تعداد بازدید: ۱۷۰
کد خبر: ۲۳۹۰۰
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 09 August
ماجراهای تبعه موجاز

عشق قمرگل

نویسنده : نجیب

- «قمر گل آی قمر گل، برام سخته تحمل، قدمهایت روی چَشمانم، بیا بَ این ور پل»

همین طَور در حال گَریه خواندَه مَکردم که زولَیخا با ته ماهیتابَه بَ پسی کلَه‌ام بَزد:

- قمرگل دیگر کدام بی سر و پایی است؟ کدام پل؟

- درست صحبت بَکون. پل صراط را گفتَه مَی‌کونم.

- مَگویم قمرگل کیست؟

- نَمَشناسی؟ بعد از این همه سال زیندَگانی با من نَدانی خوانندَه مَورد علاقه من بوده است؟ هِعیییییی، چند سال پیش عمرش تمام بَشد.

زولَیخا نفس بولندی بَکشید و انگار خیالش راحت بَشد. 

با آب و تاب گفتَه کردم: «او بعد از رَخشانه، دومین خوانندَه زن در افغانیستان بود که 50 سال قبل بَ زبان پشتو در رادیو و تلویزیون ملی افغانیستان آهنگ خواندَه مَکرد.

اما بعد از رویَ کار آمدن موجاهدین، مَثال خَیلی از بی جا شدگان دیگر بَ کانادا موهاجر بَشد.

قمرگل آهنگهای دوگانه‌ای هم با گل‌زمان، رَخشانه و زرسنگ خواندَه کرد.»

باز هم زولَیخا چشم غورونَه‌ای بَرفت و بَگفت: «باریکلا، باریکلا. تو بعضی وقتها اسم من هم یادت می‌رود؛ اما خوب اسم این زنهای موطرب را بَ یاد داری. نکوند افغانیستان که بودی کار دیگری دستت بوده؛ ها؟ راستش را بَگو.»

زولَیخا این را بَگفت و با همان ماهیتابَه سردونبالَه‌ام کرد.

من هم در حال فرار بَ بیرون خانَه خواندَه مَکردم: 

- «قمر گل آی قمر گل، برام سخته تحمل، قدمهایت روی چَشمانم، بیا بَ این ور پل»

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها