یک فنجان شعر
بارانی که دور میشود
هاله زارع نیریزی
خیابانی چتر بر سر گرفته
به کوچهای بنبست زل زده
که دارد بر تنهاییاش میبارد
مثل خالی خاک
که سنگی بر آن گذاشتهاند
و بر صورتش گریه میکنند
باران اما
مثل سرنوشت
برای خودش راه میسازد و
از ما دور میشود

نظر شما