جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد
زاده یکم بهمنماه ۱۳۴۱ در تبریز، رماننویس و نویسندهی داستان کوتاه ایرانی.
از نوجوانی به داستاننویسی علاقهمند بود و چند داستان کوتاهش در گاهنامههای ادبی، آدینه، دنیای سخن، چیستا و مجله زنان منتشر شد. نخستین مجموعه داستانهای کوتاه او به نام «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ منتشر شد و دومین مجموعه با نام «حتی وقتی میخندیم» در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسید و در سال ۲۰۲۰ به ارمنی ترجمه شد.
نخستین رمان او «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که مورد استقبال منتقدان قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شد و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع گشت. همچنین این کتاب به زبانهای انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی و کردی سورانی، ترکی استانبولی و ارمنی ترجمه شده و تاکنون به چاپ بیست و یکم رسیدهاست.
رمان سوم او «رؤیای تبت» در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و چندین جایزه از جمله جایزه بهترین رمان هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را دریافت کرد و تاکنون به چاپ سیزدهم رسیدهاست. همچنین رمان «رازی در کوچهها» به زبان نروژی و فرانسه ترجمه شدهاست. آخرین رمان فریبا وفی «بعد از پایان» و آخرین مجموعه داستان او «بیباد، بیپارو» نام دارد. فریبا وفی دیوان اشعار پروین اعتصامی را به نثر برای نوجوانان بازنویسی کردهاست.
***
رابطه آدمها یخچال و لباسشویی نیست که گارانتی داشته باشد، یک روز هست و یک روز نیست و اگر کسی تضمینی بدهد دروغ گفته است!...
***
وقتی زیاد به رفتن فکر میکنی، سفر را آغاز کردهای. خود به خود از جایی که هستی فاصله گرفتهای...
***
اگر مثل آدم خداحافظی کنی غصّه میخوری، ولی خیالت راحت است! امّا جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد، یک دیدار ناتمام است ...
ذهن ناچار میشود هی به عقب برگردد و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود؛ انگار بِروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی!...
***
دوست تنها چیزی است که هیچوقت تمام نمیشود؛ هرچیز دیگری هم از بین برود دوست میماند... این یادت باشد من همیشه به تو فکر کردهام، دوستهای زیاد دیگری هم پیدا کردهام، اما مثل تو نشدند...



