ولم دَسّای حنایی با کمر زد
دکتر مختار کمیلی
بخش هشتم
ادامه حرف «دال»
دل من دختر حور لکی بُرد (۱)
تفنگم را حسین توتکی (۲) برد
به قیمت میخرید و من ندادم
سَرِ راهم گرفت و زورکی برد
منبع= عا، سی(۲۵۳)
۱- سی: دلم را دختر حور پری برد
۲- سی: حسین خان لُری
لک: نام طایفهای از طوایف قشقایی یا ایلات کرد و نام چند دهستان
توتک: نام ده یا قلعهای اس ت.
-----
ولم دَسّای حنایی با کمر زد
زره پوشید و قلّاوه (۱) به سر زد
برای خاطرِ يَي سبزهرویی
گرفت آیینه و خود را نظر زد
۱- قلّاوه: ظاهراً اصل آن قلابه: گُلی از زر یا سیم یا فلزی دیگر که دو سوی رو بند زنان را از پشت به هم میپیوست (دهخدا) این واژه در دوبیتی «عجایب دختری...» نیز آمده است.
ادامه دارد
نشانههای اختصاری
در این گلچیدهی دوبیتیهای نیریز، رمز «عا» به دفتر عطا آریانفر، رمز «فخ» به دوبیتیهای محفوظ در یاد فاطمه خازن، رمز «فن» به شروههای فاطمه نظری اشاره دارد. رموز «سی»، «کو» و «تر» به ترتیب به کتابهای «ترانههای سیرجان»، «هفتصد ترانه کوهی کرمانی» و «ترانههای محلی فارس» ارجاع میدهند.



