آیا جنگ تحمیلی ۸ ساله قابل پیشگیری بود؟
دوشنبه ۳۱ شهریور سالروز شروع تهاجم گسترده زمینی، هوایی و دریایی ارتش بعث عراق به ایران در سال ۱۳۵۹ است. ۴۵ سال از آغاز و ۳۷ سال از پایان این تجاوز میگذرد. اسناد زیادی در کتابها، مقالات و مصاحبههای مقامات سیاسی، نظامی و پژوهشگران در این مورد منتشر شده. پژوهشگران خارجی نیز در این زمینه تحقیقاتی کرده و نتایج را منتشر کردهاند از جمله کتابهایی مانند:
«جنگ صدام» به ترجمه داود علماییکوپایی، «جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام» به ترجمه عبدالمجید حیدری، «آنچه گذشت» نوشته مایکل پولاک و غیرو.
در بهار امسال، مجله آگاهی نو در شماره ۱۶ با ابراهیم اصغرزاده از دانشجویان اشغال کننده سفارت آمریکا مصاحبهای داشته که در قسمتی از آن به شرایط و مسائلی که قبل از شروع جنگ رخ داده - بر مبنای اسناد کشف شده در سفارت آمریکا - پرداخته شده است.
اصغرزاده از کنشگران سیاسی و دانشجویان تراز اول اشغال سفارت بوده است. وی در این مصاحبه اظهار داشته: در سال ۱۳۵۸ که دولت موقت به نخستوزیری زندهیاد مهندس مهدی بازرگان بر سر کار بود اطلاعاتی از عراق میرسید که بیانگر آماده شدن عراق برای حمله به ایران بود. هنوز رابطه با آمریکا برقرار و سفارت آنها فعال بود. از این جهت، دولت موقت، از آمریکا درخواست دریافت اطلاعات کرد. اصغرزاده گفته: «دولت موقت مهندس بازرگان از آمریکا درخواست اطلاعات کرد به ویژه عباس امیرانتظام بارها از آمریکا خواست، اطلاعاتی درباره نیات عراق نسبت به ایران و هرگونه فعالیت خرابکارانه ارائه دهد. آنها نگران دخالت احتمالی عراق در ناآرامیهای استان خوزستان [..]بودند. همچنین ایران نیازمند اطلاعاتی از تحرکات ارتش عراق و تهدیدات احتمالی جنگی بود. این درخواستها از اردیبهشت ۱۳۵۸ آغاز شد. در تیر ۱۳۵۸، بروس لینگن کاردار وقت آمریکا در ایران به امیر انتظام اطلاعات شفاهی درباره ارزیابی آمریکا از موضع عراق نسبت به ایران ارائه داد. این اطلاعات شامل تحرکات واحدهای زرهی عراق به سمت مرز ایران بود. مهمترین جلسات توجیهی در اواسط مهر ۱۳۵۸ برگزار شد؛ زمانی که جورج کیو به رهبران ایرانی درباره آمادهسازیهای عراق برای تهاجم هشدار داد. کیو شواهد مشخصی ارائه داد که عراق در حال انجام تمرینات نظامی و آمادگی برای تهاجم است. این شواهد شامل مانورهای بزرگ، تمرینات عبور از اروندرود و پیش موقعیتیابی تجهیزات نظامی بود. او همچنین به وجود جبهه آزادی بخش عرب -یک سازمان عراقی - که قصد داشت در خوزستان شورشی را همزمان با تهاجم آغاز کند اشاره کرد. متأسفانه به علت شکاف میان دولت موقت و حزب جمهوری اسلامی این اطلاعات به موقع در اختیار شورای انقلاب گذاشته نشد.» (۱)
زندهیاد دکتر ابراهیم یزدی وزیر خارجه دولت موقت بود. او قبل از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ زمانی که امام خمینی در نوفل لوشاتوی فرانسه حضور داشتند، نماینده امام برای مذاکره با آمریکاییها در مورد چگونگی ارتباط دو کشور پس از پیروزی انقلاب بوده و مذاکراتی را با وارن زیمرمن نماینده کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا داشته و در رستورانی در نوفل لوشاتو با او در چند جلسه مذاکره کرده است. (۲)
وی در سال ۱۳۹۲، ۴ سال قبل از درگذشتش مصاحبهای با مجله مهرنامه شماره ۳۳ داشته و در مورد اقداماتش برای جلوگیری از تجاوز صدام به ایران گفته است: «در هاوانا من با شازلی بن جدید رئیسجمهور وقت الجزایر، حافظ اسد و دیگر رهبران عرب صحبت کردم. شازلی بن جدید صدام را دعوت کرد آنجا، حتی دعوایشان شد، خدا رحمت کناد بن یحیی را - وزیر امور خارجه الجزایر- به او گفتم شما همه عرب هستید، زبانِ هم را میفهمید، با زبان فصیح عربی به این آقا بگویید چرا نیروهای ارتش خود را به مرز ایران آورده؟ ببرد مرز اسرائیل. گفتم انقلاب ما بزرگترین حامی اسرائیل را در منطقه از بین برده است چرا به جای آن که هدیهای به ملت ایران بدهد میخواهد به ایران حمله کند؟ ما با نیروهای زیرزمینی در عراق رابطه داشتیم و اطلاعات میگرفتیم. همین آقای حسین شهرستانی که الان وزیر نفت است با ما در ارتباط بود، گزارش میداد، ما میدانستیم در عراق چه خبر است. آقای حمید آهنگران - برادر صادق - از بچههای انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا بود و ارتباطات خوانده بود. بعد از انقلاب شد رئیس صدا و سیمای خوزستان. از او خواستم با استفاده از هلیکوپتر صدا و سیما از تبادلات مرزی فیلمبرداری کند، من آن فیلم را دارم، ما از تحرکات عراق شواهد داشتیم.
از آن طرف آقای موسوی خوئینیها و آقای محتشمی در صدا و سیما به صدام فحش میدادند. مگر میشود کل دنیا را علیه خودمان تحریک کنیم؟ صدام علاقهمند بود به ایران بیاید. اگر به ایران میآمد بهتر بود یا اینکه حمله کرد؟ دیپلماسی موفق این بود که کاری کنیم تا صدام درخواست کند و به ایران بیاید. وزیر خارجه کویت آمد به ایران، بعد از مذاکرات با امام خمینی و نخست وزیر در مصاحبه مطبوعاتی یکی از خبرنگاران پرسید شما از اینکه امام خمینی را به کویت راه ندادید ناراحت نیستید؟ او در پاسخ این آیه قرآن را خواندکه وَ عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم، یعنی الحمدلله به نفع شما شد. ما در دولت اینطور با کویت برخورد میکردیم. وزیر امور خارجه کویت اعلام آمادگی دولتش را برای هر نوع کمکی به ایران اعلام کرد، حتی پیشنهاد هدیه یک کارخانه تبدیل آب شور دریا به آب شیرین برای یکی از بنادر ایران در خلیج فارس را داد.» (۳)
البته باید در نظر گرفت که جنگ تحمیلی زمانی آغاز شد که کمتر از ۲۰ ماه از پیروزی انقلاب میگذشت و مسائل و مشکلات زیادی گریبانگیر کشور بود. اختلاف آرا و افکار از یک طرف و شورشهای تجزیهطلبانه در برخی استانهای مرزی از طرف دیگر اذهان دستاندرکاران را به شدت مشغول ساخته بود. متأسفانه این تجاوز آشکار در طول ۱۶۰۸ کیلومتر مرز مشترک ما با عراق توسط بعثیها شروع شد اما پایمردی و دلاوریهای مردمی که داوطلبانه راهی میادین جنگ شدند در کنار نیروهای مسلح رسمی ارتش و سپاه تجاوز را دفع کردند و نگذاشتند ذرهای از خاک پاک وطن جدا شود. یاد و نامشان همیشه بر تارک تاریخ پرفراز و نشیب ایران زمین جاودان باد.
شاد و سالم و موفق باشید
پی نوشت:
۱ - قوچانی، محمد (۱۴۰۴) «گفتوگو با ابراهیم اصغرزاده: در تله خود افتادیم»، مجله آگاهی نو، شماره۱۶، صفحه ۲۷۶
۲ - بارسقیان، سرگه (۱۴۰۴) عصر جیمیکراسی، مجله آگاهی نو، شماره۱۶، صص ۲۴۲ و ۲۴۳
۳ - روح، محمدجواد (۱۳۹۲) اشتباه استراتژیک بازرگان، ماهنامه مهرنامه، شماره ۳۳، صفحه ۱۶۰


