برکت احکام عادلانه از باران ۴۰ شبانهروزه بیشتراست
/ اينكه ميگويند در تشييع جنازه حرف نزنيد به كسی سلام نكنيد، بگذاريد او ذكرش را بگويد؛ برای اينكه شما نميدانيد اين شخصی را كه دارند تشييع ميكنند او چطور تضرع و ناله ميكند كه مرا دريابيد، هرگز به اين فكر نمیافتید كه در تشييع جنازه حرف بزنيد، وقتی سلام كردن مكروه باشد در تشييع جنازه؛ حرف زدنها هم همين طور است.
البته اين كراهت «اقل ثواباً» است، يعنی بگذاريد او ذكرش را بگويد، او حالش را داشته باشد.او بداند كه مسافر را به كجا تحويل ميدهند.
/ امیر مؤمنان سلامالله علیه در وصیت خود به امام حسن سلام الله علیه فرمودند:
با خردسالان خانواده ات مهربان باش و پیرانشان را بزرگ شمار.
/ اگر حاکمها نه بیراهه بروند، نه راه کسی را ببندند، یک؛ حکمشان روی عدل باشد، دو؛ برکت این حکم بیش از برکت باران چهل شبانهروزه است؛ ما باور بکنیم که تنها اسباب مادی نیست که جهان را اداره میکند؛ اگر نماز استسقاء (باران) حق است که حق است، اگر دعای استسقای صحیفه سجادیه حق است که حق است، اگر وظیفه ما انجام دادن اینهاست که انشآءالله انجام دادیم و میدهیم؛ مسئولین دستگاه حکمیت از یک سو، حاکمیت از سوی دیگر؛ هم حاکمان ما، هم حَکَمهای ما از عدل نگذرند و از خیر عدل جامعه را محروم نکنند. ما باور کنیم که برکت تنها از زمین نیست، از زمینه هم هست؛ از عدل هست، از حکمیّت عادله هست، از حاکمیّت عادله هم هست!!
/ حضرت امیر(ع) میفرماید: «ما ضرب الله العباد بسُوط اُوجع من الفقر». سُوط یعنی تازیانه. خدا هیچ ملّتی را با تازیانهای دردناکتر از «فقر» نزده است.
اگر فقر باشد، دینداری مردم مشکل است. باید همه مخصوصاً مسئولین در جهت بر طرف کردن نیازهای جامعه و حل مشکلات اقتصادی و گرانی همت و کوشش مضاعف داشته باشند.
/ انسان بوی بد گناه را کاملاً استشمام میکند، منزجر است؛ از بعضی کارها بدش میآید و این سرمایه است، نسبت به بعضی از کارها خوشش میآید و این سرمایه است.
این سرمایه این است که انسان از امانت، از صداقت، از صفا، صمیمیت لذّت میبرد؛ از نفاق، نیرنگ، دورنگی، خلاف رنج میبرد، آزرده میشود. همه این گرایشهای عملی که بخشی به شهوت بر میگردد، بخشی به غضب؛ ما لحظه به لحظه باید به آن عقل عملی عرضه بکنیم، در آن ترازو توزین بکنیم، ببینیم اگر بوی بد میدهد رد کنیم. بعضیها اصلاً لازم نیست به ترازو بگذارند، چون از بس با آن عقل عملی که (به عُبد الرّحمان و اکتسب الجنان)(*) کار کردهاند؛ او چشم در آورده، گوش در آورده، شامه دارد، لامسه دارد، کاملاً بوی بد گناه را استشمام میکند.
آن که شامه دارد بوی پیراهن پسر را از هشتاد فرسخی میشنود. بوی خوب را میشنود، چه اینکه بوی بد را هم استشمام میکند. آدم اگر آن راه را طی بکند، این دستگاه درونی اش جوانه میزند.
چه طور یک نطفه در رَحم مادر، در زهدان مادر جوانه میزند، یک گوشهاش سر میشود، یک گوشهاش چشم میشود، یک گوشهاش دست میشود، یک گوشهاش پا؛ همین یک قطره آب است! این یک قطره آب زلال کوثر به عنوان فطرت در همه ما هست. ما چون بیراهه رفتیم، نگذاشتیم این نطفه به صورت یک فرزند بالغ بشود، شامه پیدا کند؛ و گرنه ما هم یعقوبوار میگفتیم که ما بوی خوب میشنویم، این شامه را پیدا کردیم.
*- شخصى مىگويد از امام صادق عليهالسلام درباره عقل سؤال كردم. حضرت فرمود: (ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمنُ وَ اكتُسِبَ بِهِ الجِنانُ) عقل آن چيزى است كه به وسيله آن خداى رحمان عبادت شود و بهشت به دست آيد. راوى مىگويد: گفتم: پس آنچه در معاويه بود چيست؟
حضرت فرمود: آن نيرنگ است، آن شيطنت است. آن شبيه عقل است ولى عقل نيست.



