کافه پاراگراف
/ رهبران انسانی که خصلتاً نسبت به زیردستان بیفاصله خویش خشک و بی لبخند هستند، وقتی با زیردستان دون پایه خود تماس شخصی برقرار کنند غالباً قیافهای متواضع و دوستانه به خود میگیرند. در مقابل این زیردستان سیمایی افراطی از ادب، لبخند، دست تکان دادن و دست فشردنهای پایانناپذیر و حتی نوازش کودکانه ارائه میدهند، اما به محض اینکه دورشوند لبخندها رنگ میبازد و باز در دل دنیای بیرحم قدرتشان ناپدید میگردد.
باغ وحش انسانی / دزموند موریس
/ موش گفت: «آخ» دنیا هرروز تنگ تر میشود ... اول چنان گشاد بود که وحشت میکردم ... به راه خود ادامه دادم، خوشحال از اینکه سرانجام در دوردستها، در سمت راست و چپ، دیواری به چشمم آمد. اما این دیوارهای دراز چنان به سرعت سربه هم میآورند که چیزی نمانده به آخراتاق برسم و آنجا، آن گوشه، تلهای است که رو به سوی آن در حرکتم.
گربه گفت: فقط باید مسیر خودرا عوض کنی .. و او را بلعید!
داستان های کوتاه / فرانتس کافکا