در بن بست مذاکرات نمایندگان مجلس چه کارهاند؟
آمریکا برای مذاکره با ایران چند شرط گذاشته:
- غنی سازی اورانیوم به طور کامل تعطیل شود.
- برد موشکهای ایران حداکثر ۵۰۰ کیلومتر شود.
- ایران در کشورهای منطقه دخالت نکند. به عبارت دیگر دست از محور مقاومت بردارد.
ایران این شروط را نپذیرفته و لذا مذاکرات متوقف شده. آیا راهی برای خروج از این وضعیت وجود دارد؟ آیا این بنبست باز میشود و راهی برای برون رفت از اوضاع کنونی گشوده میگردد؟
ادامه این وضع میتواند پیامدهای زیر را داشته باشد:
۱- رکود اقتصادی ادامه مییابد. چون با ادامه تحریمها تولید کننده با مشکلاتی همچون تأمین ارز و صادر نشدن کالای تولیدی روبروست. کشورها به خاطر جرائم سنگین معامله با ایران حاضر به خرید کالای ایرانی نیستند.
۲- بخش صنعت نیازمند قطعات گوناگون است و هرچه این وضعیت ادامه یابد تأمین قطعه مشکلتر میشود. تأمین قاچاق آن هم بسیار گران است و علاوه بر آن معلوم نیست کیفیت قطعه قاچاقی چگونه باشد!
۳- فروش نفت بسیار کاهش مییابد. اگر فروشی هم باشد با نرخ بسیار پایین است و ارز حاصل از این بهای پایین هم قابل انتقال به کشور نیست. به عبارتی دور زدن تحریم نفت و گاز دو سرباخت است؛ هم در قیمت و هم در دریافت بهای آن.
۴- کاهش درآمد ارزی موجب گرانی روزافزون مواد اولیه برای فعالیتهایی همچون تولید مرغ و تخم مرغ، دامداری و گاوداری و غیره میشود و گرانی سرسام آور را موجب میگردد؛ همینطور که قیمت مرغ در بازار در فاصله ۶ ماه دو برابر شده و معلوم نیست بتوان حدی برای آن متصور شد یا نه.
۵- کاهش ارزش پول ملی همچنان ادامه دارد. این یعنی گران و گرانتر شدن کالا و خدمات.
۶- بودجه سال آینده با کسری بسیار زیادی روبرو است و لذا اتمام پروژههای نیمه تمام در عمل امکانپذیر نیست تا چه رسد به شروع پروژههای جدید. کل بودجه در نظر گرفته شده برای شهرستان نیریز امسال کمتر از ۱۱۰ میلیارد تومان است. با این مبلغ چند پروژه را میتوان تمام کرد آن هم با گرانی لجام گسیخته؟ علاوه بر آن معلوم نیست این بودجه چقدرتخصیص یابد؟
با توجه به این مسائل و بسیاری مسائل دیگر که در این نوشتار مجال پرداختن به آنها نیست چه باید کرد؟ سؤالی که روز به روز پررنگتر میشود.
باید گفت در دورههایی نه چندان دور با موانع و مشکلاتی شبیه همین وضعیت روبرو بودهایم اما با تدابیری حل شده است از جمله اوضاع اقتصادی بسیار وخیم پس از جنگ جهانی دوم که کشور توسط قوای شوروی سوسیالیستی و انگلستان اشغال شده بود. یکی از عواقب این اشغال قحطی مایحتاج عمومی مانند نان، قند، برنج، شکر و غیره بود؛ چون تولید داخل توسط قوای اشغالگر بلعیده میشد. با گذشت ۵ سال از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ انگلستان نیروهایش را بیرون برد اما روسها نمیرفتند و با صراحت میگفتند نفت شمال را بدهید تا خارج شویم! این شرط برای هیچ کدام از دستاندرکاران قابل قبول نبود. در این میان قوامالسلطنه نخست وزیر شد و به شوروی رفت و قراردادی امضا کرد. بر پایه این قرارداد، نیروهای شوروی ایران را ترک میکردند و دست از حمایت تجزیهطلبان آذربایجان به رهبری جعفر پیشهوری - کمونیستی که دست نشانده شوروی بود- برمیداشتند و ایران لایحه واگذاری نفت شمال به شوروی را به مجلس میبرد تا پس از تصویب واگذار شود.
پس از امضای قرارداد، ارتش شوروی بلشویکی خاک ایران را ترک کرد. ارتش ایران به سوی آذربایجان حرکت کرد و فرقه تجزیهطلب دموکرات آذربایجان را متلاشی کرد و سرکردهاش به شوروی گریخت. مجلس چهاردهم پایان یافت و انتخابات مجلس پانزدهم برگزار شد اما لایحهی واگذاری نفت شمال به شوروی را تصویب نکرد و لذا عملاً نفتی در اختیار روسها قرار نگرفت. اما کشور از بحران اشغال نیروی بیگانه نجات یافت. تجزیه طلبان هم سرکوب و فراری شدند.
باید تاریخ را بازخوانی کنیم. در این شرایط مجلس ما باید تدبیر کند یا هیاهو؟! با وجود این مشکلات عدیده که دامنگیر کشور است آیا فقط جلو تریبون تجمع کردن و پلاکارد به دست گرفتن و شعار دادن کفایت میکند؟! یا کارهای عملی دیگری هم لازم است؟ وظیفه قانونی آنها چیست؟ تدبیر سیاسی کجا رفته؟ این سر و صدا کردنها و پلاکارد به دست گرفتنها و شعار دادنها را مردم هم بلدند.شما که عنوان نمایندگی مردم را دارید چه راهکاری برای حل مشکلات کنونی ارائه دادهاید؟ امروز روز شعار و هیاهو نیست؛ روز عقلانیت و درایت است. هنگامه تحمل مذاکرات سخت و پیچیده است. زمانِ پیدا کردنِ راه حل میباشد.
فراموش نکنیم در بحران روابط ایران و عثمانی، تیم مذاکره کننده ایران به ریاست محمد تقی خان فراهانی - امیر نظام وقت که بعداً صدر اعظم شد و عنوان امیرکبیری گرفت- چهار سال تمام در شهر ارزروم عثمانی ماند و با تحمل مشقات زیاد توانست ترکان عثمانی را تسلیم قراردادی کند که هنوز هر حقوقدان چیرهدست و وطنپرستی را به حیرت وا میدارد. پس میتوان راهکار پیدا کرد مشروط بر آن که عقلانیت و تدبیر و دلسوزی وجود داشته باشد. امروز همه سران کشور و همه سیاستمداران در معرض امتحان تاریخی بزرگی قرار دارند. آیا میتوانند جامعه سر در گریبان را امیدوار سازند و گرهگشایی کنند؟ امید که چنین شود.
شاد و سالم و موفق باشید


