تعداد بازدید: ۱۶۳
کد خبر: ۲۴۷۶۷
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۶ - 2025 16 November
کاری‌کلّه‌ماتور

چند کاری‌کلّه‌ماتور از محمد جاوید

- پر چانه بود شاطر!

- چرا به زخم های«کاری» «حقوق» نمی دهند؟!

- بی مادر بزرگ شده بود، با زبان پدری صحبت می کرد.

- جراح در تاریکی دل شب را شکافت.

- عزرائیل که «سلام» کرد، غزل «خداحافظی» را خواندم.

- طلا که «ریزش» کرد، طلا فروش خانه «خراب» شد.

- فروشنده وقتی «پیاده ام» کرد بر خر مراد «سوار» شد.

- ابر «بارور» را چون نبارید «سزارین» کردند.

- به «آرایشگاه» رفت تا «سرزده» به منزل ما بیاید.

- سواد نداشت، غلط‌های زیادی می‌کرد.

- به دل شب که زدم دردش گرفت.

- در«اوج» حماقت بود، گرچه «خلبان» نبود.

- مجانی برایم پاپوش دوخت، رقیبم.

- اگر بخت یارت باشد، به هیچ یاری نیاز نداری.

- لحاف دوز پنبه همه را می زند.

- لباس عافیت برایش خیلی گران تمام شد.

- از من «دلسرد» شده بود، با صحبت هایم «دلگرمش» کردم.

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها