تعداد بازدید: ۳۷۴
کد خبر: ۲۴۳۲۰
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۷ - 2025 28 September
پای صحبتهای شنیدنی پرستار اورژانس و مادر نوزاد نجات‌یافته

از لحظات نفس‌گیر تا بازگشت به زندگی

صدای گریه‌ بچه که بلند شد، زن به سمتش دوید. او را بغل گرفت و شروع به جنباندن او کرد. بچه اما آرام نمی‌شد. جیغ می‌زد و دست و پاهای کوچکش را تکان می‌داد.
نویسنده : فاطمه زردشتی نی‌ریزی

بیست روز بیشتر نداشت و انگار گرسنه بود. زن سینه‌اش را درون دهان کودک گذاشت. بچه اما همچنان گریه می‌کرد که ناگهان سیاه شد... کبودِ کبود... شیر در گلویش پریده بود و نفس نمی‌کشید. زن دست و پایش را گم کرده و مانده بود چه کند. مادر بود و داشت جانش به خاطر کودک درمی‌آمد. سراسیمه به پشت کودک زد. چند لحظه بعد نفس کودک انگار برگشت؛ ولی بی‌حال روی دست مادر افتاد. تکان نمی‌خورد. زن به سر و صورتش ‌زد. دو کودک دیگر بزرگ کرده بود و تابه حال چنین اتفاقی برایش پیش نیامده بود. دو کودک شروع به جیغ زدن کردند... از خانه بیرون دویدند و با گریه کمک خواستند که مادربزرگشان وارد خانه شد...

زن ولی کمی به خودش آمده بود. طبق روال همیشه که برایش مشکلی پیش می‌آمد، شماره‌ی اورژانس را گرفت... با دستپاچگی ماجرا را توضیح داد. کسی از آن سوی خط او را دعوت به آرامش ‌کرد... می‌خواست تا رسیدن آمبولانس، مادر خونسرد باشد و حرف‌های او را موبه مو اجرا کند. تأکید داشت پشت بچه را ماساژ دهد، جناغ سینه‌اش را فشار دهد، کف پاهایش را بمالد و...

زن تک‌تک کارها را انجام داد تا بالاخره کودک رفته‌رفته چشم‌‌هایش را باز کرد و حالش جای خود آمد. انگار خدا جانی دوباره به او داده بود...

آری! این حادثه‌ای است که چند روز پیش برای یکی از زنان روستای مسلم‌آباد رودخور اتفاق افتاد و این توضیحات را مادر نوزاد به ما داد. حادثه‌ای که تا حدودی با حفظ خونسردی زن، تلاش‌های او و راهنمایی‌‌های کارشناس پرستاری مرکز پیام اورژانس نی‌ریز  ختم به خیر شد...

فرزانه اسدی کارشناس پرستاری مرکز پیام اورژانس نی‌ریز کسی است که با توصیه‌های خود از پشت تلفن، زن را در این لحظات اضطراب‌آور راهنمایی کرد. او ضمن اشاره به این موضوع که روزانه از این دست تماس‌ها بسیار دارند، می‌گوید: «بیست و هفتم شهریورماه و حدود ساعت هشت و نیم شب بود که این خانم تماس گرفت و با حالتی مضطرب از ما تقاضای کمک کرد. او را دعوت به آرامش کردم و در تماسی حدوداً هشت تا ده دقیقه راهکارها را به او گفتم. 

یکی از استرس‌هایی که داشتم این بود که فاصله‌ روستا تا پایگاه اورژانس کمی زیاد بود و یک پایگاه نیز بیشتر در منطقه رودخور وجود نداشت. مدام به این فکر می‌کردم که با توجه به مسافت، سریع‌تر آمبولانس به او برسد.

خلاصه مادر کودک، کارهایی را که گفتم انجام داد تا کودک به حالت طبیعی برگشت و مادر گفت خطر رفع شده. در نهایت همکاران اورژانس خود را به او رسانده و بعد از چک‌کردن گفته بودند اکسیژن خون و رنگ و حال کودک مشکلی ندارد.»

فرزانه اسدی ضمن تأکید بر این که اگر خانواده‌ها همکاری کرده و خونسردی خود را حفظ کنند، خیلی راحت می‌توان به بیمار کمک کرد، می‌گوید: «متأسفانه مواردی داریم که اصلاً مایل به همکاری نیستند. زمانی که با آن‌ها صحبت می‌کنیم، فقط داد می‌زنند که آمبولانس بفرستید. یعنی فکر می‌کنند تنها فرستادن آمبولانس باعث نجات جان بیمارشان می‌شود و توصیه‌های ما را جدی نمی‌گیرند. بعد هم با همان اضطراب و استرس تماس را قطع می‌کنند که البته ما سعی می‌کنیم مجدداً با آن‌ها تماس برقرار کنیم و به آن‌ها توضیح دهیم اگر تا زمان رسیدن آمبولانس این کارها را انجام دهید، به نفع بیمار شماست.»

توصیه‌ او به خانواده‌ها در چنین شرایطی این است:

«خونسردی‌شان را حفظ کنند و به سؤالات ما جواب دهند. این سؤالات هدفمند بوده و ما بر پایه تریاژمان اولویت‌بندی می‌کنیم. حتی گاهی اوقات که به طور مثال من می‌بینم بیمار پشت خط دچار ایست قلبی شده، به همکارم که بناست در محل حاضر شود خبر می‌دهم که قرار است سر صحنه‌ای برود که بیمار دچار ایست قلبی است و همکار من با آمادگی کامل، وسایل احیاء را با خودش برمی‌دارد و سر صحنه حاضر می‌شود. اما وقتی به ما نمی‌گویند مشکل چیست، همکارمان بالای سر بیمار حاضر می‌شود و می‌بیند بیمار دچار ایست قلبی شده. باید مجدداً به سمت ماشین برگردد و وسایل احیاء را با خود ببرد که این کار خصوصاً در منازل طبقات بالا، باعث اتلاف وقت زیادی می‌شود.»

اسدی می‌گوید: «مناطق زیادی تحت‌نظر ما قرار دارند؛ از نقطه مرزی آباده و ارسنجان گرفته تا گردنه خالص، مرز امامزاده ریزاب به سمت سیرجان و گردنه استهبان... ما باید به همه این مناطق مسلط باشیم و بدانیم کسی که تماس می‌گیرد به کدام پایگاه نزدیکتر است و این یکی از مزیت‌های بومی‌بودن نیروهای ماست.» 

کارشناس پرستاری مرکز پیام اورژانس نی‌ریز ادامه می‌دهد: «در مرکز پیام، همکاران ما با مدرک کارشناسی پرستاری و با سوابق حدود 20 ساله مشغول به خدمت هستند. این مرکز به طور شبانه‌روزی و دائم پاسخگوی تماس‌های مردمی است و ما نمی‌توانیم لحظه‌ای از سیستم‌ها جدا شویم و حتی مرخصی ساعتی داشته باشیم. هر تماس و هر تریاژ، استرس خاص خودش را دارد و پشت هر تماس، یک فرد با بحرانی‌ترین حالت ممکن وجود دارد که پاسخگوی ماست.

گلایه‌ای که مردم از ما دارند این است که چرا آمبولانس دیر می‌رسد. ما که آنجا هستیم می‌بینیم که تمام تماس‌ها، ساعت حرکت و ساعت رسیدن آمبولانس ثبت و ضبط می‌شود و تنها زمانی ممکن است آمبولانس دیر برسد که جایی دیگر در حال مأموریت است. هدف از تریاژ و سؤالات ما نیز این است که بدانیم بیمار نیاز به آمبولانس دارد یا نه، چون بسیاری از اوقات پیش آمده که با یک مشاوره سریع و راحت، نیاز بیمار به درمان برطرف می‌شود و اصلاً نیازی به اعزام آمبولانس نیست.

تایم رسیدن آمبولانس در مأموریت‌های شهری حدود شش تا هشت دقیقه و جاده‌ای حداکثر ۱۵ دقیقه بنا به مسافت است که خدا را شکر با راه‌اندازی موتورلانس و پایگاه دو شهری میدان فضل، تایم‌های ما بسیار کوتاه‌تر شده است.

از مردم تقاضا دارم به ما اعتماد کنند. راهنمایی‌های ما را انجام دهند و اضطراب‌شان را کاهش دهند تا ما بتوانیم آن لحظه نشانی دقیق را گرفته و راهنمایی‌شان کنیم.

شهروندان عزیز می‌توانند جهت ارتباط با ما با شماره ۱۱۵ به طور رایگان تماس بگیرند.»

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها