فشار والدین یا خواسته کودکان؟
خانوادهها و روانشناسان چه میگویند؟ عکس: کیمیا فاتحی
با آغاز گرمای تابستان، دغدغه خانوادهها هم رنگی تازه به خود میگیرد؛ روزهای بلند و بیحوصلگی فرزندان، پای خانوادهها را به دنیای متنوع کلاسهای تابستانی باز میکند. جایی که گاه علاقههای کودکان در تقابل با آرزوها و چشم و همچشمیهای والدین قرار میگیرد.
از چشم و همچشمی تا آرزوهای دست نیافتنی
م. خیاط است. او بارها با مادرانی مواجه شده که بچههایشان را برخلاف میل، به کلاسهایی میفرستند که فقط برای رقابت با دیگران است. خودش اما میگوید به دلیل هزینههای بالا نتوانسته دختر ۱۱ سالهاش را به کلاس سنتور یا شنا بفرستد:
«دخترم عاشق سنتور و شناست؛ اما هزینه ده جلسه کلاس شنا یک میلیون و هشتصد هزار تومان است. هزینه چند جلسه سنتور هم یک میلیون تومان! حتی کلاس زبان را پیشنهاد دادیم، اما قبول نکرد و گفت: «۹ ماه رفتم مدرسه، منتظر تابستان بودم. این سه ماه را نمیخواهم درس بخوانم!»
تابستانی پرماجرا برای ابوالفضل؛ از فوتبال تا شاگردی در مغازه
سهیلا زارع مادر ابوالفضل ۹ ساله، ترجیح داده تابستان پسرش را میان کلاس فوتبال و شاگردی در مغازه تعمیر برق خودرو تقسیم کند؛ راهی برای سرگرمی، یادگیری و حتی آموزش کسب و کار. تجربه سالهای قبل را هم بیپرده روایت میکند:
«دو سال پیش او را به کلاس رباتیک که گرانترین کلاس تابستان بود بردم؛ اما خسته شد. ژیمناستیک را هم بعد از یکی دو جلسه رها کرد. گفت فقط سخنرانی دوست دارم! بعد از مدتی، دیدم کلاس سخنرانی خیلی خوب اثر گذاشت. پس فهمیدم خود بچه باید انتخاب کند، نه ما.»
ترجیحِ بازی بر کلاس؛ مقاومتهای پنهان کودکانه
نجمه، مادر امیرعلی و مینا، تابستان بچههایش را صرف بازی میداند، نه کلاس. پسرش پس از یک سال کلاس کونگفو، دیگر ادامه نداد و دخترش هم هیچیک از کلاسهای هنری و آموزشی را نپذیرفت.
دغدغه هزینهها و کشف استعدادها
نرگس، مادر پارسای ۶ ساله، با یادآوری بند ۳ قانون اساسی و حق آموزش رایگان، میگوید: «پیشدبستانی پسرم نزدیک ۱۷ میلیون شد و حتی برای یک کلاس ژیمناستیک ساده ماهیانه ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان میخواهند. در گرمای تابستان، پسرم رفت؛ اما پشیمان شد.»
او میافزاید: «خیلی از والدین به خاطر حسرتهای خودشان بچهها را به کلاسهای مختلف میفرستند یا فقط برای خلاص شدن از عبارت «مامان حوصلم سر رفته!» شب و روز دنبال کلاس هستند.»
نیلوفر ۳۲ ساله اما از تأثیر مثبت کلاس نقاشی و سفال بر پسر ۱۰ سالهاش حرف میزند:
«اصرار داشت با دوستش به کلاس نقاشی برود. هرچه خودمان گفتیم زبان یا ورزش، علاقهای نداشت. الان میبینم چقدر با ذوق نقاشی میکشد. خوشحالم که گوش دادم.»
حسرت بچگی یا آرامش کودکانه
مادر نیکا ۴ ساله، دخترش را به کلاس موسیقی و زبان فرستاده است. خودش میگوید:
«سرزنشم میکنند؛ اما نمیخواهم برای فرزندم کم بگذارم. از همین کودکی دوست دارم همه فن حریف شود؛ همانطور که خودم حسرت کودکیام را میخورم.»
ح.ح، مادر محمد ۱۰ ساله، پسرش را در کلاس فوتبال و زبان ثبتنام کرده، اما تردید دارد که او زبان را ادامه بدهد: «دوست نداشت زبان بخواند، با صحبت راضی شد. ادامه دهد یا نه، مطمئن نیستم. اصراری ندارم.»
او اعتقاد دارد کلاسهای ورزشی راهی برای تخلیه انرژی و دوری از جمعهای نامناسب است.
اعظم نیز دختر و پسرش را فقط برای علاقه خودشان به کلاس فرستاده و معتقد است بچه تاب و توان کلاسهای متعدد را ندارد: «بچههایی را دیدهام که پرخاشگر و عصبی شدند؛ چون آرامششان را کلاسهای زیاد گرفت.»

کلاسهای هنری نباید فقط مختص تابستان باشد
علیاکبر زهریزاده بیش از ۳۰ سال است که در رشتههای طراحی، خوشنویسی، کار با چوب، سیاهقلم رنگ و روغن و گواش کلاس برگزار میکند.
به عقیده او، کلاسها باید به طور دائمی برگزار شود و صرفاً نباید مختص سه ماه تابستان باشد.
میگوید: خانوادهها باید سعی کنند فرزندانشان را در زمینه هنر رشد دهند؛ چون با این کار اعتماد به نفس کودک نیز بیشتر میشود.
ضمن این که هنر یک زینت برای انسان است. به عنوان مثال زمانی که فرد یک خط خوب داشته باشد، با چشم یک هنرمند به او نگاه میکنند.
زهریزاده میگوید: بچهها میتوانند از سن سه و نیم تا ۴ سالگی کلاسهای نقاشی را شروع کنند. خصوصاً در این روزها که بازیهای کامپیوتری بیشتر رواج پیدا کرده و بچهها مدام با گوشیها مشغولند، این کلاسها فرصت مناسبی است تا بچهها مقداری از این موبایلها فاصله بگیرند.
از نظر من، همه در رشتههای هنری استعداد دارند و مستعد هستند؛ منتها بسیاری از افراد استعدادهای خود را نمیشناسند، خود را باور ندارند و میگویند ما نمیتوانیم. اما پس از این که مدتی کار کردند، پیشرفت کرده و خودشان را پیدا میکنند و این خاصیت کلاسهای هنری و سایر کلاسهای تابستانی است که معتقدم باید تداوم داشته باشد.

نگاه روانشناسی؛ تابستان، میدان رشد و آزمون و خطا
در این خصوص اما ناصر الهیار، روانشناس و مشاور، رفتن بچهها به کلاسهای تابستانی را تأیید میکند. از نظر او تابستان فرصت خوبی است تا بچهها تکبعدی نباشند. بتوانند مقداری رشد فردی پیدا کنند و علاوه بر مسائل تحصیلی، تواناییها، استعداد و ویژگیهای متفاوت خود را دنبال کنند.
به گفته الهیار، هدف صرفاً کلاسهای آموزشی نیست و بخشی از آن هم به کلاسهای مهارتی و تفریحی مانند کلاسهای ورزشی، سفالگری، خطاطی، هنر، نقاشی و تئاتر برمیگردد که بچهها باید در کنار کلاسهایی مانند زبان یاد بگیرند.
از منظر این روانشناس، در مورد کلاس زبان دو دیدگاه وجود دارد که شامل موارد زیر است:
یک دیدگاه مبنی بر این است که بچهها در ابتدا به زبان مادریشان مسلط شوند و بعد به کلاس زبان بروند . دیدگاه دیگر این که بچهها از ۵ سالگی زبان را به صورت تصویری و نه آموزش و نوشتاری یاد بگیرند.
این در حالیاست که ورزش و سایر کلاسهای دیگر، میتواند از ۵ سالگی و بسته به علاقه کودک و این که آیا تمایل به همکاری دارد یا نه شروع شود.
وی میگوید: در خصوص کلاسهای تابستانی، باید اولویت میل و علاقه کودک باشد؛ نه آن چه والدین میخواهند و آرزوهایی که در سر دارند. با این کار ممکن است یک حس خوب به خود پدر و مادر دست دهد؛ ولی ما نمیدانیم که این حس در کودک هم ایجاد میشود یا خیر که معمولاً هم ایجاد نمیشود. چون اغلب مواقع خواستههای کودک با خواستههای والدین همسو نیست و متفاوت است.
ما باید در این مورد یک سری کلاسها را به بچهها معرفی کنیم و حتی والدین فرصت بگذارند و کودک را ببرند تا یک جلسه کلاس را ببیند. بعد ببینند که کودک به آن کلاس علاقه نشان میدهد یا نه و یا حتی اگر او را به همراه دوست، همسن و یا همکلاسی بفرستند، کودک احساس امنیت بیشتری میکند. در این خصوص اجبار به هیچ عنوان توصیه نمیشود. ملاک باید خواست کودک باشد و والدین فقط کمککننده و حامی او باشند.
الهیار ادامه میدهد: حتی در مواردی پیش میآید که کودک در ابتدا به کلاسی علاقه نشان میدهد؛ اما بعد از چند جلسه، کمکم میل او به آن کلاس کم میشود. در اینجا نیز والدین باید کودک را ترغیب کنند؛ ولی اجبار نه! هر چند هستند والدینی که به خاطر این که هزینه کردهاند یا در خصوص کلاس، ابزار، وسیله یا تجهیزاتی خریدهاند، کودک را مجبور به ادامه کلاس میکنند که این اشتباه است. چون این کار باعث یک نوع دلزدگی عمیق نسبت به آن هنر، ورزش و فعالیت میشود و آسیب آن بیشتر است.
از نظر این روانشناس، تفریحات سالم لزوماً تفریحات گرانقیمت یا کلاسهای مناسب، لزوماً کلاسهای گرانقیمت نیستند.
میگوید: گاهی اوقات یک کلاس بسیار ساده مانند رفتن به یک کانون پرورش فکری کودکان، نقاشی، سفالگری و... برای کودک بسیار لذتبخشتر از کلاسهایی است که هزینههای آنچنانی دارند.
وی به ملاکهایی در مورد کلاسهای تابستانی نیز اشاره میکند:
- میل کودک و اینکه تمایل او بیشتر به چه سمت و سویی است.
- سن کودک یعنی این که فعالیتی که ما میخواهیم برای کودک در نظر بگیریم، با سن کودک تناسب داشته باشد و به او فشاری وارد نشود.
- موضوع هزینههایی که باید بابت این کلاسها پرداخت شود.
- امنیت فضایی که کودک در آنجا به آن سپرده میشود که باید در این مورد امنیت روانی، عاطفی و جسمی کودک مد نظر قرار گیرد. چون بسیاری از اوقات کودکآزاری، کتک زدن یک کودک نیست و میتواند تحت فشار قرار دادن یک کودک و اجبار او برای یک کار باشد.
- وقت کلاسها به گونهای نباشد که باعث آسیب به کودک شود. به عنوان مثال ساعت ۸ صبح یا ۴ بعد از ظهر و در اوج گرما، زمان مناسبی برای کلاس کودک نیست.
کلاسها باید دو یا نهایتاً سه کلاس باشد و بیشتر از این به هیچ عنوان توصیه نمیشود.
الهیار در پایان میگوید: به هیچ عنوان توصیه نمیکنم در تابستان کلاس آموزش تحصیلی برای کودکان برگزار شود. البته موضوع دانشآموزانی که در سطوح بالاتر، دروس افتاده و نیاز به کلاسهای جبرانی و رفع اشکال دارند جدا است؛ اما در سطوح ابتدایی و پیش از دبستان، اصلاً نباید کلاس آموزشی در طول تابستان برای کودک تدارک دیده شود. اگر کودکی مشکل تحصیلی دارد، باید در طول سال تحصیلی و همزمان با مدرسه، برای او معلم واجدالشرایط گرفته شود تا مشکل او رفع شود.
قصه کلاسهای تابستانی روایت آرزوهای والدین، انتخابهای کودکان، دغدغه هزینه و نگاه علمی روانشناسان است؛ جایی که بین آزمون و خطا، علاقه و اجبار و توان مالی، تنها یک اصل مشترک کاملاً دیده میشود: «رعایت حال و علاقه کودک»؛ اصلی که اگر جدی گرفته شود، تابستان نه فقط فصل هزینه و چشم و همچشمی، بلکه فرصت بالیدن و کشف استعدادها خواهد بود.


