این کجا و آن کجا!
چند روزی پیش شاهد دعوایی بودم در خیابان و در گرمای سوزانِ آفتاب تیر.۴جوان تنومند به جان هم افتاده و مشت و ناسزا حواله میکردند و کس را یارای جدایی آنها نبود. جمعیتی گِرد آمدند و بالاخره با حضور پلیس ماجرا ختم شد و طرفها به کلانتری رفتند. صورتهاشان خونین و لباسها پاره و رگها برآمده و دهانها کف آلود.
در این دعواها ماجرا به همین تمام نمیشود که شکایت و پزشکی قانونی و دادگاه و دیه و کینه و انتقام و نفرت را در پی دارد.
برای چه؟ تقریباً هیچ!
در ظاهر این دعوا بر سر این بود که یک موتور جلو ماشین پیچیده و آن دیگری توهین کرده و پاسخ شنیده و کلکل کرده و پایین آمده و هم را نواخته بودند.
کافی بود از همان ابتدا یکی عذرخواهی میکرد و غائله را میخواباند. اما بدترین شکلِ ممکن اتفاق افتاد و کار به کلانتری و دادگاه کشید.
دعوا و ضرب و شتم و دشنام از جمله بیشترین پروندههای دادگستری است که خیلی وقتها بر سر هیچ و پوچ رخ میدهد و گاه منجر به قتل هم میشود. در کمترین حالتِ ماجرا ضارب باید دیههای سنگین بدهد و طرفین تا سالها و بلکه تا پایان عمر از کینه و دشمنی رها نشوند.
اگر خدای ناکرده قتلی رخ دهد که دیگر جای جبران نیست و عمرها بر باد میرود.
مردمانِ ما طبق آمارهای بینالمللی جزو ردههای اول عصبانیترین مردمان جهان هستند.
این که چرا چنین شدهایم، مشکلات اقتصادی، بیعدالتیهای اجتماعی، فشارهای روانی، نبود امید به آینده، ناکارآمدیهای مدیران و عوامل فرهنگی را بر میشمارند.
همواره ضرب و جرح عمدی، توهین به اشخاص عادی، تهدید، ناسزا و الفاظ رکیک جزو ۱۰ جرم اول در حوزه قضایی نیریز بوده است.
به گفته رئیس وقت دادگستری نیریز، جرائم اول شهرستان در سال ۱۴۰۲ شامل توهین، تهدید و ضرب و جرح و تصادفات بوده است. در آماری دیگر رئیس دادگستری نیریز، ٥ اتهام اول سال ١٣٩٧ شهرستان در دادسرا را توهین به اشخاص عادی، ایراد صدمه بدنی در حوادث ترافیکی، ضرب و جرح عمدی، سرقت و مواد مخدر اعلام کرد.
به نظر این روال در همه کشور جاری باشد.
در جامعه ما به همان دلایلی که ذکر شد، تراکم روانی بالاست. جزئیترین تصادفها، کمترین برخوردها، واهیترین بهانهها، و کوچکترین اختلافنظرها گاه به بدترین دعواها و توهینها و ضرب و جرحها میانجامد. البته از نقش مشروبات الکلی هم نباید غافل شد که عقل را زایل و خِرَد را خاموش میکند و اختیار از کف میبَرَد و مست آن میکند که نباید.
جامعه را نمیتوان تغییر داد مگر این که فرد فردِ ما تغییر کنیم و چارهای هم نیست.
چارهای نیست که در این موارد خوددار باشیم و قبل از هر واکنشی، چند ثانیه صبر کنیم. یک گذشتِ کوچک، یک عذرخواهیِ ساده، یک بیخیال شدن زیرکانه و یک فروتنیِ بزرگوارانه میتواند جلو خیلی از جرائم و پروندهها و کینهها و انتقامجوییها را بگیرد. عذرخواهی و گذشت و فروتنی نشانه ضعف نیست که نتیجه بزرگی و بلوغ است و نبخشیدن و انتقام نشانه نپختگی.
عُنوان بصری پیرمردی بود ۹۴ ساله در زمان امام صادق (ع) که مشتاق بود در آن سالهای آخرینِ عمر، به خدمت آن امامِ دانشمند برسد و درسی بگیرد. آن حضرت که به واسطه فشارهای حکومت، حلقه درس محدودی داشت، ابتدا پیرمرد را نپذیرفت و او را به دیگر شاگردان خود حواله داد، اما با فشار و اصرار او بالاخره رضا داد و پندی داد که به حدیث «عنوان بصری» شهره گشت.
این حدیث در عین کوتاهی، درسی است بزرگ برای همه ما و بیشترِ اساتیدِ اخلاق هم بر همراه داشتن و خواندن و مداومت بر آن تأکید کردهاند.
در بخشی از این حدیث میخوانیم:
اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا میشنوی، بگو: اگر ده تا هم بگویی یکی نمیشنوی، اگر کسی دشنامت داد بگو: اگر تو راست میگویی از خدا میخواهم که مرا ببخشد، و اگر دروغ میگویی از خدا میخواهم که تو را ببخشد، و اگر کسی تو را تهدید کرد، تو او را اندرز ده و برایش دعا کن.
سعدی نیز در گلستان فرماید:
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسی با سگی نیکویی گم نکرد
کجا گم شود خیر با نیکمرد؟
کرم کن چنان کهت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نیست
ما این گنجینهها را در مذهب و بسیاری گنجها را در ادبیات پارسی داریم و همه را به کناری نهاده بر سر و کول هم میزنیم و هم را مینوازیم و تعقل را میبازیم و گرفتار محکمه و زندان و دیه میشویم.
این کجا و آن کجا! ...
بدرود


