارزانتر است و از بیگوشتی بهتر. گوشت چرخی به ۹۵۰ هزار تومان رسیده و بیشتر مشتریها فقط در حد ۵۰۰ هزار تومان خرید میکنند.»
فروشنده مرغ و ماهی نیز وضعیت بازار را بیثبات توصیف میکند:
«کجای دنیا اینقدر قیمتها نوسان دارد؟ خرید مشتری نسبت به ماههای قبل کمتر از نصف شده. اقتصاد ما حسابوکتاب ندارد. من که خودم مرغفروشی دارم، هفتهای یکبار هم نمیتوانم مرغ سر سفره خانوادهام بگذارم.»
ر. م، بازنشسته، از ناتوانی در تأمین حداقلیها میگوید: «هر طور حساب میکنم، گوشت کیلویی ۸۵۰ تا ۹۵۰ هزار تومان با جیبم سازگار نیست. من با حقوق ۱۵ میلیون تومان، اگر هفتهای یک کیلو گوشت بخرم، ماهی ۴ میلیون هزینهاش میشود؛ تازه غیر از مرغ و ماهی. وقتی بچهها و نوهها هم ماهی دوبار بیایند، برای خودمان چیزی نمیماند. کنترل گرانی دست تولیدکننده نیست؛ وظیفه دولت است که از دامدار و کشاورز حمایت کند؛ چه با وام بدون بهره، چه با تأمین خوراک دام.»
گوشت نمیبینم، فقط بویش را حس میکنم
افزایش قیمت گوشت، سفره بسیاری از خانوادهها را کوچکتر کرده است. ح. الف، که یک نوزاد شیرخواره دارد، از وضعیت تغذیه خانوادهاش چنین میگوید:
«چون بچه شیر میدهم، هفتهای سه بار گوشت گوسفندی و دو بار مرغ میخوریم؛ البته گوشت که نه، فقط اسمش را دارد! برای چهار نفر، فقط ۱۰۰ گرم گوشت داخل خورشت میریزم تا حداقل طعم غذا حفظ شود.»
یکی از قصابان که نخواست نامش فاش شود از افت شدید خرید خبر میدهد:
«دیروز یک گوسفند ۱۰ کیلویی ذبح کردم، هنوز یخچال پر است! مشتری نیست. همین هفته یکی آمد و فقط چربی گوشت خرید، چون ارزانتر بود. مردم توان خریدشان خیلی پایین آمده. کارمندانی که قبلاً ماهی پنج کیلو گوشت میخریدند، خریدشان شده دو کیلو. کارگرها که جای خود دارند! دولت باید با تنظیم بازار و حتی کوپنیکردن گوشت از قشر ضعیف حمایت کند.»
«ل» مادر دو کودک زیر هشت سال، حذف گوشت را غیرممکن میداند:
«گوشت قرمز آهن دارد، نمیشود از برنامه غذایی کنار گذاشت. برای اینکه بچههایم کمخون نشوند، هفتهای چهار بار گوشت درست میکنم. گوشتش برای آنهاست و نخود و سیبزمینیاش برای من و پدرشان. هر ماده غذایی خاصیت خودش را دارد و جایگزین ندارد. دولت باید دست دلالها و واسطهها را کوتاه کند.»
خانم «ن» نیز از تغییر اجباری سبک تغذیهاش میگوید:
«از شهریور که درگیر خرید لباس و لوازمالتحریر بچهها شدم، دیگر گوشت نخریدم و از قیمتش هم خبر ندارم. بهجای گوشت از پروتئینهای گیاهی مثل لوبیا، عدس و نخود استفاده میکنم؛ هم سالمترند و هم ارزانتر. چند روز پیش هم از سر ناچاری تن ماهی و سوسیس خریدم.»
نبود نظارت عامل گرانیهاست
خانم م. ق، نبود نظارت کافی را اصلیترین عامل افزایش قیمتها میداند. او میگوید:
«در نیریز، از یک خیابان تا خیابان دیگر قیمتها فرق میکند و هیچ نظارتی وجود ندارد. همین نبود نظارت باعث شده قیمت گوشت و مرغ هر روز بالاتر برود. قبلاً ماهی دو کیلو گوشت چرخکرده میخریدم، اما این ماه واقعاً نتوانستم. این حرف منِ کارمند است؛ خدا به داد کارگری برسد که درآمد ثابتی ندارد.»
خانم ف. غ نیز از حذف گوشت از برنامه غذایی خانوارش میگوید:
«ماهبهماه میآید و میرود و ما گوشت نمیخوریم. گوشت برای ما جای خودش را به عدسی داده. برای تنگی نفسم گفته بودند گوشت بلدرچین بخورم، اما تازه فهمیدم کیلویی ۴۲۰ هزار تومان است. اصلاً در توانم نیست. علت گرانی خشکسالی است که باعث کمبود علوفه شده.»
یکی از بازنشستگان آموزشوپرورش که نخواست نامش ذکر شود وضعیت را اینگونه توصیف میکند:
«علت این گرانیها بیکفایتی مسئولان است. حقوق یک بازنشسته ۲۰ درصد بالا رفته، اما تورم ۵۰ درصد. با این اختلاف ۳۰ درصدی چه چیزی را باید از سفره کم کنم؟ قیمت گوشت آنقدر بالاست که با حقوق بازنشستگی واقعاً نمیشود گوشت خرید.»
از نگاه علیآقا، گرانیها ریشه در عوامل پنهان دارد:
«گرانی دستهای پشت پرده دارد؛ از بالا گرفته تا پایین. امروز میگویند قیمت گوشت بهخاطر دلار بالا رفته، ده روز دیگر میگویند فلان مسئول نهاده دامی را با قیمت گزاف به فامیل خودش داده یا نهادهها را دپو کردهاند. دود همه اینها به چشم قشر ضعیف و کارگر میرود.»
حالا گوشت نخوریم؛ مگر حبوبات و ترهبار ارزان است؟ قارچ یکشبه دو برابر شد!
افزایش قیمت گوشت و دیگر اقلام خوراکی، بسیاری از خانوادهها را در تنگنای شدید اقتصادی قرار داده است. خانم ز. م از فشار همهجانبه گرانیها میگوید:
«گرانی بیداد میکند. حالا گوشت نخوریم؛ مگر حبوبات و ترهبار ارزان است؟ قارچ یکشبه دو برابر شد. دولت بهجای این همه بن کالا و مزایایی که به کارمندان و مهندسان شرکتهای بزرگ میدهد، باید یارانه دهک یک تا پنج را زیاد کند که هیچ راه درآمدی ندارند. یکی از فامیلهای ما که در شرکت نفت کار میکند، یک کابینت آشپزخانهاش فقط پر از تنماهی و آجیل و دلستر است؛ درحالیکه فامیل دیگرمان نان شب ندارد.»
فاطمه نیز از گرانی بیسابقه مرغ و ماهی گلایه میکند:
«یادم نمیآید آخرینبار کی ماهی خوردم. الان یک سینه مرغ و ۲ تا ران شده ۴۰۰ هزار تومان، واقعاً گران است. دولت باید با وام و کمکهای دولتی از کشاورز و دامدار حمایت کند و جلوی قاچاق گوشت را بگیرد.»
فاطمه م، علت بخشی از گرانیها را در ضعف زیرساختهای انرژی میداند:
«مقصر اصلی دولت است، نه تولیدکننده. ناترازی انرژی و قطع برق باعث تلف شدن جوجههای مرغداری شده و حالا مجبورند قیمت مرغ را بالا ببرند. من هم، چون افزایش قیمت را حس کردهام، صرفهجویی میکنم. قبلاً یک کیلو مرغ برای شش وعده بود، اما حالا برای هشت وعده بستهبندی میکنم.»
حاجبیبی ...، افزایش قیمتها را بازگشت به گذشتههای سخت توصیف میکند:
«دوباره شده مثل قدیم که فقط شب عید گوشت میخوردیم؛ و این خیلی بد است. من بهخاطر همین نخوردنها، چشمم کمسو شد و عمل کردم و دکتر گفته غذای مقوی بخورم. مگر بدون گوشت غذایی قوت دارد؟ ماهی یک کیلو گوشت هم نمیتوانم بخرم.»
محمدعلی مبارکی نیز ریشه گرانی را در مدیریت نادرست اقتصادی میبیند:
«مدیریت غلط در توزیع ارز باعث ناهماهنگی قیمت و تولید گوشت شده است. از خیلی چیزها میشود زد، اما از گوشت نه؛ چون برای سلامت لازم است. من سعی میکنم بهصورت کلی خرید کنم که مقرونبهصرفهتر باشد. دولت باید با برنامهریزی درست بر اقتصاد نظارت کند تا سفره مردم از این هم کوچکتر نشود.»
آنچه در میان روایت دامدار و قصاب، کارمند و بازنشسته، مادر خانهدار و مغازهدار مشترک است، یک حقیقت تلخ، اما روشن است: سفره مردم هر روز کوچکتر میشود و توان خرید اقلام ضروری - از گوشت گرفته تا سادهترین مواد غذایی- رو به افول است. دامدار از گرانی علوفه و ناترازی انرژی میگوید، مصرفکننده از نبود نظارت و دستهای پشت پرده، و همه، بدون استثنا، از سهمی که تورم از زندگیشان ربوده است.
گوشت - که برای بسیاری نه یک کالای لوکس، بلکه یک نیاز تغذیهای ضروری است- به نمادی از فاصله عمیق میان درآمد و هزینه تبدیل شده؛ فاصلهای که با تدابیر مقطعی و وعدههای کوتاهمدت پر نمیشود.
این روزها مردم نه گوشت را میبینند و نه امیدی به بازگشت قیمتهای گذشته دارند؛ تنها میخواهند نظمی در بازار برقرار شود، نظارتی واقعی اعمال گردد و حمایت هدفمند به اقشاری برسد که فشار گرانی بیشترین اثر خود را بر دوش آنان گذاشته است.


