تعداد بازدید: ۲۴۵
کد خبر: ۲۴۳۵۵
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 04 October
زنان نی‌ریزی از پس‌انداز می‌گویند:

قطره‌قطره برای فردا

نویسنده:
سمیه نظری

پس‌انداز، فقط کنار گذاشتن پول برای روز مبادا نیست؛ هنری است برای ساختن امنیت، آرامش و آینده‌ای روشن. در روزگاری که فشارهای اقتصادی و هزینه‌های سرسام‌آور، خانواده‌ها را تحت‌فشار گذاشته، زنان بیش از هر زمان دیگری بار مدیریت مالی خانه را بر دوش می‌کشند. دغدغه‌ی فردا، آنها را وادار کرده تا با هر روش و تجربه‌ای، سرمایه‌ای برای آرامش امروز و فردا فراهم کنند.
این گزارش، روایت بانوان نی‌ریزی است از تجربه‌های شیرین و تلخ پس‌انداز؛ روایت‌هایی که از قناعت‌های قدیمی تا سرمایه‌گذاری‌های مدرن، از نگرانی‌های روزمره تا امید به فردا را در دل خود دارد.

خریدهای غیرضروری را حذف کرد

بزرگ‌ترین مانع پس‌انداز در زندگی زهرا نوروزی، درآمد کم و هزینه‌های سرسام‌آور است. او می‌گوید: «وقتی درآمد فقط کفاف زنده ماندن را می‌دهد، پس‌انداز سخت می‌شود. در این شرایط باید خیلی حساب‌شده خرج کرد. خریدهای غیرضروری را که کم کنی، می‌شود حتی یک‌دهم درآمدت را کنار بگذاری.»

زهرا از تجربه‌ای سخت می‌گوید: «پول چند ماه پس‌اندازم خرج بیماری شد. اول ناراحت شدم ولی بعد فهمیدم همان پس‌انداز روز مبادا بود که نجاتم داد. یک تجربه خوب دیگرم این بود که توانستم برای پسرم لپ‌تاپ بخرم.» او امروز تنها یک حسرت دارد: «اگر می‌توانستم زندگی را از نو شروع کنم، از همان دوران دانش‌آموزی پس‌انداز می‌کردم.»

برق چشمان همسر

سعیده.م، ۴۳ ساله، تعریف می‌کند: «قبل از ازدواجم اصلاً معنای پس‌انداز را نمی‌فهمیدم. البته ولخرج نبودم؛ ماشین خریدم و ماهانه جهیزیه تهیه کردم. اما وقتی بیکار شدم، گرفتن پول از همسرم سخت بود. همین باعث شد با اولین حقوق بیمه بیکاری، پس‌انداز کنم. سر ماه بخشی را به طلا و ارز تبدیل می‌کردم.» او با لبخند ادامه می‌دهد: «وقتی بعد از دو سال تصمیم به تعویض خانه گرفتیم و پول‌هایم را روی میز گذاشتم، برق چشمان همسرم بهترین حس دنیا را به من داد.»

تنها پس‌اندازمان، رهن خانه است

نسرین، ۲۶ ساله، فروشنده پوشاک است و به خاطر مراقبت از مادر بیمارش تنها پاره‌وقت کار می‌کند. او می‌گوید: «حقوقم کفاف سفر و آرزوهایم را نمی‌دهد. هرچه پس‌انداز داشتم خرج درمان و دندان شد. اگر به عقب برگردم، جدی‌تر درس می‌خوانم تا کارمند شوم.»

فاطمه حیدری هم می‌گوید: «بزرگ‌ترین مانع پس‌انداز، بی‌ارزش‌شدن پول است. خانه نداریم؛ وام ازدواجمان صرف رهن خانه شد و امروز تنها پس‌اندازمان همان رهنی است که هر سال بیشتر و در عین حال بی‌ارزش‌تر می‌شود. بااین‌حال سعی می‌کنم حتی یک‌هشتم درآمدمان را در بانک بگذارم، اما هر بار مشکلی پیش می‌آید که مجبور می‌شویم خرجش کنیم.»

زندگی در لحظه یا پس‌انداز برای فردا؟

زهرا، ۵۱ ساله و معلم، معتقد است: «پول چرک کف دست است. سال‌ها پس‌انداز کردم؛ لباسی را که دوست داشتم نخریدم، از سفر گذشتم، فقط به فکر آینده فرزندانم بودم. اما بعد دیدم با این تورم، ارزش پول‌هایم کم شده. تصمیم گرفتم در زمان حال زندگی کنم: بخورم، بپوشم و سفر کنم.»

اما در مقابل، مینا زارع، ۴۴ ساله، باور دارد پس‌انداز تنها پشتوانه واقعی است. او می‌گوید: «وام هیچ‌وقت برای ما برکت نداشت. اما خرید طلا، حتی کوچک‌ترینش، نوعی امنیت بود. برای همین همیشه تلاش کردم حتی ماهی یک سکه کوچک بخرم.»

بهترین پس‌انداز، یادگیری شغل و مهارت است

فاطمه آزادی، ۳۶ ساله، اعتقاد دارد: «وقتی پس‌انداز نمی‌کنم، حس می‌کنم زندگی‌ام بی‌پیشرفت است. پس‌انداز به زنان حس استقلال می‌دهد. اگر به عقب برگردم، به جای خریدهای بیهوده، طلا می‌خریدم.»

در همین مسیر، ز.ب، ۴۲ ساله، بهترین سرمایه‌گذاری را یادگرفتن یک حرفه می‌داند. او پس از فوت همسرش، با آموختن آرایشگری روی پای خود ایستاد. «هر وقت می‌خواستم برای دخترم هدیه بخرم، طلا می‌خریدم. سال گذشته برای عروسی‌اش همه را فروختیم و شگفت‌زده شدیم که چطور قطره‌قطره جمع شده بود.»

قناعت، همان پس‌انداز قدیمی

زیور برهانی، ۸۱ ساله، از دوران جوانی‌اش روایت می‌کند: «ما قناعت می‌کردیم. پول‌ها را زیر فرش مخفی می‌کردم و خرج نمی‌کردم. دوبار از همان پول‌ها ملک خریدم. آن روزها پول برکت داشت. برخلاف امروز، که زنان پول زیادی خرج لباس و آرایش می‌کنند.»
در کنار او، مریم ستوده، ۴۴ ساله، می‌گوید: «از وقتی شاغل شدم پس‌انداز می‌کنم. قبلاً طلا می‌خریدم و برای خرید خانه فروختم. امروز هدفم سفر است، اما همیشه می‌گویم کاش بیشتر اهل پس‌انداز بودم؛ چون روز مبادا برای هر کسی می‌رسد.»

پس‌اندازهای کوچک، پشتوانه‌های بزرگ

طاهره ک، ۳۹ ساله، معتقد است هر خانمی باید پشت‌دستی داشته باشد: «قبل از ازدواج اوضاع بهتر بود؛ هم جهیزیه خریدم هم به خانواده‌ام کمک کردم. اما حالا پس‌اندازم صرف خریدهای کوچک یا صرفه‌جویی‌های روزانه شده. با شغل آزاد، نمی‌شود پس‌انداز دائمی داشت.»

مرضیه خورشیدی اما تجربه‌ای متفاوت دارد: «با وام‌های خانگی و قرض‌الحسنه طلا خریدم و بهترین نتیجه را گرفتم؛ خرید یک قطعه زمین که بزرگ‌ترین پس‌انداز زندگی‌ام شد.»

پس‌انداز یعنی امنیت

فاطمه شمسی، ۳۶ ساله، می‌گوید: «پس‌انداز داشتن به من حس امنیت می‌دهد. حتی ماهی ۵۰۰ هزار تومان هم که کنار بگذارم، آرام می‌شوم. خرج‌های اضافی را حذف می‌کنم و بیشتر به آینده فرزندانم فکر می‌کنم. برای همین چند سالی است آنها را بیمه عمر کرده‌ام.»
کبری پورسینا، ۴۲ ساله، هم باور دارد: «پس‌انداز نیاز ضروری هر زنی است. وقتی خرج اضافی می‌کنم و پولی نمی‌ماند، عذاب وجدان می‌گیرم.»

و سرانجام، حمیده حسین‌پور، ۲۵ ساله، می‌گوید: «بزرگ‌ترین مانع پس‌انداز، تورم است. خرج‌ها دلاری، درآمدها ریالی. اما حتی وام‌های سنگین هم می‌تواند نوعی پس‌انداز باشد، چون ارزش دارایی‌ها هر روز بالا می‌رود.»
****
روایت زنان نی‌ریزی از پس‌انداز، روایت صبر و امید است؛ از سختی‌های امروز تا رؤیای فردایی روشن‌تر. هرکدام با روش خود: یکی با خرید طلا، دیگری با یادگیری حرفه‌ای تازه، یکی با قناعت و دیگری با حذف خرج‌های غیرضروری، اما همه در یک نکته هم‌صدا بودند:

پس‌انداز تنها پول کنار گذاشته‌شده نیست؛ پس‌انداز یعنی آرامش، اعتمادبه‌نفس و پشتوانه‌ای مطمئن برای روزهای مبادا.

شاید رقم‌ها کوچک باشد و راه‌ها متفاوت، اما همین تجربه‌ها نشان می‌دهد که از دل کمترین‌ها هم می‌توان چراغی برای آینده روشن کرد. آینده‌ای که زن، با دستان خودش، آن را می‌سازد.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها