تعداد بازدید: ۳۲۲
کد خبر: ۲۴۷۲۵
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۴۰۴ - ۱۹:۵۶ - 2025 12 November

سَرِ چشمه شاید گرفتن به بیل

نویسنده : امین رجبی مدیرمسئول نی‌تاک

ایرانِ امروز ملغمه‌ای است از ناترازی‌ها و بحران‌های گونه‌گون که بیشترشان را خودمان به دست خودمان آفریده‌ایم و بیشتر از هر دشمن خارجی با خود و میهن دشمنی کرده‌ایم.

بحرانِ محیط‌زیست و ته‌کشیدنِ منابع آب، تنش‌ها در سیاست خارجی و تهدیداتِ بیرونی و انزوای بین‌المللی، تحریم‌های خفه‌کننده و ضرر‌های میلیارد دلاری تحریم و گرانی دلار، فسادِ عریانِ مفسدانِ چشم‌دریده و دهن‌کجی‌هاشان به مردم، رکود تورمی و اقتصادِ کم‌جان و تولیدِ وارفته، و هزاران ابرمسئله که یکی پس از دیگری سر برآورده و آینده و اکنونِ مردم را مچاله کرده‌اند. اینها هرکدام به تنهایی کفایت می‌کند برای زمین خوردن یک ملت.

قربانی این وضعیت، «ایران» است با همه‌ی مردمانش از طوایف و تیره‌ها، با تاریخ پرشکوهش، با ادبیات پر رمز و رازش، با فرهنگ غنی و اِعجاب‌انگیزش، با دماوند و زاگرس و جنگل‌های هیرکانی و کویرهایش، و در نهایت با آینده‌ی فرزندانش.

یک پرسش اساسی این است: «ما چه کرده‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟» که به آن، پاسخ‌های فراوان می‌توان داد.

اما از این هزاران پاسخ باید نتیجه گرفت که با این روش، با این دست فرمان، با این استراتژی، و با این «پارادایم»، نتیجه‌ای جز این حاصل نمی‌شود و نمی‌توان انتظار معجزه داشت.

«پارادایم» را ابتدا توماس کوهن در فلسفه علم بیان کرد.

برابرِ پارسیِ پارادایم، «الگو واره» است. به زبان ساده، پارادایم یعنی الگو‌های نظری و عَملی حاکم بر یک مجموعه که نشان می‌دهد آن مجموعه چگونه کار می‌کند و پیش می‌رود.

اگر یک شخص را در نظر بگیریم، پارادایمِ حاکم بر زندگی او شامل افکار و عقاید و شیوه زندگی و نگرش او به گذشته و اکنون و آینده و جهان هستی است. مجموعه اینها «کیفیت زندگی» او را شکل می‌دهد و جایگاه او را در این دنیا رقم می‌زند.

پارادایم‌های متفاوت در زندگی افراد است که تفاوت‌های کلی آنها را با دیگری می‌آفریند.

حال اگر این فرد بخواهد در زندگی خود تغییرات ریشه‌ای و بنیادی ایجاد کند، باید پارادایم خود را تغییر دهد.

اگر فُضِیلِ عَیّاضِ راهزن، به ناگاه توبه می‌کند و دزدی را زمین می‌گذارد و از عارفانِ نامدار قرن دوم و از شاگردان امام جعفر صادق (ع) می‌شود، تغییر در همین پارادایم است.

برگردیم به مصائب خودمان.

اگر وضعیت کشور این است که می‌بینیم، حاصل پاردایم فکری و عملی جاری در کشور است. این پارادایمِ کلان است که امروزِ ایران را رقم زده و می‌زند. تا این الگوواره حاکم باشد، در بر همین پاشنه می‌چرخد.

با این پارادایم، پزشکیان باشد یا جلیلی، خاتمی باشد یا احمدی‌نژاد سعادتی پایدار حاصل نمی‌شود. شاید در روش‌ها تغییرات کوتاه مدت پدید آید یا در مقاطعی مردم احساس گشایش کنند، اما دوباره همان می‌َشود که بود و این ماشین دوباره به همان مسیر پیشین بر می‌گردد.

برخی می‌گویند در مسائل مختلف باید «رفراندوم» برگزار کنیم. اما رفراندوم به شرطی مفید است که این پارادایم تغییر کند و اگر آن تغییر در اندیشه و مرام و مدیریت رخ دهد، دیگر شاید نیازی هم به رفراندوم نباشد.

برجام هم به مانند یک رفراندوم بود. آنجا هم دیدیم و چشیدیم که با آن همه مصائب و انتظار‌ها و امید‌ها و آرزوها، باز به تنظیمات کارخانه برگشتیم. مگر دوباره همان تهدید‌ها و تحریم‌ها و فشار‌ها با شدتی بیشتر برنگشت؟

پارادایم ما در جنگ ۸ ساله با صدام، «جنگ جنگ تا پیروزی»، «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، و «می‌جنگیم می‌جنگیم، سازش نمی‌پذیریم» بود. اما در نهایت کار به جایی رسید که یک تغییر بنیادین در پارادایم مدیریت جنگ ایجاد شد و قطعنامه را پذیرفتیم و جنگ پایان یافت. اگر آن تغییر حاصل نمی‌شد، معلوم نبود چه بر سر کشور می‌آمد و خون چند هزار جوان دیگر بر زمین می‌ریخت.

این یک گذاره‌ی اثبات شده است که ما در هر زمینه‌ای اگر به روش‌های پیشین عمل کنیم، نتایجِ تکراری می‌بینیم. فقط در صورت تغییر روش‌ها است که نتایجِ متفاوت حاصل می‌شود.

شاید برخی بگویند منظورِ نویسنده از تغییر پارادایم، انقلاب است. ولی قبلاً از همین قلم خوانده‌ایم که انقلاب یک قمار مرموز با نتایج ناپیدا و بعضاً پشیمان کننده است.

راهِ تغییر در نتایج، تغییر در پارادایم فکری و عملیِ حاکمان است. این تغییرات می‌تواند آرام (اصلاح) یا ناگهانی (انقلاب) باشد. شدت آن به این بستگی دارد که چه زمانی آغاز شود. این آغاز هرچه زودتر رخ دهد، درد‌های آن کمتر و شدت آن آرام‌تر است. انقلاب زمانی رخ می‌دهد که دیگر کار از کار بگذرد و زمان از دست برود و فرصت‌ها بسوزد که سعدی علیه‌الرحمه گوید:

درختی که اکنون گرفته‌ست پای

به نیرویِ شخصی برآید ز جای

و گر همچنان روزگاری هِلی

به گردونش از بیخ، بر نگسلی

سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل

چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل

سَرِ چشمه شاید گرفتن به بیل

بدرود

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها