تعداد بازدید: ۱۷۰
کد خبر: ۲۴۰۲۵
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 23 August

چرا تک فرزندی؟

خانواده‌ها از مسائل اقتصادی دم می‌زنند و مشاور از افسردگی آینده فرزندان
نویسنده : فاطمه‌زردشتی نی‌ریزی

یک زمانی خانواده‌ها پرجمعیت بودند. سفره که انداخته می‌شد، ۱۲ تا بچه ریز و درشت سر سفره می‌نشستند و از سر و کول هم بالا می‌رفتند. بعد‌ها و، اما در دهه شصت، خانواده‌ها کمی جمع و جورتر شد.

خانواده‌های پنج شش نفره با سه چهار بچه جایشان را به  خانواده‌های ۱۰-۱۲ نفره دادند، اکنون، اما و بعد از گذشت سال‌ها خانواده‌ها کوچکتر شده‌اند.

این روزها با وجود تبلیغات زیاد برای فرزندآوری بیشتر، خانواده‌های تک‌فرزند کم نیستند و در این بین مشکلات اقتصادی قطعاً بی‌تأثیر نیست... از آن طرف نیز تک‌فرزندی هم برای کودک و هم برای خانواده مشکلات خاص خود را دارد.

فرزندم به من و خصوصاً به پدرش خیلی وابسته است 

«ن» تنها فرزندش دختری ۲۰ ساله است که جدیداً نامزد کرده. دختری که همیشه دوست داشت خواهر یا برادر دیگری داشته باشد و همین الان هم دوست دارد، اما به خاطر مشکلات جسمی مادرش، نتوانست از این موهبت بهره‌مند شود.

خانم «ن» می‌گوید: دخترم همیشه اعتراض می‌کند و می‌گوید چرا برای من یک خواهر و برادر نیاوردید؟ الان فرزندم به من و خصوصاً به پدرش خیلی وابسته است، به‌طوری‌که بسیاری از اوقات سمت نامزدش هم نمی‌رود و بیشتر سعی می‌کند کنار ما باشد. چکار کنم؟ نشد برایش خواهر و برادری بیاورم.

به خانواده‌های تک‌فرزند با دید خانواده‌ای باکلاس نگاه می‌کنند! 

سعیده، تک پسرش ۱۳ سال دارد. پسری که تا ۱۰ سالگی برای داشتن خواهر و برادر بسیار اصرار داشت، اما الان می‌گوید به هیچ وجه خواهر و برادر نمی‌خواهم. همسرش هم با نظر فرزندشان موافق است و در این اوضاع اقتصادی، تک‌فرزندی را به دو سه تا بچه قد و نیم‌قد ترجیح می‌دهد. با این حال سعیده دوست داردفرزند دیگری هم داشته باشد.

می‌گوید: شاید باور نکنید اما الان خانواده‌های تک‌فرزند و حتی بی‌فرزند را به دید خانواده‌ای باکلاس نگاه می‌کنند. این به خاطر مسائل اقتصادی است که الان خانواده‌ها بیشتر تک‌فرزند شده‌اند. در دوران پدر و مادران  ما، با چهار پنج تا بچه، دخل و خرج خانواده‌ها با هم جور بود اما الان با یک فرزند هم دخل و خرج با هم نمی‌خواند. زمان ماتوقعات بچه‌ها پایین بود، بچه‌ی کوچکتر لباس بچه‌ِ بزرگتر را می‌پوشید و اعتراض هم نمی‌کرد اما الان چه؟ بچه هنوز چهار سالش نشده؛ لپ‌تاپ، گوشی و تبلت می‌خواهد. خب خانواده‌ها باید از کجا بیاورند؟

البته من فکر می‌کنم بچه‌های تک‌فرزند خیلی بیشتر وابسته پدر و مادر هستند و به همین خاطر ‌اگر قرار است خانواده‌ها دوتا بچه بیاورند، بهتر است طوری بیاورند که تفاوت سنی‌شان با هم زیاد نباشد، تا هم در کودکی همبازی هم باشند و هم در آینده به درد هم بخورند.

 به خاطر مسائل اقتصادی است که اکثر خانواده‌ها تک‌فرزند شده‌اند

همسر آقای «ش» مشکل نازایی داشت. پس از ۱۰ سال، خداوند به آنها دختری عطا کرد و دختر شش ساله شده. دلشان برای فرزندی دیگر پر می‌کشید، اما با این شرایط دیگر نتوانستند صاحب فرزندی شوند.

می‌گوید: صددرصد که فرزندم از تنها بودن آسیب می‌بیند. مدام می‌گوید چرا برای من یک خواهر یا برادر نمی‌آورید؟
مشکل ما به کنار، من فکر می‌کنم بیشتر به خاطر مسائل اقتصادی است که اکثر خانواده‌ها تک‌فرزند شده‌اند. طرف پول یک پوشک برای بچه‌اش را ندارد. مادر شیر ندارد و پدر  نمی‌تواند برای بچه‌اش شیر خشک تهیه کند. این‌ها را دیده‌ام که می‌گویم. هرچه هم که بچه بزرگتر شود، خرج و مخارجش بالاتر می‌رود.‌ 

بچه‌های تک‌فرزند، مستقل‌تر و خود ساخته!

آقای «ش» عقیده دارد بچه‌های تک‌فرزند،  مستقل‌تر و خود ساخته‌تر بار می‌آیند.
می‌گوید: به نظر من الان تک‌فرزندی در خانواده‌ها جا افتاده و عادی شده است. یکی از اقوام ما ۱۰ سال است که ازدواج کرده‌ و بچه ندارد. می‌گویند ما اصلاً بچه نمی‌خواهیم و یک سگ یا گربه را به بچه ترجیح می‌دهند!

تا طلاق رفتم اما شوهرم راضی به بچه دوم نشد

تک فرزندشان دختری ۲۵ ساله است که سه سال است ازدواج کرده و به خاطر نداشتن خواهر و برادر، دلش بچه می‌خواهد، با این حال پدرش به او اجازه بچه‌دار شدن نمی‌دهد.

پریسا می‌گوید: برخلاف بسیاری از خانواده‌ها، از لحاظ اقتصادی هیچ مشکلی نداشتیم. همیشه دخترم را بهترین مدارس فرستادم. برایش بهترین وسایل و لوازم را گرفتم. اتاق او همیشه بهترین اتاق با کلی لوازم لوکس بود اما خواهر و برادر نداشت و همسرم دوست نداشت فرزند دوم را بیاوریم. چندین بار سر این موضوع با هم دعوایمان شد، به طوری که وقتی دخترم مثل باران بهار اشک می‌ریخت و خواهر و بردار می‌خواست، لوازمم را جمع کردم و به خانه پدرم رفتم و حتی تقاضای طلاق دادم اما همسرم کوتاه نیامد و گفت بچه دوم نمی‌خواهم. مادرم می‌گفت تنها راه این است که از شوهرت جدا شوی و مجدداً ازدواج کنی تا بتوانی برای دخترت خواهر و برادر بیاوری! البته الان بعد از گذشت سال‌ها، دخترم آرام‌تر شده و دیگر بهانه خواهر و برادر را نمی‌گیرد ‌ولی خب با اینکه رابطه‌ای بسیار صمیمانه با من و پدرش دارد، باز هم من فکر می‌کنم در آینده به یک خواهر، برادر و خصوصاً خواهر نیاز دارد.

از نظر پریسا الان اکثر خانواده‌ها به خاطر مسائل اقتصادی تک‌فرزند شده‌اند. 

می‌گوید: در حال حاضر خواهر و برادرهایم که مرا سرزنش می‌کردند، راه مرا ادامه داده‌اند، به طوری که هم خواهر و هم برادر کوچکترم تنها یک فرزند دارند. از آن طرف واقعاً خانواده‌های امروزی اعصاب و حوصله خانواده‌های گذشته را ندارند.

تردیدی بین داشتن و نداشتن!

مادر مریم ۹ ساله از کسان دیگری است که شرایط اقتصادی را دلیل تک‌فرزند بودنش می‌داند. کسی که بار‌ها تردید داشته فرزند دوم را به دنیا بیاورد یا نه، اما به دلیل مسائل اقتصادی از این موضوع منصرف شده. شوهرش کارگر است و به قول خودش یک روز کار دارد و ۲ روز نه!

می‌گوید: هم خودم و هم همسرم، نُه سال با این تردید زندگی کردیم که فرزند دوم را به دنیا بیاوریم یا نه. اوایل و پس از تولد دخترمان، بیشتر به این کار تمایل داشتیم اما هر چه گذشت و گرانی و خرج و مخارج فرزندمان زیادتر شد، بیشتر نسبت به این موضوع سرد شدیم. حقیقتاً از پس مخارج همین یکی هم با خانه‌ی اجاره‌ای، به سختی برمی‌آییم، چه برسد به اینکه فرزندی دیگری هم به ما اضافه شود.

ادامه می‌دهد: مسلماً دخترم دوست دارد خواهر و برادر داشته باشد و صحبت و سؤال‌های اطرافیان هم بر پافشاری او و بهانه‌گیری‌هایش در این مورد بی‌تأثیر نیست، اما چه کنیم؟ دخل‌مان با خرج‌مان جور نیست! 

سال‌ها درس نخوانده‌ام که بچه بزرگ کنم! 

سینا ۷ ساله مادرش پزشک است. کسی که به خاطر شغل مادرش، از داشتن خواهر و برادر محروم شده.

مادرش می‌گوید: نمی‌توانم به خاطر شرایط شغلی‌ام یک فرزند دیگر بیاورم. سال‌ها درس نخواندم و زحمت نکشیدم که بچه بزرگ کنم! البته مسلماً دو و حتی سه فرزند بهتر از یک فرزند است اما به هر حال مسئولیت‌های خاص خودش را هم دارد.

بچه‌ام دلش خواهر و برادر می‌خواهد و اطرافیان و خصوصاً مادرم مدام سرزنشم می‌کند که یک بچه‌ی دیگر بیاورم اما نمی‌توانم. به خاطر شغلم، سختی‌های زیادی کشیدم تا پسرم هفت ساله شد، واقعاً نمی‌توانم!

در این مورد اما دکتر جواد فرزانفر مشاور و روانشناس حوزه کودکان معتقد است بچه‌های تک فرزند از آن جهت که بیش از حد مورد توجه و مرکز کانون پدر و مادر هستند با یک روحیه خود مرکزی یا خود میان‌بینی رشد می‌کنند و این روحیه خود میان‌بینی باعث می‌شود که تمرکزگرا باشند و خودشان را صاحب همه چیز ببینند.

دکتر فرزانفر معتقد است این روحیه باعث می‌شود کودک مسائل و اتفاقات را صرفاً از ناحیه خود نگاه کند، نتواند خودش را به جای دیگران بگذارد و از طرفی دیگر نتواند به یک دیدگاه دگربینی برسد و بتواند مسائل را از نگاه دیگران هم نگاه کند، چون هرچه خواسته خانواده در اختیار او قرار داده ‌است.

از سوی دگر روحیه خود میان‌بینی در این بچه‌ها باعث می‌شود این‌ کودکان زمانی هم که بزرگ شدند، در جمع هم که قرار گرفتند، توقع داشته باشند در اجتماع، در مدرسه، معلم، مدیر و سایر افراد همانند خانواده با او رفتار کنند و تنها مرکز توجه باشند، چون بدین صورت بزرگ شده‌اند.

این روانشناس به بازی‌های بچه‌ها نیز اشاره می‌کند و می‌گوید:

کودکان پیش از سن ۳  الی ۵ سالگی بیشتر به بازی‌های ساده و با همبازی‌های بسیار کم تمایل دارند، از این رو این بچه‌ها کسانی را ندارند که با آنها بازی کنند و پدر و مادر هم هرچه سعی کنند نمی‌توانند خودشان را به جای یک بچه ۵ ساله بگذارند، در نتیجه این کودکان از همان زمان کودکی برای گوشه‌گیری و افسرده شدن آماده می‌شوند.

نکته دیگر باز هم در مورد کمبود بازی است. زمانی که کودکی که تک‌فرزند است، با بچه‌های اقوام، همسایه و... همبازی می‌شود، چون با قوانین بازی آشنا نیست، توقع دارد بچه‌های اقوام هم مانند پدر و مادر با او رفتار کنند و حرف، حرفِ او باشد. از این رو، زیباترین موضوع یعنی بازی، به جای اینکه باعث رشد او شود، باعث اختلالاتی در رفتار او می‌شود.

از آن طرف چون سایر کودکان برای نخستین بار در بازی با قوانین خودخواسته آشنا می‌شوند و آن را رعایت می‌کنند،  در بزرگسالی نیز به قوانین اجباری احترام می‌گذارند اما کودک تک‌فرزند که در خانه از فرصت بازی‌کردن با خواهر و برادر محروم بوده، چون در بازی با قوانین خودخواسته آشنا نشده، برای او سخت است که بخواهد در بزرگسالی هم به این قوانین احترام بگذارد.

البته شاید بازی با بچه‌های اقوام یا بچه‌های همسایه بتواند تا حدودی نیاز او را برطرف کنند اما بچه‌های اقوام یا همسایه، هر ساعت و هر زمانی در اختیار ما نیستند و این در حالی است که خواهر و برادر هر ساعت و هر لحظه در کنار ما هستند.

به عقیده دکتر فرزانفر بچه‌های تک‌فرزند از آن جهت که مخارج زندگی خانواده‌هایشان کمتر است، بیشتر خواسته‌هایشان توسط خانواده‌ها برآورده می‌‌شود و از این رو کمتر کلمه «نه» را می‌شنوند همین مسئله بعدها سبب می‌شود کمتر نه بگویند و نه شنیدن را نپذیرند. 

این کودکان در زمان مدرسه، در جمع دوستان، در بزرگسالی و حتی لحظه‌ای که عاشق می‌شوند، برایشان سخت است بخواهند کلمه نه را بشنوند و از این رو وقتی این کلمه را می‌شنوند، دچار افسردگی می‌شوند.

خانواده‌های تک‌فرزند باید بچه‌هایشان را با کلمه نه آشنا کنند، در بعضی مواقع خیلی راحت در مقابل کودک نه منطقی بگویند و دلیل آن را هم ذکر کنند.  چون اکثر ما به گونه‌ای بزرگ شده‌ایم که یا قدرت نه گفتن نداریم، یا وقتی می‌گوییم نه، عذاب‌وجدان داریم. حال اینکه باید تمرین کنیم که این واژه‌ی جادویی را در جایی که منطق حکم می‌کند، بگوییم. 

کوتاه سخن اینکه «نه» یک واژه‌ی مقدس است، و دین مقدس اسلام با نه شروع می‌شود. لا اله ا...

دکتر فرزانفر در مورد اینکه مشکلاتی مانند وابستگی، تنهایی یا ناتوانی در مهارت‌های اجتماعی در کودکان تک فرزند شایع‌تر است، می‌گوید:

همینطور است. چون در اجتماع است که ما اجتماعی می‌شویم. در اجتماع است که ما فرصت‌هایی مانند رقابت و مقایسه کردن برایمان پیش می‌آید. از این رو بچه‌هایی که در خانواده‌های پرجمعیت بزرگ می‌شوند، راحت‌تر می‌توانند مهارت‌های اجتماعی را بیاموزند. چون بسیاری از مهارت‌های اجتماعی در مدرسه تدریس نمی‌شود و این مهارت‌ها را کودکان سر سفره، در جمع یا دیدن تلویزیون یاد می‌گیرند و یاد می‌گیرند به حق خود قانع باشند.

همچنین وابستگی در بچه‌های تک فرزند بسیار بیشتر دیده می‌شود، چون فقط اینجا پدر و مادر هستند که رأس کامل هستند و کودک همه کارها را باید با آنها انجام دهد و در این مورد وظیفه پدر و مادر و خصوصاً مادر بسیار سخت‌تر می‌شود. در این مورد می‌توان بچه‌های تک‌فرزندی را مثال زد که نسبت به سایر کودکان بیشتر استرس مدرسه را داشتند و  این به خاطر وابستگی‌شان به مادر بود.

در مورد اینکه تک‌فرزندی مزایایی هم دارد یا نه، می‌گوید:

شاید مزایایی وجود داشته باشد اما ممکن است همین مزایا در آینده معایب شوند، پدر و مادرها می‌توانند برای تک‌فرزندشان بیشتر وقت بگذارند و بیشتر به او توجه کنند اما این مانند یک چاقوی دو لبه است که بعدها مشکل ایجاد می‌کند. به طور مثال بچه‌های تک‌فرزند، زمانی که ازدواج کردند، توقع دارند همسرش تمام وقتش را به او اختصاص دهد یا به عنوان عروس یا داماد  خانواده، مرکز توجه همه باشد.

وی چالش‌های مهم روانی که والدین تک‌فرزند باید نسبت به آن آگاه باشند را این چنین بیان می‌کند:

خانواده‌های تک‌فرزند باید به نحوی، تاب‌آوری بچه‌هایشان را بیشتر کنند و به او بفهمانند قرار نیست مدیر، معلم و دانش‌آموزان مدرسه، تمام توجه‌شان را به او بدهند و همه جا مانند خانه با او رفتار نمی‌شود.

پدر و مادرها باید به خود نیز بقبولانند که تک‌فرزند من، درست است برای من تک است، اما برای همه دنیا یک کودک معمولی است و قرار نیست همه به حرف او گوش کنند.

آیا توصیه می‌کنید والدین حتماً بیش از یک فرزند داشته باشند؟
جواب دکتر فرزانفر این است:

جواب این سؤال را خود خانواده‌ها بهتر می‌دانند. این سؤال به چند عامل مرتبط است و یکی از آن‌ها مسئولین ماست. خیلی از خانواده‌ها دوست دارند دو فرزند داشته باشند اما زمانی که به هزینه‌ها، مخارج و مشکلاتشان فکر می‌کنند، منصرف می‌شوند. ای کاش مسئولین ما با یک سری از مزایا و امکانات، خانواده‌ها را در آوردن بچه‌های بیشتر حمایت کنند.

نمی‌شود خانواده‌ها را به این کار اجبار کرد، الان وضعیت جامعه به گونه‌ای است که چه بسا، نزدیک سی سال مسئولیت فرزند به عهده پدر و مادر است، اما اگر خانواده‌هایی هستند که دغدغه‌شان این است  که بچه دوم را به دنیا بیاورند یا نه و در این مورد تردید دارند، پیشنهاد می‌کنم با یک مشاور صحبت کنند. مشاور می‌تواند در این زمینه به آنها کمک کند.

اگر از مهدکودک و پیش‌دبستانی بگذریم، ۱۲ سال از زندگی فرزندان ما در مدرسه می‌گذرد، بنابراین توقعی که از دست اندرکاران حوزه تعلیم تربیت و خصوصاً اداره آموزش و پرورش می‌رود این است که با برگزاری کلاس‌های مدرسین آموزش خانواده و همچنین برگزاری کلاس مهارت‌های زندگی و مهارت‌های اجتماعی و الزام خانواده‌ها در شرکت در این کلاس‌ها، این مسائل را مطرح کنند و در کنار آن یک سری همایش‌ها، کارگاه‌ها و میزگرد‌ها نیز برگزار نمایند و خانواده‌ها  را در این مورد یاری دهند.

چرا تک فرزندی؟

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها