تعداد بازدید: ۷۳۵
کد خبر: ۲۴۷۵۴
تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۴۰۴ - ۱۷:۱۵ - 2025 16 November

روایت بانوی آبادزردشتی؛ از نی‌ریز تا سبزوار

هرچند اولین دختری بود که ۳۴ سال پیش با تعصبات خاص آن زمان، از محله آبادزردشت وارد دانشگاه شد، اما بی‌شک یکی از موفق‌ترین‌ها بود...
نویسنده : فاطمه‌زردشتی نی‌ریزی، نی‌ریزان فارس

رقیه زردشت متولد ۱۳۵۱، دختر اکبر زردشت یا به قول خودش دختر اکبر حسینعلی است، از پدری نظامی که همیشه مثل کوه پشتش بود، و حالا آن دختر پس از گذشت سال‌ها، با کسب مدرک دکترای تخصصی آموزش پرستاری، ۲۵ سال است که عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه است و در حال حاضر ریاست دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار را به عهده دارد. او همچنین مؤلف چندین کتاب در رشته خود است؛ کسی که هنوز قلبش برای نی‌ریز و خصوصاً اهالی خونگرم آبادزردشت می‌تپد...

در سال ۱۳۷۰ در رشته پرستاری قبول شد و از حق نگذرد با وجود اینکه جز دانش‌آموزان ممتاز بود، دوست داشت در رشته پزشکی قبول شود، اما تقدیر او به گونه‌ای رقم خورد که پرستاری را انتخاب کند...

گپ و گفتی با وی ترتیب دادیم که می‌خوانید:

در چه مدارسی درس خواندید؟

دبستانم را در مدرسه پروین اعتصامی، دوران راهنمایی را در مدرسه آیت‌الله طالقانی و دیپلم را در مدرسه زینبیه گرفتم.

چه معلم‌هایی بیشتر در زندگی شما تأثیر داشتند؟

خانم فایض عزیز، معلم علوم ما در دوران راهنمایی بود که تأثیر زیادی بر درس خواندن من داشت.

آیا هنوز هم با بچه‌ها و همکلاسی‌هایتان در آن زمان ارتباط دارید؟

مرجان شعاع، خانم دیانت، لیلا مستوری، خانم خسروی فیزیوتراپ، فهیمه تواضع که در حال حاضر متخصص زنان هستند، فیروزه یگانه نی‌ریزی که ایشان نیز پزشکی قبول شدند، صغری نظری که در حال حاضر ایشان نیز پرستار است، از همکلاسی‌های من بودند که البته من با خانم نظری چهار سال در دوران کارشناسی هم‌اتاقی و هم کلاسی بودیم و ارتباط نزدیکی با هم داریم. ما آن زمان در دانشگاه جهرم درس می‌خواندیم. البته دانشگاه جهرم زیر نظر دانشگاه شیراز بود، بدین‌صورت که دو سال جهرم بودیم و بخش‌های تخصصی را به شیراز می‌آمدیم. چون دانشگاه جهرم آن زمان مستقل نبود.

در چه سالی پرستار شدید؟

ورودی سال ۱۳۷۰ بودم و در سال ۱۳۷۴ فارغ التحصیل شدم. سال ۱۳۷۰ اولین دختری بودم که از محله آبادزردشت وارد دانشگاه شد.

آیا قبل از سال ۷۰ در حوزه بهداشت و درمان، فعالیت یا سمتی داشتید؟

پیش از آن نه ولی از سال ۷۴ که فارغ‌التحصیل شدم تا سال ۷۶ که در بیمارستان شهدای نی‌ریز طرحم را به عنوان سوپروایزر گذراندم، هدنرس یا سرپرستار بخش داخلی و اطفال در آن زمان کار می‌کردم. به خاطر دارم در همان زمان یعنی سال ۷۶ سی‌سی‌یو را تازه افتتاح کرده بودند که ما زحمات زیادی در این مورد کشیدیم و همان سال من هدنرس سی‌سی‌یو شدم.

از اول قصد داشتید پزشک شوید یا پرستار؟

خوب طبیعتاً همه و خصوصاً ما که جزو دانش‌آموزان ممتاز مدرسه بودیم، دوست داشتیم پزشک شویم. پنج شش نفر بودیم که معلم‌هایمان، همیشه می‌گفتند شما پزشکی قبول می‌شوید. منتها در آن زمان شرایط کمی خاص بود و هر چند در آن دوران، کلاس‌های خصوصی و زبان و کنکور زیاد باب نبود، اما بعضی‌ها به این کلاس‌ها می‌رفتند یا معلم‌ها را به خانه می‌آوردند. در چنین شرایطی که ما این کلاس‌ها را نرفتیم، من در رشته پرستاری قبول شدم. ولی با این وجود فکر می‌کنم مهم نیست انسان در چه رشته‌ای قبول شود، مهم این است که انسان در هر رشته‌ای هست، بهترین باشد.

آیا از اینکه رشته پرستاری را انتخاب کردید راضی هستید؟

بله، کاملاً. پرستاری سختی‌های خودش را دارد. شب‌کاری آن خیلی سخت است. مخصوصاً زمانی که شیفت شبکاری داشتیم با همکارم هر دو تا ۱۲ بیدار بودیم. از ۱۲ تا سه صبح من شیفت می‌ایستادم و از ساعت سه تا ۶ صبح همکارم شیفت را ادامه می‌داد. به خاطر دارم زمانی که ساعت به ۳ می‌رسید، احساس می‌کردم سرم از خودم نیست. همیشه بعد از پایان شیفتم، وقتی به خانه می‌آمدم، به دلیل راه رفتن‌های زیاد، پاهایم درد داشت و یکی از دلایلی که همه به من می‌گفتند هدنرس یا سوپروایزر شو و حتی به عنوان مترون (فردی که مدیریت و هماهنگی کلی تیم پرستاری را در بیمارستان بر عهده دارد.) بیمارستان هم از من تقاضا کردند، به خاطر فعالیت بیش از اندازه‌ای بود که داشتم.

البته باید بگویم من در کنار آن، عاشق تدریس بودم و یکی از علت‌هایی که باعث شد فوق‌لیسانس و دکترا بخوانم همان تدریس بود. من آموزش را با تمام وجود دوست دارم و الان در حدود ۲۰ دوره، دانشجو با آموزش‌های ما، فارغ‌التحصیل شده‌اند. زمانی که به بیمارستان وارد می‌شوم و دانشجو‌های قدیمی خودم را به عنوان پرسنل توانمند و یا هدنرس می‌بینم، بسیار خوشحال می‌شوم.

انتخاب محل خدمت شما در سبزوار به دلیل نیاز سازمانی بود یا انتخاب شخصی خودتان؟

نیاز سازمانی بود. زمانی که فوق‌لیسانس بودم، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، چون دانشگاه مادر بود گفتند حتماً باید مدرک دکترا داشته باشید تا بتوانید عضو هیئت علمی شوید، در غیر این صورت باید به دانشگاه‌های اطراف بروید. از این رو من به سبزه‌وار آمدم که در اینجا هم دانشگاه آزاد و هم دانشگاه دولتی به عضو هیئت علمی نیاز داشتند و من دانشگاه دولتی را انتخاب کردم و در دوران فوق‌لیسانس، عضو هیئت علمی دانشگاه سبزوار شدم. ۱۰ سال با مدرک فوق‌لیسانس عضو هیئت‌علمی بودم و پس از آن برای دکترا امتحان دادم و در سال ۹۱ دکترای تخصصی یا همان PH.D قبول شدم. در سال ۹۶ به عنوان استادیار فارغ‌التحصیل شدم و چهار سال بعد ارتقاء یافتم و الان درجه دانشیاری دارم. انشاا... سال بعد مدارکم را برای استاد تمامی ارائه می‌دهم.

الان همسر من مشهد، و به خاطر شغل من در رفت و آمد است. دو فرزندم نیز در کنار من و در سبزوار هستند.

آیا در حوزه پرستاری تألیف یا نوشته‌ای دارید؟

هشت کتاب دارم که ۴ یا ۵ جلد از کتاب‌های من جزو منابع رسمی رشته کارشناسی اتاق عمل، وزارت بهداشت است. چون گرایش من پرستاری داخلی- جراحی بود، من به گروه اتاق عمل رفتم و کتاب‌هایی در این زمینه نوشتم که یکی دو مورد آن در مورد پرستاری و یکی دو مورد در رابطه با اتاق عمل است و حتی بعضی از آنها به چاپ هفتم و هشتم هم رسیده است.

اسامی این کتاب‌ها عبارتند از «اصول و فنون و عملکرد اسکراب و سیرکولار» که قبل از آن روش کار در اتاق عمل نام داشت. اکثر دانش‌آموختگان رشته اتاق عمل در سراسر کشور، من را با این کتاب می‌شناسند و بیش از هشت بار تجدید چاپ شده و بعد از آن به خاطر ویرایش و به روز نمودن آن، به ناشر اجازه تجدید چاپ ندادیم تا کتاب ریوایز (تجدیدنظر) کامل شد و مجدداً با نام جدید منتشر گردید. «اصول تکنولوژی جراحی»، «آشنایی با ابزار و تجهیزات اتاق عمل»، «اصول و فنون استرلیزاسیون» و «مدیریت در اتاق عمل» از دیگر کتاب‌های من است. البته دو کتاب دیگر نیز در زمینه ترجمه دارم که یکی «زنان و مامایی» و دیگری «تکنولوژی جراحی عمومی» است.

نظر شما در مورد وضعیت شغل پرستاری در ایران در حال حاضر چیست؟

در حال حاضر ما در ایران پرستار زیاد داریم ولی به دلیل شرایط خاص اقتصادی دولت، استخدام کم است؛ بنابراین مجبورند از همین پرستاران موجود استفاده و شیفت اضافه به آنها بدهند و این شیفت اضافه باعث فشار کاری زیاد بر پرستاران و در کنار آن زیادشدن خطا‌های پرستاری-پزشکی می‌شود. وقتی یک نفر خسته باشد و چندین شیفت پشت سر هم داشته باشد، می‌تواند باعث خطا‌های زیادی شود.

برخی می‌گویند پرستاران از شغل خود رضایت ندارند و بسیاری از آنها تمایل به مهاجرت دارند، نظر شما چیست؟

پرستاری در کشور‌های عربی مانند قطر، امارات، کویت و عربستان بازار کار خوبی دارد و یکی از علت‌هایی که پرستاران مهاجرت می‌کنند، حقوق بالایی است که در کشور‌های دیگر به آنها پرداخت می‌شود. هرچند اگر پرستاری بخواهد در آن کشور‌ها کار کند باید مدرک «RN» داشته باشد یعنی امتحان رجیستری بدهد و مدرک «RN» بگیرد ولی خب اکثر پرستاران ما می‌توانند این کار را انجام دهند؛ بنابراین من فکر می‌کنم اکثر کسانی که مهاجرت می‌کنند به خاطر پایین بودن حق و حقوق‌شان در این رشته است و نه اینکه این رشته را دوست نداشته باشند.

وظایف یک پرستار متخصص در اتاق عمل و خارج از اتاق عمل چه تفاوت‌هایی با هم دارد؟

بسیار متفاوت است. یکی از مشکلاتی که پرستاران ما در برنامه درسی‌شان دارند این است که پرستاران کشور‌های خارجی دو سال اول را به طور عمومی و دو سال آخر را به طور تخصصی می‌خوانند. بدین صورت که در کشور‌های خارجی، بعد از دو سال، تخصصی شده و یک نفر پرستار اتاق عمل، یک نفر پرستار بیهوشی، یک نفر پرستار بخش نوزاد و... می‌شود ولی در ایران بدین صورت نیست، به طوری که در اتاق عمل، عنوان رشته تکنولوژیست‌های اتاق عمل است و این در واقع مشکلی است که تکنسین‌های اتاق عمل بیشتر مهارت‌محور هستند، یعنی بیشتر به عنوان کمک جراح کار می‌کنند و مراقبت را به خوبی انجام نمی‌دهند یعنی در واقع مراقبت‌های قبل، و بعد از عمل جراحی را زیاد نمی‌دانند و مهارت کامل ندارند و پرستار‌های ما نیز از تکنیک‌ها و چگونگی جراحی اطلاع زیادی ندارند.

از دوران کاری خود در اتاق عمل یا تدریس چه خاطره‌ای دارید؟

زمانی در اطراف سبزوار یک درگیری بین اشرار اتفاق افتاد که به شهر کشیده شد. پلیس آنها را دنبال کرد و سرکرده آنها را گرفت و او در حالی که تیر خورده بود، به اتاق عمل آمد. در آن زمان طبیعتاً همه ذهنیت بدی نسبت به او داشتند. هرچه به دانشجو‌ها می‌گفتم اسکراپ کنید و سر عمل بروید، می‌گفتند نه! و دعا می‌کردند او بمیرد. آنجا بود که من خیلی ناراحت شدم و به آنها گفتم شما نباید بیمار را قضاوت کنید و صرف‌نظر از اینکه جزء اشرار بوده، او الان به عنوان یک مریض در اتاق عمل است و شما باید به کمک تیم جراحی بروید و گلوله را از بدن او خارج کنید. پس از آن وظیفه دادگاه است که در مورد او تصمیم بگیرد.

ولی از خاطرات خوب‌مان هم کودکانی است که برای عمل‌های مختلف از جمله برداشتن لوزه می‌آیند که متخصصین بیهوشی ما او را در بغل مادر بیهوش می‌کنند و اجازه نمی‌دهند کودک با استرس وارد اتاق عمل شود.

توصیه‌تان به کسانی که می‌خواهند وارد رشته پرستاری شوند، چیست؟

این کار را با عشق انتخاب کنند. چون اگر این کار را دوست نداشته و عاشق آن نباشند، واقعاً در این رشته اذیت می‌شوند.

این شغل با تمام وجود علاقه می‌خواهد و الان به خاطر استقبال خوب از این رشته و استخدام در آن، باید برای پرستاری رتبه‌های خوبی کسب کرد. همچنین در این کار ممکن است پرستاران با صحنه‌های بسیار وحشتناکی مواجه شوند، از این نظر این کار واقعاً عشق می‌خواهد.

کمی از خانواده‌تان صحبت کنید.

همسر من اصالتاً کرمانی است ولی ۵۰ سال است که در مشهد زندگی می‌کند. ایشان کارشناس ادبیات فارسی است و شغل آزاد دارد. یک پسر و یک دختر دارم. آرش امسال در رشته مهندسی شیمی فارغ‌التحصیل شد و آوا نیز در کلاس دهم درس می‌خواند.

آیا هنوز هم با شهر نی‌ریز، دوستان و اقوام رابطه دارید؟

مشغله کاری‌ام خصوصاً از زمانی که ریاست دانشکده را به عهده گرفتم زیاد شده، منتها، چون در اَمرداد هر سال، بیست روز دانشکده را تعطیل می‌کنند فرصتی برای دیدن خانواده و اقوام حاصل می‌شود. در این مدت هم برای دیدن خواهر و برادر‌ها می‌آییم و هم سری به انجیرهایمان می‌زنیم. سعی می‌کنم حداقل سالی یکبار به نی‌ریز سر بزنم.

صحبت پایانی

به همه دختر‌ها و خانم‌ها می‌گویم که خودشان را باور داشته باشند. من فکر می‌کنم به تمام آرزو‌هایی که داشتم رسیدم. یک روزی دوست داشتم به عنوان دانشجو وارد دانشگاه شوم و الان به عنوان رئیس دانشکده مشغول به کارم. دانشکده پیراپزشکی ما هفت رشته دارد (کارشناسی و کارشناسی ارشد اتاق عمل، کارشناسی هوشبری، کارشناسی علوم آزمایشگاهی، کارشناسی پرتوشناسی، کارشناسی پرتو درمانی و کارشناسی ناپیوسته فوریت‌های پزشکی).

دروس زیادی در دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس می‌کنم و استاد راهنمای پایان‌نامه‌های دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری، ارشد بهداشت و اتاق عمل. احساس خوبی دارم از اینکه انتخابم، انتخاب خوبی بود و توانستم در این رشته رشد کنم. خوشحال می‌شوم میزبان دانشجویانی از شهر نی‌ریز و به ویژه محله خودمان آبادزردشت در دانشگاه سبزوار باشم.

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها