تعداد بازدید: ۱۰۷
کد خبر: ۲۳۸۰۶
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰ - 2025 26 July
پای درس استاد کربلایی احمد تهرانی

قیمت وصال خدا، خودِ من است که باید آن را فدا کنی

/  حضرت حق، خودش را مفت به کسی نمی‌دهد. با آن‌که همه را مفت می‌خرد و به خاطر عمل ناچیزی، بارگاه خود را به همگان ارزانی می‌دارد، ولی خودش را خیلی گران می‌فروشد. او خیلی نازنازی است و نرخ وصالش، سر به فلک می‌کشد. باید که قیمت وصالش را خیلی بالا بپردازیم. باید همه چیز را فدا کنیم، تا خودش را به ما بدهد.

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار
که با وجود تو کس نشنود ز من که منم

قیمت وصال خدا، خودِ «من» است که تا تمام و کمال آن را فدا نکنی، از معشوق بهره‌ای نخواهی برد.

گر ز خویشتن رستی با حبیب پیوستی
ورنه تا ابد می‌سوز کار و بار تو خام است
و آخر الامر، همین است که با تو کاری می‌کند که طرفه العینی به غیر او نظر نداشته باشی و فقط او را مؤثّر ببینی و بس: لَا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّه‏.

/  رفقا، تزکیه‌ی نفس خیلی هم سخت نیست؛ ولی چون ما با دستان خودمان نفس را بزرگ کرده‌ایم، به نظرمان سخت می‌آید.

/  دیوِ نفس، سال‌ها است که در خانه‌ی دل، حاکمیّت دارد؛ سلطان مطلق شده و پادشاهی می‌کند. هر زمان که قصد کنی با او بجنگی، علیه تو لشکرکشی کرده و خون‌ریزی به پا می‌کند! او به جنگ تو می‌آید با معصیت، پس او را بکُش با مخالفت.

/  بین بشر فانی و خداوند، هیچ فاصله‌ای وجود ندارد، الّا حجاب نفس. هرگاه بتوانیم آن را کنار بزنیم، به خود خدا وصل خواهیم شد.

/  مراقب باشید تا در منزل، توهین یا بی‌ادبی از شما صادر نشود! زیرا زن و فرزند، در برابر شما قدرت مقاومت ندارند؛ لذا چون نیروی مردی شما به آنان غلبه دارد، بسیار دلشکسته و غمگین می‌شوند.

/  اگر در شبانه‌روز به خیر مسلمین از خانه بیرون آمدید، که طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ؛ (خوشا به حالشان و نیکو سرانجامی دارند- رعد /۲۹) امّا اگر صبح تا شب در فکر آن بودیم که چگونه خلق خدا را سرکیسه کنیم، آن زمان است که به جای جلوه‌ی مولایی، جلوه‌ای حیوانی در ما پدیدار می‌شود.

/  در سلوک حتّی الامکان سعی کنید که ظلمی از شما صادر نشود! چون که بار ظلم، ماورای تصوّر ماست. یک بار در عالم معنا به من حالی کردند که: هیچ عبادتی به احسان خلق نمی‌رسد؛ و هیچ معصیتی نیز به عظمت ظلم وجود ندارد!

/  خداوند عملی را قبول می‌کند که یکدست و خالصانه برای او انجام شود، نه آن‌که خیال دشمن او را نیز در آن داخل کنیم.

/  کسی را به مقام یقین راه می‌دهند که ارزش چند چیز در نزد او یکسان باشد: اوّل فقر و غنا، دوم عزّت و ذلّت، و سوم تعریف و تکذیب.

پس هر قدر که ارزش این مفاهیم برای شما یکسان بود، به همان اندازه و مطابق آن، شما نیز به خداوند یقین خواهید داشت، نه بیشتر و نه کمتر.

/  هر اندازه‌ای که خداوند را بیشتر باور داشته باشی، به همان میزان هم دعاها زودتر مستجاب می‌شود. هر قدر که یقینت به خداوند بیشتر باشد، به همان اندازه نیز پاسخ خود را سریع‌تر می‌گیری.

/  اگر مردم باور داشته باشند که روزی‌رسان، کس دیگری است و به خدایی او یقین داشته باشند، دیگر این‌گونه برای هیچ و پوچ، همدیگر را نمی‌درند.

/  رفیق، وجود من و تو در قبال وجود او، یعنی فرعونیت! او نیز می‌خواهد که این فرعونیت را از من و تو بگیرد و خداهای دروغین را از میان بردارد. او می‌خواهد که در خودش غرق شوی و کاسه‌ی «چه کنم، چه کنم» دست نگیری. این نیز حاصل نمی‌شود مگر آن‌که در قدم اوّل، همه‌ی موهوماتت را کنار بگذاری.

/  اگر وصال خداوند را می‌خواهی، بدان که نباید به کسی غیر از او، نظر بیندازی.

/  خداوند می‌خواهد با این بلاها و ریاضت‌ها آن آلهه‌ها و بت‌‌های وجودت را از بین ببرد، تا وقتی که می‌گویی: جونم، تنها به یک نفر گفته باشی، که آن هم خداست.

قیمت وصال خدا، خودِ من است که باید آن را فدا کنی

نظر شما
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها