تعداد بازدید: ۱۶۳
کد خبر: ۲۳۹۷۴
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 16 August
ماجراهای من و بی‌بی

بیخود دسشویی ندری

نویسنده : گلابتون

بی‌بی گفت:

- ساعت چنه؟

نگاهم را از دیوار و ساعت گرفتم.

- نزدیک دهه بی‌بی.

- نپه تو بری چه اینجو نِشِسی؟

- چیکار کنم بی‌بی؟

- ینی خودُت نیفمی؟

- نع خب بی‌بی...

- پوشو برو دسشوری تا اُووا قط نشده!

- وا! خو دسشویی ندارم الان بی‌بی...

- بیخود ندری... پابُتُمرگ، میه ساعت ده ده و نیم اُوو قط نیشه؟

- بله!

- بله و مرض... خو نپه بری چه تُمرگیدی؟

- وا! میگم الان دسشویی ندارم بی‌بی خب. چیکار کنم؟

- دسشویی ندرم و درد... دیشو‌اَم گفتم پوشو برو گفتی ندرم، گذوشتی ساعت یازه دوازه، دوتِی دبه‌ی که من اُووو کرده بودم بری خودومه پاک ریختودی! مرده‌شور هو چشات بزنه!

- وا! خو آبه دیگه بی‌بی، مصرف می‌شه، بعدم بی‌بی من فک می‌کنم باید یه فکر اساسی کرد... نمیشه که هر شب هر شب بطری آب کنیم... از شب گذشته، دیدین که بعضی روزام آب نیس... 

- میگی چه گِلی بیگیرم سرُت؟ هاااا؟ دلوم خوش بود اگه چیا گیرون شده نیتونیم گوشت و مرغ و لوبیا چیتی و لپه بُسونیم، حداقل اُووو دریم، می‌نی خو، دیه نه چی دریم، نه اُووو، نه برق. حالا شما بفرما چه خاکی بیریزیم تو سرونوم گلاب خانم؟

- امروز دیدم سوری خانم‌ اینا دارن تانکر آب میذارن رو پشت بوم بی‌بی. خیلیا رو دیدم تانکر خریدن. فک کنم شمام بخرین بد نباشه... 

- چن؟

- چی چن؟

- کیسه‌‌ی حموم! خو تانکره میگم! چن؟  

- من که نمی‌دونم بی‌بی والا، باید قیمت بگیرین دیگه...

- باور کن گیرونم هه، نع؟

- میگم نمی‌دونم بی‌بی، به هر حال جنسا و سایزا و قیمتای مختلف داره دیگه...

- خدا اَ سروشون نگذره که فقط بری مردم خرج می‌تراشن... تانکره دیه کُجی دلوم بذرم؟

رو کرد به من...

- هی حالا گفتاشم گلابی، هر چی پولُش شد نصف نصف!

نگاهش کردم...

- ولی بی‌بی....

- ولی و مررررگگگگ... یا میدی یا روزا بری خودُت دبه اُوو می‌کنی!

بیخود دسشویی ندری

 

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها