بیا و از خیانت دست بردار
کجایی «روس» ای روباه مکار؟
که کشور شد اسیر جنگ و آزار
رفیق روزهای شادمانی
نداری طاقت یار گرفتار؟!
نهتنها در خیانت یکه تازی
که داری در خباثت نیز اسکار
زدی زور و فقط محکوم کردی
سپردی کشورم را دست کفتار
نباشد جز جفا در چنته تو
بیا و از خیانت دست بردار
هر آن کس که به تو دل بست ول شد
نداری در رفاقت هیچ معیار
نبودی تو برای دوستانت
برای لحظه ای یار وفادار
رئیس تو «پوتین» مانند«بی بی»
جهان را می کند درگیر ادبار
حسابی شیر دوشیدی زکشور
شدی از شیر ما هر روز پروار
کجایی «چین» که بردی نفت ارزان
به جای پول دادی بیل و آچار
خبر داری که ما درگیر جنگیم
و می مانیم هر دَم زیر آوار؟
نکردی عطسه ای یا سرفه حتی
ز اعمال «نتانیاهوی» مکار
تو و آن روس بد پیمان و پررو
رفیق جیب مان هستید انگار
ولی هنگام سختی و مرارت
کر و کورید و بی احساس و غدار
بگو «جاوید» به روسیه و چین
شما را گفت باید یار نه، خار!!
