تعداد بازدید: ۲۸۹
کد خبر: ۲۳۹۰۸
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۵۹ - 2025 09 August
در ۴۷ سال از مشروطه تا کودتا چه گذشت؟

۲۸ اَمرداد حاصل مشروطه نیمه تمام

نویسنده : غلامرضا شعبانپور/ مدیرمسئول

هفته قبل ۱۴ اَمرداد سالروز پیروزی انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی بود. هفته آینده هم مصادف با سالروز کودتای آمریکایی، انگلیسی و درباری ۲۸ اَمرداد ۱۳۳۲ است که منجر به سقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق شد.

انقلاب مشروطه در شرایطی شروع و منتهی به پیروزی شد که ساختار سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران سنتی بود و آمادگی کافی برای پذیرش عناصر مدرن را نداشت.

 مشروطه نظام سیاسی را هدف گرفت و درصدد برآمد حکومت استبدادیِ مطلقه‌یِ فردی پادشاهان را تحت حاکمیت قانون درآورد؛ قانونی که توسط نمایندگان ملت نوشته می‌شد و اختیارات شاهان را محدود به قانون می‌کرد.

پس از مبارزات مشروطه‌خواهان، مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ اَمرداد ۱۲۸۵ خورشیدی فرمان تشکیل مجلس شورای ملی را صادر کرد. مجلس تأسیس و اولین قانون اساسی را نوشت و به تصویب شاه رساند اما عواملی موجب شد مشروطه به هدف اساسی‌اش که محدود کردن قدرت بود نرسد. مهم‌ترین عوامل عبارت بودند از:

۱-  مخالفت شدید محمدعلی شاه جانشین مظفرالدین شاه با مشروطه و در نهایت به توپ بستن مجلس اول و اعدام و زندانی و تبعید بسیاری از سران مشروطه

۲- مخالفت سنت‌گرایان مشروعه‌خواه به رهبری شیخ فضل الله نوری

۳- اختلاف داخلی مشروطه‌خواهان که منجر به ترورها و درگیری‌هایی شد

۴- وقوع جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط روس‌ها، انگلیسی‌ها و عثمانی‌ها و قحطی شدید داخلی به ویژه استقرار پلیس جنوب S.P.R در جنوب ایران از جمله شهر نی‌ریز که ساختمان بریگارد یا پادگان آن هنوز موجود است. 

۵- مخالفت روس‌ها با مشروطه که آن را نسخه رقیب خود انگلستان می‌دانستند.

۶- ضعیف شدن دولت مرکزی و سربرآوردن تجزیه‌طلبان در خراسان، گیلان، آذربایجان، کردستان، خوزستان و...

همه اینها زمینه را برای کودتای اسفند ۱۲۹۹ فراهم کرد و رضاخان توانست با سرکوب تجزیه‌طلبان و تثبیت اوضاع داخلی پس از ۴ سال به تخت بنشیند و ۱۶ سال پادشاهی کند.  او توسعه اقتصادی، اجتماعی و نظامی را به حد زیادی انجام داد اما در برابر توسعه سیاسی و مشروطه شدن حکومت و قدرت سیاسی و توسعه دموکراسی به شدت مخالفت کرد. رضا شاه در راستای توسعه اقتصادی و فاصله گرفتن از انگلستان در صدد اصلاح قرارداد اولیه نفت ایران با انگلستان مشهور به «قرارداد دارسی»‌ برآمد اما پس از سال‌ها چانه‌زنی قرارداد جدید هم چندان بهتر از قرارداد اول در نیامد لذا زرنگی به خرج داد و امضای آن را به سید حسن تقی‌زاده محول کرد.

با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران دوباره به اشغال قوای روس و انگلیس درآمد و رضا شاه به جزیره موریس و سپس آفریقای جنوبی تبعید شد.

دهه ۱۳۲۰ خورشیدی که با تبعید رضا شاه آغاز شده بود عرصه تلاش‌های سیاسی برای خروج قوای اشغالگر، تثبیت مجلس، فضای سیاسی نسبی آزاد و حضور احزاب مختلف در عرصه سیاست شد. در اواخر این دهه زمزمه قطع دست انگلیس از صنعت نفت و لغو قرارداد قبلی مطرح شد. سران جبهه ملی ایران که از عناصر متنفذ و سرشناس سیاسی به رهبری دکتر محمد مصدق بودند طرح ملی شدن صنعت نفت را در آخرین روز اسفند ۱۳۲۹ در مجلسین شورای ملی و سنا به تصویب رساندند و در اوایل سال ۱۳۳۰ مصدق به پیشنهاد مجلس و امضای شاه، نخست‌وزیر شد تا این قانون را اجرا کند و کل درآمد نفت عاید ایران شود.

مبارزات عمدتاً سیاسی با حاشیه تهدید نظامی انگلیس در راستای خلع ید از شرکت B.P به نتیجه رسید. شکایات دولت انگلیس در شورای امنیت سازمان ملل و دیوان لاهه بی‌نتیجه ماند و نفت ملی شد و مهندس مهدی بازرگان اولین مدیر عامل آن شد اما انگلستان خرید نفت ایران را تحریم کرد ودولت در مضیقه شدید اقتصادی قرار گرفت. آمریکایی‌ها که ابتدا با مصدق همراه بودند میانجی‌گری کردند و آخرین پیشنهادشان تقسیم ۵۰ -۵۰ درصدی درآمد نفت بین دولت ایران و شرکت B.P بود اما مصدق قبول نکرد و تأکید بر اجرای کامل قانون ملی شدن صنعت نفت کرد. (سهم ایران در قرارداد قبلی 20 درصد بود).

آمریکایی‌ها هم به سمت انگلستان رفتند و با کمک عناصر داخلی و درباری، کودتای طراحی شده با نام  «آژاکس» را اجرا و دولت مصدق را ساقط و او را پس از تحمل سه سال زندان در دهکده خانوادگی‌اش - احمدآباد-  تا آخر عمر در حصر نگه داشتند.

 کودتای ۲۸ اَمرداد موجب تداوم حکومت مطلقه فردی شاه شد؛ به عبارتی تعطیل مشروطه. همچنان در بر پاشنه توسعه نیافتگی سیاسی چرخید. احزاب، روشنفکران، منتقدان و بسیاری از دلسوزان سرکوب شدند و کار به جایی رسید که اجرای برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی که موجب بالا رفتن شاخص‌های توسعه مانند رشد صنعت، رشد تولید ناخالص ملی، نوسازی ساختار اداری، تقویت بنیه ارتش، توسعه دانشگاه‌ها و مدارس، تلطیف سیاست خارجی و ... شد، نتوانست پایداری نظام شاهنشاهی را تضمین کند و در بهمن ۱۳۵۷ ساقط شد.

اگر مشروطه سیاسی در عمل پیاده و اجرا و نهادی شده بود ۲۸ اَمردادی رخ نمی‌داد. ناگفته نماند اگر مصدق پیشنهاد ۵۰ -۵۰ را پذیرفته بود و ساقط نمی‌شد امید می‌رفت توسعه سیاسی به مرور تقویت شود، شاه در چارچوب قانون اساسی مشروطه سلطنت کند، مجلس و دولت و قوه قضائیه نیز صرفاً بر پایه قانون به کار خود ادامه دهند و به مرور زمان سهم ۵۰ درصدی کنسرسیوم نیز در اختیار دولت ایران قرار گیرد همانطور که با فشار شاه بر شرکت‌های عضو کنسرسیوم در سال ۱۳۵۲ به مقدار زیادی این مسئله محقق شد اما با تداوم دیکتاتوری تمام عیار. باشد که از تاریخ درس گیریم.

شاد و سالم و موفق باشید

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها