پژمان جمشیدی سرنوشت ستارهای که در زمین حاشیه پا به توپ شد!
پژمان جمشیدی، چهرهای که سالها نامش با مستطیل سبز و سپس پرده نقرهای گره خورده، این بار نه با گلزدن و نه با نقشآفرینی، بلکه با ماجرایی حقوقی در مرکز توجه افکار عمومی قرار گرفت. او که از معدود ورزشکارانی بود که توانست در سینما مسیر تازهای بسازد و به یکی از پرفروشترین بازیگران دهه اخیر بدل شود، ناگهان با اتهامی روبهرو شد که میتواند تمام این مسیر را تحتتأثیر قرار دهد. انتشار خبر بازداشت موقت او و سپس سفرش به کانادا، موجی از واکنشها، تحلیلها و روایتهای متناقض را در جامعه به راه انداخت؛ موجی که هنوز فروکش نکرده است.
ماجرا از جایی آغاز شد که زنی جوان مدعی شد برای همکاری در حوزه بازیگری با جمشیدی در ارتباط بوده و در ادامه، در فضایی خصوصی مورد رفتارهایی خارج از توافق و رضایت قرار گرفته است. موضوعاتی نظیر رابطه جنسی بدون رضایت، استفاده از مواد و رفتارهای اجبارگونه، بخش اصلی این ادعاها را تشکیل میدهد؛ ادعاهایی که اگر در دستگاه قضایی اثبات شود، پیامدهای سنگینی برای متهم به همراه خواهد داشت. جمشیدی پس از مراجعه به مراجع قضایی، با تصمیم مقام قضایی بازداشت و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شد. وکلای او این اتهامات را نپذیرفته و تأکید کردهاند که پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی است و هنوز هیچ حکم قطعی صادر نشده است.
چرا این پرونده تا این حد برجسته شد؟
پاسخ در ترکیب «شهرت»، «قدرت اجتماعی»، «افکار عمومی» و «فضای جنبش ضد آزار جنسی» نهفته است. طی سالهای اخیر، ایران نیز همانند بسیاری از کشورها با روایتهای افشاگرانه درباره آزار جنسی در سینما مواجه شده است. انتشار شهادتهایی از زنان فعال این صنعت و انتشار نامهای با امضای حدود ۳۰۰ زن برای مطالبه ایجاد سازوکار مستقل رسیدگی به آزار جنسی، نشان داد که مسئله دیگر فردی نیست؛ ساختاری است. حال، طرح چنین اتهامی علیه یک ستاره محبوب، این پرونده را به نقطه تلاقی یک بحث ملی تبدیل کرده است: تعارض میان شهرت و عدالت، میان روایت فردی و ساختار فرهنگی.
در کنار حساسیت عمومی، این پرونده از منظر حقوقی نیز پیچیدگیهای خود را دارد. اثبات ادعاهای مرتبط با آزار یا تجاوز جنسی، حتی در نظامهای حقوقی پیشرفته نیز دشوار است. نیاز به مدارک روشن، گزارش پزشکی قانونی، شهادت شهود و اتصال سلسله وقایع، روندی زمانبر و گاه مبهم ایجاد میکند.
از سوی دیگر، فشار افکار عمومی، انتشار اخبار غیررسمی در شبکههای اجتماعی، قضاوتهای زودهنگام و احتمال تطمیع یا تهدید شاکی یا شهود، میتواند بر روند دادرسی تأثیر بگذارد. گفتههایی مبنی بر پیشنهاد مالی برای انصراف از شکایت نیز مطرح شده که باید صحت آن در فضای قضایی بررسی شود.
مطالعه نمونههای جهانی مثل پروندههای هاروی واینستین و کوین اسپیسی نشان میدهد که شهرت هرگز مصونیت ایجاد نمیکند و اگر نظارت و شفافیت وجود نداشته باشد، سوءاستفاده از قدرت در فضای سینما میتواند تکرار شود. با این حال، تجربههای خارجی تنها زمانی قابل درسگیریاند که با تفاوتهای فرهنگی، حقوقی و رسانهای ایران تطبیق داده شوند، نه آنکه بهطور کامل نسخهبرداری شوند.
این پرونده ـ فارغ از نتیجه نهاییـ یک فرصت نیز هست؛ فرصتی برای گفتوگو درباره اصولی که سالها از آن گریختهایم: امنیت حرفهای در سینما، مرزهای اخلاق حرفهای، حمایت همزمان از حق شاکی و حق متهم، و نقش رسانه در شکلدهی به افکار عمومی قبل از صدور حکم. اگر قرار است این ماجرا نقطه عطفی باشد، باید به جای التهاب، به سمت نهادسازی، قانونمندی و احترام به کرامت انسانی حرکت کرد.
در نهایت، پیش از صدور رأی دادگاه، هیچکس حق ندارد حکم قطعی صادر کند. نه محبوبیت باید سپر دفاعی باشد و نه فضای احساسی باید جایگزین قانون شود. عدالت زمانی معنا دارد که بدون ملاحظه نامها، موقعیتها و فشارها اجرا شود. شاید پایان این داستان، نه تنها سرنوشت یک بازیگر، بلکه مسیر آینده برخورد با آزار جنسی در سینمای ایران را نیز مشخص کند.
اگر از دل این پرونده، «شفافیت» متولد شود، «اعتماد» بازسازی شود و «حق» بر «شهرت» غلبه کند، شاید این ماجرا تلخ آغاز شده باشد، اما میتواند پایان روشنی برای یک صنعت و جامعه رقم بزند.
جعفر محمدی در یادداشت خود در سایت عصر ایران به ۶ نکته اشاره میکند که قابل تأمل است:
۱- امیدواریم که اتهام انتسابی به پژمان جمشیدی، درست نباشد؛ اول از همه برای این که دختر قربانی نشده باشد و برای این که دست مردی به چنین عمل زشتی آلوده نشده باشد و دوم این که خاطرات ملتی که با سریالها و فیلمهای او خنده بر لبانشان نشسته، به واژه آزار دهنده تجاوز آلوده نشود.
۲ - آنچه مسلم است اینکه هنوز هیچ اتهامی درباره پژمان جمشیدی ثابت نشده است؛ تجاوز، اتهام بزرگی است که در همه جای دنیا سنگینترین مجازاتها را دارد. حواسمان باشد که دیگران را صرفاً از روی شنیدهها و اینکه فلان رسانه این طور نوشته و در فلان کانال آن طور میگفتند، قضاوت نکنیم. هیچ کدام از ما، حتی پوشه پرونده پژمان جمشیدی را ندیدهایم، پس چطور میتوانیم با اطمینان برای دیگران تعریف کنیم؟ ما، حداکثر میتوانیم درباره «ادعایی با این موضوع» صحبت کنیم. فراتر از این، اخلاقی نیست.
۳ - در عین حال شهرت و شاید نفوذ او نباید کوچکترین خدشهای به روند رسیدگی وارد کند؛ اتفاقاً قضات باید با چهرههای مشهوری که رفتارهای مجرمانه از آنها سر میزند، برخورد قاطعانهتری داشته باشند. اگر جرم پژمان جمشیدی ثابت شود، باید شدیدترین مجازات دربارهاش اعمال شود، بیهیچ درنگ و تردیدی.
۴ - اطلاعرسانی حرفهای در این خصوص میتواند گمانه زنیهای نادرست را بزداید.
۵- این بند الزاماً درباره پرونده پژمان جمشیدی نیست و نکتهای کلی است که هم مردم و هم قضات و پلیس باید بدان توجه کنند:
برخی زنان و دختران، وارد رابطهای نامشروع با مردان میشوند و با رضایت طرفین به روابط جنسی ادامه میدهند. بعدها وقتی رابطهاشان شکراب شد، نقش قربانی قصه را برای خودشان انتخاب میکنند که فلانی به من تعرض کرد!
دوستی از پروندهای سخن میگفت که در آن، زنی با چهرههای معروف وارد رابطه میشد و به آنها میگفت که فانتزی جنسی او این است که هنگام رابطه، دست و پایش را ببندند و با خشونت با او رابطه برقرار کنند. مردها هم میپذیرفتند، غافل از اینکه او از این صحنههای به ظاهر خشن، مخفیانه تصویر برداری میکند تا بعداً با همین فیلمها او را متهم به تجاوز کند و برای شکایت نکردن، حق السکوت بگیرد.
هر چند که رابطه جنسی نامشروع، چه در قالب تجاوز باشد و چه با رضایت طرفین، ناپسند و مطرود است ولی هم در عرف و هم در قانون و حتی شرع، فرق دارد که زنی با پای خود وارد محدوده رابطه جنسی شده باشد با اینکه او را به زور به جایی کشانده و به عنف، با او رابطه جنسی برقرار کرده باشند.
فراموش نکنیم همان طور که مردان پلیدی که زنان را قربانی هوسهای کثیفشان میکنند، زیادند، زنان شیطان صفتی که جاذبههای جنسی خود را وسیلهای برای ارتقاء موقعیت، کسب درآمد یا آسیب زدن به دیگران میکنند نیز کم نیستند. کار زشت و مجرمانه، مرد و زن نمیشناسد.
۶ - با توجه به اینکه خبر پرونده پژمان جمشیدی رسانهای شده و حتی کسانی را که خبرخوان نیستند هم درگیر کرده است، جا دارد قوه قضائیه با رعایت دقت و ملاحظات علمی و حقوقی و با بهرهگیری از پاکترین و سالمترین قضاتش، در رسیدگی به این پرونده تسریع کند تا اگر جرمی تحقق نیافته، اعاده حیثیت شود ولی اگر ثابت شود که تعرضی صورت گرفته، چنان برخورد شدید و قاطعی کند که او درس عبرتی برای دیگران شود تا دیگر کسی جرئت نکند به زنان و دختران این سرزمین دست درازی کند.



